تبلیغات
رایحه نجابت - آرایش برای همسر


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    آرایش برای همسر
    انسان‌ها فطرتاً زیبادوست و طینت طلب‌اند، اما زن از آنجا که مظهر جمال و محبوب بودن است، علاقة او به زیور، آرایش و خودنمایی بیشتر از مرد می‌باشد و از طرفی مرد نیز می‌خواهد همسرش را آراسته به زیور و آرایش ببیند.به عبارت دیگر خالق هستی به منظور حفظ و استحکام بنیان خانواده، طبیعت زن را هلاقمند به زیورآلات و آراستن خویشتن قرار داد تا در پرتو آن، عشق و دلدادگی همسرش را بیشتر کرده و محبوبیتش نزد او همیشگی باشد و در نتیجه مرد نسبت به خانواده و تعهدهایش وفادار بماند. از طرف دیگر زن را به سلاح عفاف و حیا مجهز نمود تا تعدیل و کنترل‌کنندة خصلت زینت‌خواهی و خودنمایی او باشد.بدیهی است اگر این عفت و حیای زن نابود یا کاسته شود، در خودآرایی و جلوه‌گری راه افراط و زیاده‌روی را خواهد پیمود و این عمل به خارج از خانه و ایجاد تحریک جنسی در جامعه کشیده خواهد شد، که از عواقب خطرناک آن انحطاط و سقوط مقام معشوق و محبوب بودن زن و فروریختن بنیان خانواده یا ایجاد اختلاف و شکاف میان آنها می‌باشد.تاکید اسلام به زیباسازی زن و شوهر برای یکدیگر به ویژه خودآرایی زن در محیط خانواده و قراردادن ثواب و پاداش و فضیلت‌های زیاد برای آن، مبتنی براین نیاز زن و مرد است تا در پرتو تامین درست آن، از تعدی، انحراف، بیراهه رفتن و خودنمایی در جامعه جلوگیری شود.حیا در کلام دانشمندان غیرمسلمانباتوجه به فضای حاکم برجهان شهوت زدة امروز، اعتراف دانشمندانی که نگرش دینی ندارند به حسن موضوعی مانند حیا بیانگر اهمیت خاص و انکار ناپذیر آن است. البته ما نمی‌گوییم تمام دانشمندان غعیرمسلمان به ضرورت حیا متعرف هستند، ولی اعتراف تعداد اندکی از آنان نیز قابل توجه است.ویل دورانت، دانشمند آمریکایی می‌گوید:«حیا یکی از بهترین صورتهای روحی عشق است و تا شکوه درخشندگی بی‌مانندی بالا می‌رود و گاهی برعجیب‌ترین دواعی نفسانی غالب می‌گردد».پرفسور «اسوالد شوارتز»، پزشک و روان‌شناس اتریشی، در کتاب «روان‌شناسی جنسی» خود می‌نویسد:«علاوه بر مردم شناسی، تجزیه و تحلیل روان‌شناسی نیز ثابت می‌کند که احساس شرم یکی از صفات عمده نوع بشر است، هیچ قبیله‌ای هر قدر هم بدوی باشد، دیده نشده است که از خود شرم بروز ندهد، بچه‌های کوچک نیز شرم دارند. در طی دوران رشد بشر و همچنین در خلال رشد افراد بر وسعت موضوعاتی که مورد حمایت شرم قرار می‌گیرد، افزوده می‌شود، حمایت وظیفة مخصوصی است که برعهدة شرم‌گذارده شده است».او در ادامه می‌نویسد:«بعد از جنس که اصل و هسته است، شرم از کل شخصیت ما، نه در شکل منحط آن مثل خودپرستی، بلکه در معنای صحیح «قدرخودشناسی» حمایت می‌کند».«مونتسکیو»، دانشمند فرانسوی، در کتاب مشهور خود که با نام «روح‌القوانین» به فارسی ترجمه شده است، فصلی با عنوان «حجب و حیای طبیعت» دارد و در ضمن بیان اهمیت حیا و لزوم حفظ آن می‌نویسد: «حجب و حیا و خودداری مطابق قوانین طبیعت است».دکتر «فلاسن»، استاد دانشگاه روچستر، می‌گوید: «خجالت کشیدن از کارهای زشت و حیا علامت سلامت است».حیا در کلام دانشمندان مسلمانبسیار بعید است بتوان یک دانشمند مسلمان متعهد اعم از شیعه و سنی پیدا کرد که دربارة حیا مطلبی نوشته یا گفته باشد و از آن بدگویی کرده یا حتی در ستایش آن سخنی نگفته باشد؛ مگر آنجا که سخن از حیا به معنای «کمرویی» بوده است.سخنان علما و دانشمندانی، مانند: علامه مجلسی در کتابهای «مرات‌العقول»، «عین‌الحیات»، و «بحارالانوار» و نیز سخنان علامه آمبی در «نفایس الفنون»، جرجانی در «تعریفات»، علامه راغب اصفهانی در «مفردات»، ابن‌منظور در «لسان‌العرب» شهید مطهری در کتاب‌های «مسئلة حجاب و اخلاق جنسی» و دیگران حاکی از نگرش مثبت آنان به «حیا» و تاکید برنقش مثبت آن در زندگی انسان است.از آنجا که در مبحث «تعریف حیا» در چند صفحة آینده به صورت ضمنی با دیدگاه این دانشمند در مورد جایگاه و اهمیت حیا آشنا می‌شویم و از طرفی نقل سخنان این بزرگواران بحث را طولانی خواهد کرد. به بیان دیدگاه یکی از صاحب‌نظران و نویسندگان مسلمان معاصر اکتفا می‌کنیم.دکتر حداد عادل می‌گویند:«شرم یکی از صفات مخصوص انسان است و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد دست کم بعضی از اندام خود را بپوشاند؛ اگر سخن گفتن، منطق داشتن و وجدان داشتن که از جمله تفاوت‌های انسان با حیوانات است، برای انسان «کمال» محسوب می‌شودو به او ارزش می‌بخشد، چرا احساس شرم (که مخصوص انسان است) کمال محسوب نشود».حیا در کلام معصومین(ع)آنچه در زیر می‌خوانید خوشه‌ای است زرین از کلام معصومین(ع) پیرامون حیا:•    حیا مجسمة خوبی‌ها:پیامبر(ص): «لوکان الحیاء رجلا لکان صالحاً»: اگر حیا به صورت مردی مجسم می‌شد، هر آینه مردی صالح و نیکوکار بود».•    سراسر خوبی:پایامبر(ص): «الحیاء خیرکله؛ حیا سرتاپا خیر و خوبی است».•    شکوفة ایمان:امام علی(ع): «الایمان شجره اصلها الیقین و فرعها التقی، و نورها الحیاء و ثمرها السخاء، ایمان درختی است که ریشه‌اش یقین، شاخه‌اش پرهیزگاری، شکوفة آن حیا و میوه‌اش بخشندگی است».•    کلید همه خوبی‌ها:امام علی(ع): «احسن ملابس الدنیا الحیاء: زیباترین جامة دنیا، حیاست».•    برشما باد رعایت حیا:اما صادق(ع) نامه‌ای به اصحاب خود نوشتند و سفارش کردند، پوسته آن را بخوانید و از نظر بگذرانید. ایشان در نامه خویش این عبارت را بیان نمودند:«علیکم بالحیاء و التنزه عما تنزه عنه الصالحون قبلکم: برشما باد (ملزم باشید) به رعایت حیا و پاک ماندن از آنچه مردمان صالح پیش از شما از آن پاک مانده‌اند».•    نور:امام صادق(ع): «الحیا نور جوهر صدر الایمان: شرم نوری است که گوهر آن عالی‌ترین درجة ایمان است».•    ویژة انسان:امام صادق(ع): «ای مفضل، در آنچه خداوند بزرگ مرتبه و بی نیاز در میان آفریدگان، تنها انسان را به آن آراست بنگر، مقصودم «حیا» است.•    سرآمد مکارم اخلاقی:امام صادق(ع) می‌فرمایند: «بزرگواری‌های اخلاقی ده چیز است:... راستی با مردمان، راسنگویی زبان، امانتنداری، پیوند با خویشان، مهمان‌دوستی و نیکویی نمودن با او، طعام دادن به سائل، پاداش دادن به خاطر انجام کارها، خودداری از سرزنش همسایه و سر همة این بزرگواری‌ها حیاست».•    بر بی‌حیایی خود باید گریست:امام صادق(ع): «به درستی که خداوند عزوجل پیامبران را به مکارم اخلاق اختصاص داده است. پس هر کس(این مکارم)در او وجود دارد، خدا را براین نعمت سپاس گوید و هر کس در او وجود ندارد، باید به درگاه خدا تضرع و زاری نماید و این مکارم اخلاقی را درخواست کند». راوی سوال نمود: فدایت شوم این صفات چیست؟ فرمودک ورع(پارسایی)، قناعت، صبر، شکر، بردبای، حیا، سخاوت، شجاعت، غیرت، راستگویی در گفتار و ادای امانت».با مراجعه به متون دینی بخوبی روشن می‌شود که چرا برای فقدان صفت حیا باید به درگاه خدا تضره و زاری شود.سلمان فارسی، شاگرد برجستة مکتب وحی، می‌گوید:«هرگاه خدا بخواهد بنده‌ای را هلاک کند، حیا را از او می‌گیرد، پس آنگاه خدا را ملاقات نمی‌کند، مگر به صورت خیانت کننده و خیانت شونده و هرگاه چنین باشد از او (صفت) امانتداری گرفته می‌شودو هرگاه این صفت از او گرفته شد، خدا را ملاقات نمی‌کند مگر تندخو و سنگدل و هرگاه چنین شد ریسمان ایمان از او گرفته می‌شودو هرگاه ریسمان ایمان از او گرفته شد، خدا را ملاقات نمی‌کند، مگر به صورت شیطانی لعنت شده».•    محرومیت بی‌حیا از بهشت:پیامبر(ص) می‌فرماید: «به درستی که خدا بهشت را برهر فحاش بد دهن و کم‌حیا که اهمیت نمی‌دهد چه بر زبان می‌آورد و در حق او چه می‌گویند حرام کرده است».•    کم حیایی و کفر:پیامبر(ص) می‌فرماید: «قله الحیاء الکفر: کمی حیا، کفر است».حیا در قرآنقرآن مجید هنگام بازگویی داستان دختران شعیب و حضرت موسی(ع) می‌فرماید: «جائت احداهما تمشی علی استحیاء: یکی از آن دو دختر در حالی که با حیا راه می‌رفت، آمد.علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرماید:«اینکه خداوند کلمة استحیاء را نکره و بدون الف و لام آورده، برای رساندن عظمت آن حالت (یعنی حیا) بوده است و منظور از اینکه «راه رفتنش براستحیا بوده» این است که عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پیدا بوده است.»علامه مجلسی نیز در توضیح این بخش از آیه می‌فرماید:«یعنی آن دختر باحیا و آن گونه که عادت زنان باحیاست راه می‌رفت و نیز گفته شده است با آستین لباس، صورت خود را پوشانده بود».با دقت در این آیة شریفه، اهمیت حیا فهمیده می‌شود، زیرا اگر اهمیتی نداشت (ظاهرا) لزومی نداشت خداوند آن را متذکر شود آن هم با عبارتی که بیانگر عظمت این حالت است؛ به این معنا که اگر حیا مانند سایر حالات، معمولی و کم‌اهمیت بو، ذکر آن لغو و بی‌فایده بود.حیا در ادیان الهیبی‌مناسبت نیست اکنون که دیدگاه اسلام پیرامون حیا مطرح شد، دیدگاه برخی ادیان دیگر(که ریشة الهی داشته‌اند) نیز مطرح شود.در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان آمده است:«و زنان نیز به لباس مزین به حیا و پرهیز(نه به گیسوها، طلا، مروارید یا رخت‌های گرانبها) خود را بیارایند». همچنین آمده است:«... با جوانان چون برادران رفتارنما و با پیره زنان چون با مادران؛ و با زنان جوان چون با خواهران با کمال حیا».در برخی از کتب زرتشتیان نیز به این موضوع مهم اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در قسمتی از اندرزهای «آورباد ما را سپند» موبد موبدان چنین آمده است:«دختر شرمگین [خود] را دوست بدارد و او را به مردی هوشیار و دانا به عروسی ده... با زن فرزانه و شرمگین عروسی کن و او را دوست بدار».ممکن است کسی وضعیت فعلی پیروان ادیانی مانند مسیحیت را دلیل بر بی‌تفاوتی این ادیان نسبت به صفت حیا بداند، ولی واقعیت چنین نیست، زیرا رویة فعلی آنان، هم با دستوران دینی‌شام سازگار نیست هم با رویة مسیحیان گذشته هماهنگی ندارد.ویل دورانت در «تاریخ تمدن» طی تصویری که از برگزاری اعیاد مسیحیان و ایام شادی وتفریح آنان ارائه می‌دهد، می‌نویسد:«چادر و روبند برای همگامن حتی برای خانم‌های اشراف ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی‌گذاشت... و حتی برای تفریح با حجب و حیای کامل در مجالس انس یا گردش‌های دور از اغیار شرکت می‌جستند».«حیا یک ویژگی شخصیتی است که باعث می‌شود، فرد نسبت به وقوع کاری که آن را زشت می‌داند نوعی احساس بازدارنده یا ناراحت‌کننده داشته باشد».فلسفة وجودی حیای بیشتر در زنانپیش از آنکه وارد این بحث شویم تذکر این نکته لازم است که نگرش دانشمندان ونویسندگان به حیای زن، نگرش دانشمندان و نویسندگان به حیای زن، نگرش خاصی است، به گونه‌ای که احساس می‌شود ماهیت حیای زن با سایر اقسام حیا متفاوت است. حیا به صورت مطلق یعنی پرهیز از زشتی و حیای زن یعنی پرهیز از زشتی و حیای زن یعنی پرهیز و دوری از مزد؛ به عبارت دیگر «حیای زن یعنی حریم ودورباشی که زن خود به خود در زمنیة روابط زن و مرد از خویش بروز می‌دهد». حتی ممکن است این حالت شامل مقدمات ارتباط زن و مرد(مثل خواستگاری) هم بشود. با توجه به این نکته (یعنی تفاوت حیای زن با سایر اقسام حیا) امکان دارد علمی مانند «گفتن بله به پدر در پاسخ این سوال که آیا قصدازدواج داری یا نه؟» کار شتی نباشد، ولی دختر از گفتن آن شرم کند.البته ممکن است بتوان دلیلی برای زشت بودن آنچه به نظر زشت نمی‌رسد، پیدا کرد و در نتیجه حیای زن را همان پرهیز از شتی دانست و تفاوتی میان حیای زن و سایر انواع حیا قائل نشد، ولی ما فعلا وارد این بحث پیچیده نشده و به همان فلسفة وجود حیای بیشتر در زن می‌پردازیم.همیشه شنیده‌ایم زن باید با حیا باشد، به گونه‌ای که در بسیاری از موارد به محض شنیدن کلمة حیا، ذهن متوجه به جنس زن شده و کمتر متوجه مرد می‌شود! بزرگان علم و دین نیز براین مسئله تاکید کرده و حیا را (در عین آنکه برای مردم لازم می‌دانند) برای زنان ضروری‌تر شمرده‌اند.مونتسکیو می‌نویسد:«...تمام ملل جهان براین عقیده مشترک هستند که زنان باید حجب و حیا داشته باشند».پیامبر(ص) می‌فرمایند:«الحیاء عشره اجزاء فتسعه فی النساء و واحد فی‌الرجال: حیا ده بخش است. نه بخش آن در زنان و یک بخش آن در مردان است».همچنین از آن حضرت نقل شده است:«حیا زیباست، ولی از جانب زنان زیباتر است».اکنون سوال این است؛ چرا درمورد حیای زنان بیشتر تاکیده شده است؟ اگر حیا وسیله‌ای برای پرهیز از زشتی‌ها، چه تفاوتی میان زن و مرد وجود دارد؟ آیا آنان (چه زن و چه مرد) نباید از کارهای زشت دوری کنند؟ پس چرا در زنان نه برابر بیش از مردان، حیا به ودیعت گذاشته شده است؟باتوجه به آنچه صاحبنظران دربارة این موضوع گفته‌اند و نیز با تفکر و تامل دربارة موضوع، معلوم می‌شود تفاوت جنس زن و مرد در زمینة روحیة حیا مربوط به «جنسیت زن و مرد» می‌شود؛ یعنی ویژگی‌های جنس زن و مرد در این زمینه موثر بوده است. لذا فلسفة وجود حیای بیشتر در زنان را می‌توان از دو زاویه بررسی کرد: نخست، حفظ موقعیت زن در برابر مرد؛ دوم، حفظ عفت عمومی جامعه و مردم.حفظ موقعیت زن در برابر مردبرای بقای اجتماع انسانی و تشکیل خانواده، لازم است زن و مرد نسبت به یکدیگر کشش و جاذبة قوی داشته باشند تا در کنار این جاذبه و تمایب به یکدیگر، سختی‌های زندگی خانوادگی را (از قبیل: کار، خانه‌داری، تربیت فرزند و...) متحمل شونند؛ از سوی دیگر در هر جاذبه‌ای دو عنصر وجود دارد: یکی «جذب کننده» و دیگری «جذب شونده» و این واقعیت، به اجبار انسانها را به دو دسته جذب کننده و جذب شونده و یا به عبارت دیگر «طالب» و «مطلوب» یا «عاشق» و «معشوق» تقسیم می‌کند. این جاست که قرعة طالب بودن به نام مرد و قرعة مطلوب بودن به نام زن درآمد. زن واجد ویژگی‌هایی؛ از قبیل: زیبایی، ظرافت، لطافت و... شد و مرد(در مقایسه با زن) فاقد این ویژگی‌ها گردید تا روحیه طلب در او ایجاد شود و به طراغ زن برود؛ این رویه بخوبی می‌تواند زمینة تشکیل خانواده و اجتماع بشری را فراهم نماید. حال اگر در این روند (یعنی طالب بودن و مطلوب بودن زن) خللی پیش آید، زندگی اجتماعی بشر دستخوش مشکلات متعددی می‌شود. یکی از عواملی که می‌تواند این روند را مختل کند و روحیة طلب را در مرد ضعیف کند، سهل‌الوصول بودن زن است.این یک واقعیت است که هر چیزی که به راحتی به دست بیاید ارزش خود را از دست می‌دهد. شما به دو عنصر خاک و طلا نگاه کنید! کدام یک مفدیتر است؟ مطمئناً خاک! اما کدام یک در نظر مردم با ارزش‌تر است؟ طلا! دلیل این امر آن است که خاک با همة فوایدش، آن قدر در این کرة خاکی فراوان است که هر کس بخواهد به آن دسترسی دارد، اما طلا را باید با هزاران زحمت و مشقت به دست آورد. زن نیز با همة محاسنی که دارد اگر به راحتی در اختیار مردان قرار گیرد ارزش خود را از دست می‌دهد، لذا روحیة حیا در او بیش از مرد وجود دارد، تا خود را به راحتی در اختیار مردان قرار ندهد.دانشمند فرانسوی، مونتسکیو، بانگاه «حقوقی» خاص خود می‌نویسد:«قوانین طبیعت این طور حکم کرده و لازم دانسته که زنها محجوب باشند و بر شهوات خود غلبه نمایند. طبیعت مرد را طوری آفریده که تهورش زیادتر می‌باشد، ولی زن طوری آفریده شده که خودداری و تحملش زیادتر است. بنابراین هرگز نباید تصور کرد افسار گسیختگی زنها برطبق قوانین طبیعیت است، بلکه افسار گسیختگی برخلاف قوانین طبیعت می‌باشد و بالعکس، حجب و حیا و خودداری، مطابق قوانین طبیعت است.»دانشمندان متعدید نیز از قبیل: استاد شهید مطهری، علامه ابوالاعلی مودودی، مولانا جلال الدین رومی و دیگران به زبان‌های مختلف و شیواتر از مونسیکو این رابطة طبیعی زن و مرد و لزوم وجود حیا و حریم در میان آنان را تبیین کرده‌اند که می‌توان به آنمباحث مراجعه کرد. در هر صورت محجوب و با حیا بودن زن و سهل‌الوصول نبودن وی بر ارزش زن می‌افزاید. لازم به ذکر است زن وقتی سهل‌الوصول نباشد هم نزد دیگران با ارزش است و هم ارزش او، ارزش واقعی است نه اعتباری و فرضی، چون او دارای یک قدرت و کمال روحی است که می‌تواند خود را زمینة روابط اجتماعی، پوشش و... کنترل کند؛ به عبارت دیگر ارزش چنین زنی «کاذب» نیست. البته زن باید علاوه برصفت حیا، کمالات دیگر و فضایل فزون‌تری نیز داشته باشد تا مرد پس از وصال، او را سزاوار محبوبیت و مطلوبیت بیابد.اما اگر زن برای مردان سهل‌الوصول باشد، نه تنها در قلب آنان محترم و با ارزش نیست بلکه آن مقدار ارزش واقعی هم که دارد تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و رنگ می‌بازد، همان‌گونه که خاک ارزشمند به دلیل در دسترس بودن کم ارزش است.متفکر شهید استاد مطهری پس از تبیین رابطة فوق می‌فرماید:«حیا، عفاف و پوشش تدبیری است که خود زن برای بالا بردن ارزش و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار می‌برد».ویل دورانت می‌گوید:«شرم و عفت برای دختر همچون وسیلة دفاعی است که به او اجازه می‌دهد از میان خواستگاران خود شایسته‌تین آنان را برگزیند و یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی به تهذیب(و اصلاح) خود بپردازد».یکی از نویسندگان می‌‌نویسد:«اگر حیا در زن از بین برود و یا کم باشد، این بار این زن است که برای ارضای شهوت خود باید دنبال مرد برود، بع عبارت دیگر، زنی که مظهر محبوبیت و مطلوبیت است، به یک موجود محتاج و ذلیل تبدیل می‌شود که برای رفع احتیاجش [احتیاج جنسی و عاطفی]، خود را ذلیلانه به مردان عرضه می‌کند. این فاجعه همان چیزی است که سال‌هاست در غرب و کشورهای پیرو آن رخ داده است».ویل دورانت ابتدا از قول ویلیام جیمز می‌نویسد:«زنان دریافتند که دست و دلبازی، مایة طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند... [آنگاه خود می‌نویسد:] دحیا از جشمه‌های گوناگون می‌زاید و یکی از لطیف‌ترین دلفریبی‌های زنان می‌گردد. زنان بی‌شرم جز در موارد زودگذر برای مردان جذاب نیستند، خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است. مرد جوان به دنبال چشم پر از حیاست و بدون آنکه بداند حس می‌کند که این خودداری ظریفانه[=حیا] از یک لطف و رقت عالی خیر می‌دهد».و خلاصه برتراند راسل می‌نویسد:«تصور من براین است که اگر مردی به سهولت به زنی دست بیازد احساس آن مرد نسبت به آن زن یک نوع احساس عاشقانة عمیق نمی‌باشد».با توجه به آنچه گفتیم روشن شدن که چرا حیا در زنان بیشتر است و اگر نبود چه می‌شد، ولی ممکن است این سوال برای تعدادی از خوانندگان عزیز پیش بیاید که:حیا مانع شناخت زن و مرد(دختر و پسر) از یکدیگر می‌شود، آیا بهتر نیست قبل از ازدواح یکدیگر را بشناسند؟در عین تاکید براین مطلب که «شناخت قبل از ازدواج» لازم است جهت رعایت اختصار در چند بند به صورت فشرده پاسخ را ذکر می‌کنیم:1. حیا مانع از شناخت کامل است، ولی کاملا مانع از شناخت نیست.2. چه شناختی مورد نظر است؟ به عبارت دیگر آیا شناخت ویژگیهای جنس و مخالف منظور نظر است؟ اگر چنین است این شناخت در خلال مصاحبت با محرام به اضافه بازی‌های کودکانه دختر و پسر در دوران کودکی و معاشرت‌های ضروری حیامند با غیرمحارم حاصل و هدف تامین می‌شود.3. شناخت ویژگی‌های فردی افراد نسبت به همه ناممکن است و نسبت به افراد خاص، در قالب نامدی رسمی(صیغه محرمیت)، مشروع و قابل دسترسی است.4- ویژگی‌های ذاتی انسان(که اصل است) میان زن و مرد مشترک است و ویژگی‌های اختصاصی در خلال مراحلی که گفتیم تا حد زیادی (و به مقدار مورد نیاز) شناخته می‌شود.از این گذشته، آیا واقعاً دختران و پسران باحیا از روحیات و ویژگی‌های جنس مخالف بی‌اطلاع هستند؟ آیا این افراد بعد از ازدواج یا موجودی ناشناخته مواجه می‌شوند؟! بعید است کسی چنین تصوری داشته باشد، ولی اگر چنین باشد باید بگویم اشتباه می‌کند. شناخت افراد باحیا از جنس مخالف کم نیست؛ مگر شناخت تنها از راه روابط عاری از حیا حاصل می‌شود؟!حفظ عفت عمومی جامعهبه طور مختصر می‌توان گفت: از دلایل اصلی وجود حیا درانسان «حفظ عفت و کنترل شهوت» است و این مسئله علاوه برآنکه با اندکی دقت معلوم می‌شود دراحادیث متعدد هم به آن اشاره شده است، مثلاً حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «علت پاکدامنی حیاست». یا می‌فرمایند: «پاکدامنی به اندازة شرم و حیا بستگی دارد».از طرفی یکی از اصلی‌ترین راه‌های حفظ عفت آن است که زن و مرد خود را بریکدیگر عرضه نکنند. می‌دانیم اگر مرد خود را بر زن عرضه کند، زن به راحتی تحریک نمی‌شود ونمی‌پذیرد، ولی اگر زن خود را مرد عرضه کند، مرد به راحتی و به سرعت می‌پذیردو در اینجا نیازی به چیزی است کهنگذارد زن خود را بر مرد عرضه کنند و آن چیز حیاست. حیاست که اگر وجود داشته باشد باعث می‌شود زن خجالت کشد و حتی در صورت تمایل خود را عرضه نکند. اگر مردان می‌توانند پاکدامنی خود را حفظ کنند، معمولاً برای تقوای آنها نیست بلکه برای آن است که زنان حیا دارند و خود را در اختیار آنان قرار نمی‌دهند.همه دیده یا شنیده‌ایم یک زن بی‌حیا و خودفروش چقدر مردها را به خود جلب می‌کند.علاوه برآنچه گفتیم، توجه به یک نکتة مهم لازک است: به اعتراف بسیاری از دانشمندان، زن صفتی به نام «تبرج» دارد. تبرج به معنای «تمایل به خودنمایی و جلب توجه دیگران» دارای دو بعد مثبت و منفی است. بعد مثبت آن از محسنات زن و مکمل‌ همان چیزی است که از آن با عوان «جاذبه میان زن و مرد» نام بردیم. صفت تبرح و خودنمایی باعث می‌شود زن زیبایی‌های خود را به نحوی نمایش دهد که مرد بیش از پیش شیفتة او شود، اما مصالح اجتماعی وخانوادگی ایجاب می‌کند این زیبایی‌ها تنها در معرض دید «همسر» قرار گیرد. اینجاست که لازم می‌شود نیرویی از درون، صفت تبرح را کنترل و تعادل را در حرکت و رفتار زن برقرار کند.متفکر بزرگ عالم اسلام، علامه ابوالاعلی مودودی، در کتاب «الحجاب» می‌گوید:«... دست تدبیر آفرینش از طرفی غریزة خودنمایی را در نها زن جبلی ساخته تا نهاد خانواده استحکام یابد و از طرف دیگر حیا را در وجود زن قرارداده است تا به طور غریزی و فطری به حجاب روی آورد و تباهی خود و اجتماع را دامن نزند».با دقت در این مطلب معلوم می‌شود، حال که صفت خودنمایی در زن وجود دارد(و به این شکل در مرد وجود ندارد) لازم است حیای زن بیشتر باشد تا عفت عمومی جامعه حفظ شود.فواید حیاوجود حیا در انسان علاوه برآنکه ضرورت دارد فواید متعددی نیز دارد که هر انسان اندیشمندی با توجه به آنها به حسن و زیسبایی حیا اعتراف می‌کند. ناگفته نماند ممکن بود برخی از فواید را به دلیل آنکه اهمیت زیادی دارد و برای انسان ضروری است به عنوان «فلسفة وجود حیا درانسان» ذکر کنیم، ولی به دلایلی از آن صرف‌نظر و در بخش فواید ذکر می‌کنیم.•    تذکر: این فواید به دو دستة کلی تقسیم می‌شود:الف) فوایدی که بدون اعتقاد به دین و به اصطلاح با نگاه برون دینی، پذیرفتنی است، اگرچه برای تایید بیشتر مطلب، گاهی از احادیث نیز استفاده می‌شود.ب) فوایدی که صرفاً برای معتقدان به دین اسلام مقبول و مستند آنها احادیث اسلامی است.البته ممکن است ما فایده‌ای را در بخش «نگاه درون دینی» ذکر کرده باشیم، ولی بتوان آن را در بخش «نگاه برون بینی» آورد(یا بالعکس). بدیهی است در اینگونه موارد به اصل هدف که بیان فواید حیاست، لطمه‌ای وارد نمی‌شود.فواید با نگاه برون دینی1-    پاکدامنی 2-    کاهش بزهکاری ئ خشونت3-    بقای نسل4-    حفظ هویت جنسی5-    ایجاد هنر، عشق و لذت6-    سلامت7-    حفظ شخصیت انسان8-    مهمان نوازی9-    اهتمام به رفع نیازهای دیگران10-    رعایت کردن حقوق والدین و بستگان11-    وفای به عهد و امانت‌داری12-    حفظ دوستی‌ها13-    ادب14-    متنانت15-    احساس امنیت16-    فروتنی17-    پوشیدگی عیوبفواید و آثار مثبت حیا، از نگاه درون دینی1-    مانع از کارهای زشت و حرام2-    محبوبیت نزد خدا3-    عامل دستیابی به تمام خوبی‌ها4-    حیا زیبایی بی‌پایان، که به همه چیز زیبایی می‌بخشد5-    شادابی، پیروزی، خوشنامی و...ارتباط پوشش با حیایکی از مسایل مهم در مبحث حیا ارتباط «پوشاک» با «حجاب» و تاثیر مقابل پوشاک و حجاب برحیاست. برای آنکه از ابتدا مطالب این بخش برای خوانندگان واضح شود می‌توان تقسیم‌‌بندی زیر را ارائه نمود و قسمت‌های مرتبط به بحث را توضیح داد:الف) ارتباط حیا با پوشاک و پوشیدگی؛ب) ارتباط حیا با حجاب اسلامی؛ج) تاثیر پوشیدگی و حجاب برحیابسیاری از نویسندگان استفادة انسان از لباس را معلول وجود روحیة حیا در انسان می‌دانند.دکترحدادعادل می‌نویسد:«از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده مسلم شده، لباس دست کم پاسخ‌گوی سه نیاز آدمی است، یعنی اینکه او را از سرما و گرما و باد و برف و باران حفظ می‌کند؛ دیگر اینکه برای حفظ عفت و شرم به او کمک می‌نماید. و بالاخره به او آراستگی و وقار می‌بخشد. پس منشا اصلی پیدایش لباس نیاز به محفوظ ماندن، عفیف ماندن و زیبا بودن است».ویل دورانت با آنکه میان حیا و پوشش ارتباطی قائل نیست، ولی لحظه‌ای نظر خود را فراموش کرده وخلاف آن را ثابت می‌کند، او می‌نویسد:«در مصر قدیم، در لباس پوشیدن، انواع تطور و تکامل گذشته است؛... در آغاز کودکان پسر و دختر تا سیزده سالگی سرتا پا برهنه بودند و جز گوشواره و گردند هیچ چیز با خود نداشتند، ولی دختران کمی شرم می‌کردند و به کمرگاه خود کمربندی از مرواردی و خرمهره و نظایر آن می‌آویختند».وی در حای دیگر می‌نویسد:«... از همین جا [یعنی اکتفا کردن زن به شوهر خود] احساس حیا و عفت پیدا می‌شود و اگر لباس تا این زمان به علت زینت و حفظ بدن ایجاد نشده باشد، روی همین احساس [شرم] وارد زندگی می‌گردد».در متون دینی نیز به ارتابط پوشیدگی و حیا اشاره شده است؛ برای مثال در حدیثی می‌خوانیم، پیامبر(ص) مردی را می‌بیند که در حال غسل دادن و شستن خود است؛ به گونه‌ای که مردم او را می‌بینند، پیامبر(ص) فرمودند:«بدرستی که خداوند حیا و پوشش بندگانش را دوست دارد. پس هر کدام از شما که خود را می‌شود، باید از مردم پنهان شود زیرا قطعاً حیا زینت اسلام است».حجاب اسلامی نیز که نوعه خاصی از پوشش است، ارتباط ویژه‌یا با «حیا» دارد، به گونه‌ای که در بسیاری از کتاب‌های نگاشته شده دربارة حجاب اسلامی، هرگاه واژة حجاب به کار برده‌اند، واژة «حیا» را نیز در کنار آن آورده‌اند. گویا این دو واژه مترادف هستند! ارتباط حجاب و حیا، جالب است، به این معنا که حجاب هم متاثر از حیاست، یعنی ریشة حجاب همان حیاست و هم برحیا اثر می‌گذارد، به این معنا که استفاده از حجاب میزان حیای افراد را بلا می‌برد.برای آنکه موضوع روشن شود در این مثال‌ها دقت کنید: فقر باعث روی آوردن ب اعتیاد می‌شود و اعتیاد سبب افزایش فقر می‌گردد یا نابسامانی‌های خانواده باعث طلاق، و طلاق باعث نابسامانی بیشتر خانواده می‌شود و یا...در مسایل اجتماعی و انسانی از این گونه موارد که با عنوان «زنجیره علی دورانی میردال» نام می‌برند، زیاد به چشم می‌خورد، حجاب و حیا نیز از این قبیل موارد است، یعنی حجاب هم معلول حیاست و هم علت افزایش و تقویت حیاست.بسیاری از نویسندگان و گویندگان مذهبی سعی می‌کنند برای ایجاد گرایش دختران به حجاب اسلامی با ارائة دلیل و استدلال آنان را متقاعد سازند، ولی به نظر اینجانب تا روحیة حیا در دختران ایاد و تقویت نشود با صرف استدلال نمی‌توان آنان را با حجاب کرد. دلیل این امر علاوه بر تجربه آن است که استدلال بعد عقلی انسان را قانع می‌کند، اما بعد احساسی او را اشباع نمی‌نماید. پیش از این در بحث «فلسفة وجود حیا در انسان» به طور مبسوط توضیح دادیم که تا «احساس قلبی» در کار نباشد انسان دست به کاری نمی‌زند، گفتیم: عقل راه را به انسان نشان و احساس به انسان انرژی و انگیزه می‌دهد. آن احساسی که می‌تواند به دختران، انگیزة استفاده از حجاب اسلامی را بدهد احساس حیاست. تازمانی که دختر یا زن احساس نکند نمایان بودن مو و سر و گردن یا تنگی و کوتاهی لباس زشت است و از آن شرم نکند، انگیزة لازم برای پوشاندن خود را به صورت مناسب ندارد.گرحیا نبود، بیفتد رسم عصمت از میان                    ورحجابی در میان است از تقاضای حیاستبنابراین:•    دختران باید روحیة حیا را در خود زنده کنند.•    پدران و مادران باید حیا را به دختران خود بیاموزند.•    مردان باید از همسران خود حیا بخواهند.•    و خلاصه متولیات امور فرهنگی و دینی اهمیت حیا را یادآور شوند.آری، تا زنان و دختران ما این واقعیت را نپذیرند که بی‌حجابی و بدحجابی زشت و مغابر با حیاست، دست از آن بر نمی‌دارند، اما همین که به صفت زیبای حیا آراسته شوند، خودبه خود با حجاب می‌شوند.گفتیم که رعایت کردن حجاب برافزایش حیا اثر دارد و از عوامل تقویت آن به حساب می‌آید. اکنون می‌خواهیم بگوییم «رعایت نکردن حجاب باعث کاهش حیا می‌شود و از عوامل تضعیف آن است».رعایت نکردن حجاب در مقابل مردان نامحرم به سه شکل اتفاق می‌افتد:1-    نمایان بودن تمام یا بخشی از بدن(غیر از صورت و دست‌ها تامچ)؛   2-    آرایش داشتن صورت و زینت داشتن دست.3-    تحریک آمیز بودن لباس و جلب کردن توجه مردان.اما چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود لباس زن برای مردان تحریک‌آمیز باشد و توجه آنان را جلب کند؟برخی تحقیقات (مانند آنچه دکتر غلامعلی حدادعادل به صورت مستند در کتاب «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» ارائه داده است) نشان می‌دهد که دو ویژگی اساسی سبب می‌شود لباس، باعث تحریک و جلب توجه شود:الف) تنگ و چسبان بودن    ب) کوتاه بودن.استفاده از مانتوها و شلوارهای تنگ و چسبان که حجم بدن را در معرض دید همگان قرار می‌دهد و نیز استفاده از مانتوها و شلوارهای کوتاه که گاهی بالاتر از زانو قرار می‌گیرد هم با صفت زیبای حیا همخوانی ندارد و هم باعث می‌شود حیای این افراد کم شود تا جایی که هر روز به تنگی و کوتاهی لباس افزوده می‌شود و زمانی می‌رسد که شخص ابایی ندارد از بدحجابی به بی‌حجابی و از بی‌حجابی به برهنگی منتقل شود.این گونه استفاده کردن از لباس باعث می‌شود کسانی مانند مولف کتاب «جزیرة مرغان سقا» گمان کنند لباس ذاتاً موجب تحریک و رشد فساد است و بگویند: «لباس سبب زیاد شدن فساد و فحشا می‌شود». انسان امروز گمان می‌کند با پوشیدن لباس‌های آنچنانی گوی سبقت را در میدان تمدن و پیشرفت از تمام انسان‌های قبل از خود ربوده اس. غافل از آنکه تازه مثل انسان‌های اولیه در تمدن‌های قدیم مصر باستان، بابل و آشور شده و حتی مانند قبایل اولیة قبل از تمدن یا از تمدن ماندة آفریقا شده است!ویل دورانت، کاوشگر آمریکایی، که دربارة تمدن بشری تحقیقات زیادی انجام داده است می‌گوید:«غالب اوقات مشاهده می‌کنیم که زن ساده ابتدایی از لباس همان چیز را می‌خواهد که زن پیشرفتة عصرهای بعد از آن می‌خواهد، به این معنا که مقصود وی آن نیست که لباس برهنگی او را بپوشاند، بلکه چنان می‌خواهد که لباس لطف اندام او را درنظر دیگران آشکارتر نمیاش دهد، راستی که همه چیز درتغییر است مگر زن و مرد!»در پایان این بخش تذکر دو نکته لازم است: اول آنکه، علاوه بر ویژگی‌های تنگی و کوتاهی لباس که باعث جلب توجه می‌شود، برخی از روانشناسان، رنگ‌‌های «زرد، قرمز، صورتی و نارنجی» را موجب تحریک و جلب توجه دیگران می‌دانند؛ دوم آنکه، انسان باحیا معمولاً «درون‌گرا» است و در نتیجه به صورت طبیعیت از جلب توجه کردن و خودنمایی در قالب مدگرایی پرهیز می‌کند.در ادامه برخی دیگر از نمودهای حیا را فهرست‌وار ذکر می‌کنیم:•    زن باحیا از نمایان شدن مو یا بدن خود در برابر نامحرم یا نامحرمان خجالت می‌کشد.•    شخص باحیا در صورت نمایان شدن غیراختیاری اعضای حساس بدن خود در برابر غیرهمسر خجالت می‌کشد.•    از انجام اعمال و حرکات شهوانی در مقابل غیرهمسر شرم می‌کند.•    از گفتن کلمات و جملات عشقی و جنسی در برابر والدین خود شرم می‌کند.•    از دیدن صحنه‌های شهوانی در مقابل دیگران بخصوص والدین شرم می‌کند.•    از پوشیدن لباس‌های نیمه‌عریان یا زیر در برابر هم‌جنسان خود، در اماکن عمومی یا نیمه عمومی (غیر از حمام و استخر) شرم می‌کند.•    از پوشیدن لباس زیر در مقابل غیرهمسر(حتی اعضای خانوادة خود) شرم می‌کند.•    زن در مقابل نامحرم با صدای بلند نمی‌خندد.•    زن حاضر نمی‌شود در فیلم یا تئاتر نقش همسر کسی را بازی کند.  



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر