تبلیغات
رایحه نجابت - نكانی از شخصیت اسلامی زن


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    نكانی از شخصیت اسلامی زن
    مقدمه مترجم :
    امروزه در علم حقوق قانونى را مترقى مى دانند كه اثر بهترى داشته و بتواند جنایات را به حداقل ممكن برساند. به همین علت ما قوانین و مقررات مكتب مقدس اسلام را با قوانین مكتبهاى حقوقى جهان مورد مقایسه و بررسى قرار مى دهیم و از خواننده گرامى مى خواهیم كه بى طرفانه قضاوت كند و پیش از اینكه اسلام را یك آئین آسمانى بداند آنرا یك مكتب حقوقى كامل به شمار آورد بطور مثال: قانون اسلام مقرر مى دارد كه تحت شرایطى مجازات دزد بریدن چهار انگشت دست اوست ولى قانون مكتبهاى حقوقى دیگر اظهار مى دارد كه باید دزد را با زندان و تنبیه هاى دیگر كیفر داد. ما خیلى بى طرفانه نتیجه این دو قانون را مورد بررسى قرار مى دهیم. در تواریخ اسلامى آمده كه: (در ظرف200 سال در سراسر بلاد اسلامى(1) فقط شش مرتبه حد دزدى اجرا شد در صورتى كه دولت آمریكا به تنهائى كه جمعیتش هم به اندازه جمعیت مسلمین آن زمان نیست براى رهائى از خطر شش میلیون دزد 25 سال است كه جهان را به یارى مى طلبد)(2). همچنین (به گزارش واحد مركزى خبر در بن سرقت در ایتالیا نیز مانند دیگر كشورهاى اروپائى رو به افزایش است طبق گزارش اجلاس سالانه شركتهاى باربرى ایتالیا تنها در سال گذشته تعداد (600) لكوموتیو و اغلب با اشخاص حامل آن در این كشور به سرقت رفته است خسارات حاصل از سرقت در این كشور بالغ بر دو میلیارد مارك تخمین زده شده است)(3). حال خود شما قضاوت كنید كدام قانون مترقى تر است و بهتر مى تواند از جنایات جلوگیرى نماید؟ آیا قانون خدائى كه انسان را آفریده و یا قانون انسانى كه هنوز خودش را هم نشناخته؟! البته مثال در این زمینه بسیار است. از جمله قوانین اسلامى قانون حجاب براى زنان است قبل از هر چیز باید تذكر دهیم كه اسلام زن را زن مى شناسد و مرد را مرد به این معنى كه تساوى حقوق با عدالت در حقوق فرق دارد مثلا در قانون ارث كه مرد باید دو برابر زن ارث ببرد عدالت مراعات شده و یا اینكه در مسئله تعدد زوجات عدالت مراعات شده و همچنین در مسئله وجوب حجاب براى زن عدالت مراعات شده زیرا در آفرینش و خلقتش با مرد مساوى نبوده و از نظر طبیعى با او فرق دارد(4). اصولا تكامل و حفظ شخصیت حقوقى و حقیقى زن در پیاده كردن قوانین مكتب مقدس اسلام است اسلام مى خواهد كه زن انسانى محترم با شخصیت و داراى نقش بسیار مهمى در زندگى باشد از این رو تربیت كودكان را كه زیربناى اساسى جهت بناى جامعه است به وى سپرده به خلاف مكتبهاى دیگر كه با استفاده از سنگر دروغین (آزادى زن) او را عروسكى بازیچه هوى و هوس خود قرار داده و كار را به جائى رسانده كه حتى در تبلیغات كالاها از بدن نیمه عریان زنان استفاده مى كنند و به عنوان آزادى آنان را به فحشاء و منكرات مى كشند به طورى كه (ژان پل سارتر فیلسوف اگزیستانسیالیست در سفرى كه به قاهره رفته بود اظهار داشت: به همسرم اجازه مى دهم با هركه دوست داشت روابط جنسى برقرار كند چنانكه او بخودم همین اجازه را مى دهد چه تمام ما براى لذت بردن آفریده شده ایم و هرگاه خواستیم باید به سرچشمه هاى آن دست یابیم)(5). باز مى بینیم روزنامه اطلاعات تحت عنوان تظاهرات اعتراضى و هزار زن آلمانى علیه بى بند و بارى جنسى در آلمان چنین مى نویسد: (به گزارش خبرنگار واحد مركزى خبر در بن بیش از دو هزار تن از زنان آلمانى روز شنبه گذشته در مقابل دیوان عالى قضائى آلمان فدرال واقع در شهر كالزوه دست به تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به عدم حمایت قانونى از نوامیس بانوان در جامعه آلمان زدند دیوان عالى قضائى آلمان چندى پیش رأى دادگاه شهر وپرتال را دایر بر شش سال محكومیت براى یك نقاش ساختمان به جرم تجاوز به یك دختر كارآموز را مورد تجدید نظر قرار داده و مرد متجاوز را آزاد كرد زنان آلمانى در اعتراض به رأى دادگاه و رأى دیوان عالى قضائى آلمان و عدم حمایت قانونى كافى از نوامیس خود به هنگام عبور از جلوى ساختمان دیوان عالى قضائى با پرتاب تخم مرغ گندیده به این ساختمان و نوشتن شعارهائى نظیر ما از ناموس خود دفاع مى كنیم به در و دیوار این ساختمان در مركز شهر و چندین محل بدنام و مركز نمایش فیلمهاى زننده و كلوپ هاى شبانه حمله كرده خواستار تعطیل این مراكز شدند)(6). آیا مى توان این طرز شهوترانى حیوانى را آزادى نامید آزادى چه زیباست اگر به خود انسان و دیگران صدمه نزند و از راه خود انحراف نیابد. و شما اى خواهر تا حدودى آزاد هستى كه آزادى دیگران را پایمال نكنى بى حجابى و بروز زیبائى و حركات دلرباى زن جامعه را منحرف و جوانان را به فحشاء مى كشد شاید فكر كنى كه اگر جوانى شیفته ات شد او هرزه و چشم چران است اما با اندكى تأمل علت چشم چرانى و هرزگى او را مى یابى! عده اى مى گویند: ما نمى توانیم تحت پوشش حجاب باشیم و این مردانند كه باید چشم پاك و نجیب باشند اما باید حقیقت را پذیرفت كه این خلاف طبیعت و سرشت آدمى است بخصوص در جوانان نورسیده اى كه غرق در شهوات و غرائز سركش بسر مى برند آرى نمى توان گوشت گرم و تازه را مقابل گرسنه گذاشت و به آن گفت: نخور و نمى توان پارچه آغشته به نفت و بنزین را مقابل آتش گذاشت و گفت: نسوز!! بیائید اى خواهران براى حفظ پیوندهاى مقدس اخلاقى و اجتماعى و كاستن از فحشاء و براى دور كردن نظرهاى شهوت انگیز از خود بدنتان را بپوشانید آخر مگر شما عروسك دیگران هستید كه خداى نكرده هر جوانى بخواهد از نگاه به سر و صورت و بدنتان لذت ببرد؟! بیائید پیرو فكر اندیشه عقل و منطق از اسلام درس گرفته و از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام متابعت كنیم. اى زن به تو از فاطمه (ع) این گونه خطاب است          ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است خوشبختانه تا كنون كتابهاى متعددى پیرامون شخصیت زن و مسئله حجاب نوشته شده كه هركدام جنبه هائى را مورد بحث و بررسى قرار داده است از جمله این مختصرى است كه با بیانى شیوا و دلپذیر به گوشه هائى از همین مسئله پرداخته و این یكى از ویژگیهاى حضرت آیت الله العظمى سید محمد حسینى شیرازى است كه در سطحهاى مختلف كتابهاى سودمند و نافعى نوشته و مى نویسد و این جزوه گرچه مختصر و به اصطلاح (ساندویچى) است اما با سبك سلیس و جذاب و با شواهد آمار مثال و داستانهاى آموزنده اى كه دارد غنى مى باشد بطورى كه شنونده را بر التزام به امور و تعالیم تربیتى و دینى ترغیب مى نماید. در این جزوه دلایل قانع كننده پیرامون حجاب آمده به طورى كه به شبهات و اشكالاتى كه استعمار فرهنگى در اذهان جوانان مسلمان پدید آورده پاسخ كافى داده و روح اسلام اصیل را در جوانان مى دمد. امید است كه انشاءالله مورد رضاى خدا و حضرت ولى عصر ارواحنا فداه و استفاده همگان و بویژه بانوان و دوشیزگان قرار گیرد به امید اینكه گامى به سوى جامعه اسلامى برداشته و به حقایق اسلامى بیش از بیش آشنا شویم. قم محمد باقر موسوى فالى 25 شعبان 1400   1 آن زمان دولت بزرگ اسلام از شمال نیمى از شوروى و اروپا و از جنوب تا میانه هاى آفریقا و از مشرق تا اندونزى و مالزى و از مغرب تا مراكش و اسپانیا را شامل مى شد. 2 العقوبات فى الاسلام سید صادق شیرازى: ص24 . 3 رزونامه كیهان صادره در 26/8/1360 شماره (11435). 4 براى توضیح بیشتر به كتابهاى (نظام حقوق زن در اسلام) نوشته استاد شهید مرتضى مطهرى و (المرأة المسلمة) نوشته فرید وجدى مراجعه شود. 5 الاسلام والایدیولوجیات المناوئة: ص37 . 6 روزنامه اطلاعات صادر در روز سه شنبه 26/8/1360 شماره 16578 ص1.   نكاتى پیرامون حجابحجاب در قرآن بسم الله الرحمن الرحیم و صلى الله على محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنةالله على أعدائهم أجمعین. در قرآن كریم آیه هاى متعددى پیرامون حجاب آمده از جمله آیه: (و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب) اگر چیزى از زنان خواستید از پشت پرده با آنان صحبت كنید بدون حجاب روبروى هم قرار نگیرید . و آیه: (ولیضربن بخمرهن على جیوبهن) بایستى كه زنان مسلمان خمارهاى خود را روى سینه هایشان بیندازند خمار همان پوششى است كه روى سر قرار گرفته وگوش و سینه و گردن را مى پوشاند . و همچنین آیه: (وقرن فى بیوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الأولى) اى زنان مسلمان: در خانه هاى خود قرار بگیرید و هنگام بیرون آمدن بى حجاب و بى عفت مانند زنان دوره جاهلیت نباشید.   علت وجوب حجاب سؤال: چرا حجاب بر زنان واجب شده؟ پرسشى است كه عده زیادى از برادران و خواهران مى كنند (چرا حجاب بر زنان واجب شده)؟ آیا این آزادى زن را محدود نمى كند؟ و اساسا عواملى كه واداشت تا اسلام قانون حجاب را تشریع كند چیست؟ پاسخ این سؤال درچند مطلب خلاصه مى شود: اول: براى بقاى دوستى زوجین: علم (روانشناسى) ثابت كرده كه زن با حجاب محبت شوهر و اهتمامش را بیش از دیگران جلب مى كند اما چگونه؟ چون انسان بر دانستن آنچه منعش كرده اند كنجكاو مى شود و همیشه سعى دارد كه زنجیر ممنوعیت را پاره كرده و از همه چیز آگاهى یابد و زن باحجاب به محبت قلبى شوهر نزدیكتر است تا زن بىحجاب و مردى كه زنش بىحجاب است از موى سر انگشتان پا روزانه دهها بار مى بیند بدین وسیله زن آن صورت زیبا و دلربایش را براى مرد بطور كلى از دست مى دهد بخلاف زن با حجاب كه همیشه با پوشاندن بدنش محبت و اشتیاق شوهرش را نسبت به خود جلب مى كند. و به همین علت مى بینم كه معمولا زن دهاتى به محبت قلبى شوهر از زن معمولى شهرى نزدیكتر است. زن دهاتى و شوهرش را كمك مى كند براى زراعت صبحگاهان به مزرعه مى رود و با یك دنیا تفاهم و عشق با دستان لطیفش گندم را آرد كرده و نان مى پزد سپس كنار قنات به شستشوى لباس و غیره مى پردازد و بالأخرة تمام اعمال و مسئولیتهائى را كه به عهده دارد با كمال عفت و با حفظ حجاب انجام مى دهد و هنگامى كه تاریكى از راه مى رسد سر حال و شاداب به گوشه كوخ یا خانه كاهگلیش باز مى گردد آنگاه شوهر او كه سفر خسته كننده روز را پشت سر نهاده او را مانند یك ملكه زیبا و حوریه با آغوش باز مى پذیرد و به وى اظهار عشق و محبت مى كند و با هم رازیهاى دوست داشتنى و آرزوهاى امیدبخش و نغمه هاى لطیف زندگى پیروز بر مشكلات و ناملایمات هردو در آغوش سعادت و یكدلى به خواب ناز مى روند. و لذا یكى از مكروهات دین مبین اسلام این است كه زوجین با حالت عریان به اطاق خواب بروند زیرا در این حالت در بدن هیچ موضع هوس انگیز و دلپذیرى پنهان نخواهد بود تا غریزه و عشق طرف دیگر را برانگیخته و به خود جلب كند. و به همین علت مى بینیم كه پدران و نیاكان ما در ایام جوانى ازدواج مى كردند بدون اینكه كلمه (طلاق) بر زبانشان جارى شود سالهاى طولانى و شیرینى را پشت سر مى گذاشتند زیرا در همسران خود كه با حجاب كامل بودند جاذبیت و زیبائى دل انگیزى یافته و همیشه علاقمند به آنان بودند.   عامل ثبات در زندگى زناشوئى دوم: براى نگهدارى زندگى زناشوئى: هنگامى كه زن با عفت و حجاب باشد زندگى زناشوئى دوام پیدا مى كند چون در این صورت شوهر جز همسر خود را نمى بیند و لذا با مشاهده او قانع است و زن هم غیر از شوهر خود را نمى بیند و به او قانع است. اما هنگامى كه زنان بى حجاب باشند و میان زن و مرد اختلاط باشد طبیعى است كه مرد زنهائى زیباتر از همسر خود و زن مردهائى زیباتر از همسر خود را مشاهده نموده و این مشاهده به گسستن روابط خانوادگى و سرانجامش طلاق و یا راههاى انحرافى مى باشد. و همین امر نسبت طلاق را در كشورهاى غربى بالا برده و باصطلاح زن آزادى خود را در آنجا كسب كرده و بى حجاب و نیمه عریان به خیابان رفته است بعنوان مثال چنانچه پاره اى از مطبوعات نوشته اند: در آمریكا تنها هفت میلیون درخواست طلاق تسلیم دادگاهها شده و یك گزارشى در نشریه (پراودا) اتحاد جماهیر شوروى حاكیست بطور نسبى در هر نه ازدواج در روسیه یكى به طلاق مى انجامد! و حال چرا نسبت طلاق به این حد سرسام آور رسیده؟ به آسانى باید گفت: چون مثلا مردى زنى زیباتر از همسر خود را در سینما دانشگاه خیابان و یا هرجاى دیگر مى بیند به منزل باز مى گردد و به دنبال بهانه هائى با همسر خود اختلاف كرده و سرانجام او را طلاق مى دهد تا به معشوق خیالى خویش دسترسى پیدا كند!   پیشگیرى از انحرافات جنسى سوم: حجاب از انحرافات جنسى جلوگیرى مى كند: در حال حاضر چه اندازه انحرافات و پیوندهاى نامشروع جنسى در جامعه رخ مى دهد؟ آیا بى حجابى و بى عفتى در آن نقش اساسى ندارد؟ آیا زن بى حجاب و بى عفت بند حیا را در مردها پاره نمى كند؟ و آیا مردهاى شهوت پرست را براى اشباع نامشروع غرائزشان به دنبال خود جلب نمى كند؟ این صحیح نیست كه جواهر فروشى طلا و جواهراتش را كنار جاده رها سازد تا دستخوش رندان و قلدران شود و زن بى حجاب اینچنین است چه بسا ممكن است دستخوش (دزدان ناموس) قرار بگیرد! بد نیست در این زمینه بر واقعیتهائى چند از جوامع غربى نظر بیفكنیم: یك قاضى آمریكائى به نام (لندسى) اظهار مى دارد كه: 45% از دوشیزگان دبیرستانهاى مختلف پیش از فارغ التحصیل شدن بى عفت مى شوند و این نسبت در مرحله هاى آموزش عالى بالاتر هم مى رود. چنانكه آمارهائى كه از كیفهاى دختران مدارس در انگلستان گرفته شده نشان مى دهد كه 80% آنان قرص منع حاملگى به همراه خود دارند و این گویاى این واقعیت است كه آنها به خودى خود براى انجام اعمال منافى عفت و فسادهاى اخلاقى در همان لحظات نخستین آمادگى داشته و حاضرند به اولین درخواست نامشروع پاسخ مثبت بدهند و براى فرار از مشكلات سنگینى كه بى عفتى برایشان بوجود مى آورد این قرصها را با خود حمل مى كنند. و بالأخره كشف حجاب در حوادث تجاوز بعنف كشتن و جنایاتى از این قبیل نقش مهمى را ایفا كرده و مى كند. روزنامه انگلیسى (گاردین) اظهار مى دارد: (گزارشهاى پلیس آمریكا به بالا رفتن جنایات و تجاوز بعنف اشاره مى كند مثلا در واشنگتن به تنهائى بطور نسبى هر پانزده دقیقه یك تجاوز به عنف به وقوع مى پیوندد و در حقیقت مظاهر بى عفتى كه در آمریكا پخش مى شود اثر زیادى در ازدیاد تجاوزات نامشروع جنسى داشته و خیلى اوقات به علت عدم آمادگى دختر و ممانعت از تسلیم خود جنایت قتل رخ مى دهد)!     چند داستان مختصر در اینجا بایستى چند مثال واقعى پیرامون مسئله حجاب به منظور اكمال مقصود و بیان فوائد آن ذكر كنیم: 1 در تفاسیر آمده: جوانى از انصار(1) با زنى خوش سیما و زیبا كه حجاب كاملى نداشت و زیبائیهاى خود را بروز داده بود روبرو شد و در یك لحظه عشق وى در دلش جاى گرفت لذا چشم از آن زن برنداشت و با حالتى مست مانند كه شعورش را از دست داده بود او را دنبال كرد هر راهى را كه زن پیش مى گرفت جوان هم به دنبالش گام برمى داشت تا آنكه زن وارد كوچه اى شد و او هم پشت سرش در آن هنگام صورت جوان به شیشه اى برخورد و مجروح شد ولى او كه فاقد شعور خود بود متوجه نشد قطرات خون از زخم صورت به سینه اش مى لغزید ولى باز متوجه خون نشد مگر پس از اینكه زن وارد خانه خویش گردید جوان با همان حالت خون آلود با سرعت به سوى پیغمبر اسلام (ص) شتافت و با تقدیم شكایتى جریان خود و زن را براى پیغمبر حكایت كرد در همان هنگام آیه شریفه نازل شد: (قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم) یعنى: بگو به مؤمنین كه هنگام دیدن زن نامحرمى چشمهاى خود را بسته و شهوتشان را كنترل نمایند. 2 نقل مى كنند كه روزى دخترى حامله شد خانواده اش فكر كردند كه گاز معده و یا روده علت بالا آمدن شكم دختر شان شده لذا او را نزد پزشك بردند تا آزمایشش كند پزشك پس از آزمایش اظهار داشت كه دختر حامله است. خانواده دختر یكه اى خورده و از وى پرسیدند: چگونه حامله شدى؟! فرشته خدا میكائیل مرا حامله كرد! این دیگر چه حرفى است مگر مى شود فرشته دخترى را حامله كند؟ بله آیا این عجیب است مگر نشینده اید كه مریم دختر عمران را یك فرشته حامله كرد؟ خلاصه بعد از جستجو و تحقیق معلوم شد صاحب مغازه اى كه ساكن آن محله بود از دیدن دختر و زیبائیش خوشش آمده و پس از فریب دختر با وى همبستر گشته است شاعر مى گوید: (با نگاهى و سپس لبخند بعد از آن سلامى و كلامى و سپس وعده دیدار و لقاء است)(2). 3 در یكى از خانواده هاى محترم زنى زیبا و خوش اخلاق زندگى مى كرد او با شوهر و چهار فرزندش با وجودى كه شوهرش چندین سال از او بزرگتر بود در یك جو پر مهر و محبت و با تفاهم كامل روزگار را سپرى مى كردند. نزدیك خانه ایشان كاسب خبیثى بود كه همیشه به زیبائى آن زن (كه بى حجاب بود) چشم دوخته و در او طمع مى كرد كم كم با كلمات و نغمه هاى عاشقانه اى او را فریب داد و بدو گفت: تو زنى زیبا و كم سن هستى و چگونه به زندگى با این مرد بزرگسال تن مى دهى؟! و پیوسته در گوش او زمزمه مى كرد تا اینكه شوهر آن زن تحت فشار همسر فریب خورده اش مجبور شد طلاقش دهد تا با آن مرد جوان كاسب ازدواج كند و به این ترتیب (بى حجابى) كانون گرم خانواده اى را منهدم میان دو همسر جدائى و بالأخره فرزندان آنها را ضایع ساخت. 4 در قوم بنى اسرائیل عابدى بود كه از كثرت عبادت مستجاب الدعوه شد و براى هركس كه دعا مى كرد خداوند متعال استجابت مى نمود یكى از روزها چهار برادر نزدش آمدند و خواهر خود را كه لال و بسیار زیبا بود نزدش نهادند تا دعا كند كه خداوند زبان دختر را از بند لالى برهاند. چون عابد از داخل صومعه خود درب را بسته و مشغول عبادت بود چهار برادر خواهر لال خود را در مقابل درب صومعه رها ساخته و رفتند تا عابد هنگام باز كردن درب او را ببیند. هنگام صبح عابد در صومعه را باز كرد و با آن دختر زیباى خوش سیما روبرو شد زیبائى بیش از حد دختر چشمان او را خیره كرد و پس از مبارزه اى سرسخت میان شهوت و عقل متأسفانه در لحظه سرنوشت اسیر شهوت خویش گردید و طرحى را در نهاد خود آماده ساخت. دست دختر را گرفت و با نوازش فریبكارانه اى او را داخل صومعه كرد و همانجا با دختر والعیاذ بالله زنا كرد پس از انجام عمل شنیع زنا به فكر رسوائى ناشى از این كار افتاد نفس اماره اش او را وسوسه كرد تا دختر را بكشد و بالفعل دختر را كشت و به خاك سپرد! پس از چندى چهار برادر آمدند تا خواهر بهبود یافته خود را به خانه باز گردانند ولى پیدایش نكردند از عابد پرسیدند؟ او انكار كرد و اظهار داشت كه چنان دخترى را ندیده است برادران ناچار به جستجوى خواهرشان پرداختند تا بالأخره به قسمتى از زمین رسیدند كه خاكش جدید و وضعى غیر طبیعى داشت همانجا زمین را حفر كردند و با جنازه خواهرشان مواجه شدند. آنان كه در آن منطقه كسى جز عابد را سراغ نداشتند عابد را دستگیر نموده و به شهر بردند پس از بازجوئى عابد به جنایت زشت خود اقرار كرد و محكوم به اعدامش كردند و سپس نزدیك چوبه دار هنگامى كه طناب دار را بر گردنش انداختند شیطان مقابلش مجسم شد و به او گفت: من تو را به این روز انداختم و هم اكنون مى توانم با یك شرط نجاتت بدهم! عابد ناآگاه با كمال اشتیاق پرسید: با چه شرطى؟ اینكه برایم سجده كنى. منكه با این حالت نمى توانم سجده كنم. به اشاره دو چشمت به نیت سجده در برابر من كافیست و همینطور هم شد عابد با بستن دو چشم به عنوان سجود براى شیطان اشاره كرد و همان لحظه به دار آویخته شد در حالى كه زناكار قاتل و كافر به خدا بود به سوى آتش جهنم روانه گشت. این داستانها (خیلى اندك از بسیار است) دلایل آشكار از عواقب وخیمى است كه بى حجابى به بار مى آورد حال آیاكسى هست كه از آنها پند و عبرت گیرد؟   1 انصار: كسانى بودند كه پس از هجرت پیغمبر اسلام از مكه به سوى مدینه او را در مدینه یارى كردند (مترجم). 2 نظرة فابتسامة فسلام فكلام فموعد فلقاء.   گوشه هائى از حقوق اسلامى زناسلام با كمال عدالت حقوقى به زن و حقوقى به مرد داده است از این رو حقوقى را اختصاص به زنان داده از قبیل: تعیین مهر تخفیف در مجازات ارتداد كه كشته نمى شود عدم وجوب جهاد ابتدائى بر زن و اختصاص حد اكثر احترام فرزندان نسبت به مادر. شخصى به محضر مبارك پیامبر اسلام (ص) شرفیاب شد و پرسید: به پدر یا مادرم احترام كنم؟ پیغمبر فرمود: به مادرت این سؤال سه بار تكرار شد و پیغمبر همین پاسخ را مى فرمود تا بار چهارم كه پیغمبر اكرم (ص) فرمود: به پدرت نیكى كن و این نشانگر شخصیت والاى زن از دیدگاه مكتب مقدس اسلام است. و دیگر از حقوق زن این است كه نماز جمعه و نماز جماعت بر او نیست یعنى نماز جمعه بر او واجب نشده و نماز جماعت هم بر او مانند مردان تأكید نشده و دیگر اینكه حق دارد مزد شیر دادن به فرزند را از شوهرش مطالبه كند همچنین اسلام زن را در سنى كمتر از سن مرد عاقل بالغ و داراى شخصیت اجتماعى مى شمارد و دیگر حقوق زن این است كه اگر جزء اقلیتهاى مذهبى در بلاد اسلام باشد مالیات جزیه را نمى دهد بخلاف مردان. و اسلام حقوقى را هم اختصاص به مردان داده مثل: فتوى دادن قضاوت مقام تعدد زوجات و مشورت كردن گرچه گاهى با زنان هم مى توان مشورت نمود و انگیزه تمام اینها این است كه خداوند متعال زن را با عاطفه بیشتر و مرد را با نیروى فكرى و اندیشه بیشتر آفریده و امور خانه دارى و شبیه آن را به عهده زن گذاشته است.     حقوق اختصاصى زن گرچه در مسئله زناشوئى مرد و زن خودشان را در اختیار یكدیگر قرار مى دهند لكن جنبه عاطفى زن ایجاب مى كند در مقابل اینكه خودش را در اختیار همسرش قرار مى دهد مهریه اى به وى داده شود و چون زن با عاطفه است اگر مرتد شود كشته نخواهد شد زیرا امكان دارد عاطفه بر او غالب شده و موجب ارتدادش گشته باشد و به همین معنى روایتى از حضرت على (ع) هم آمده است و اما جهاد چون كارى است خشونت بار و زن رقیق القلب و نازكدل مى باشد و وجوب جهاد دفاعى هم به علت حالت فوق العاده و اضطراریست و اینكه باید مورد احترام بیشتر فرزندان قرار گیرد چون مادر در امور حاملگى وضع حمل و شیردادن بیش از پدر زحمت كشیده و رنج برده است. و علت اینكه نماز جمعه و جماعت بر زن نیست چون منافات با امور خانه داریش دارد و اینكه حق مطالبه بهاى شیرش را دارد از اینجهت است كه در مقابل كارهاى خارجى مرد زن هم كارهاى داخل منزل را انجام مى دهد و اینكه زودتر از مرد شخصیت مى یابد چون از نظر طبیعى قابلیت داشته و زودتر از مرد به سن رشد و بلوغ مى رسد و اینكه جزیه نمى دهد چون امور مالى مربوط به مردانست.                 حقوق اختصاصى مردفتوى دادن قضاوت و حكومت نیاز به قاطعیت و خشونت دارد و خداوند زن را چنین نیافریده و انگیزه اش هم اینست كه زندگانى انسان از یك سو نیاز به عاطفه و از سوى دیگر نیاز به قاطعیت و خشونت دارد خداوند متعال زن را نسبت به موضوع اول و مرد را در موضوع دوم تخصص داده است و چنانكه در سابق مثال زدیم مثل دو ماشین باربرى و مسافرى است و اگر از نظر آفرینش و احكام زن و مرد مانند هم بودند نقص بزرگى در نظام آفرینش پدید مى آمد درست مثل اینكه تمام ماشینها براى باربرى و یا مسافرى باشد. و حجاب زن براى اینست كه از چشمهاى مردان بدور بوده و اشتیاق و علاقه مرد نسبت به او باقى بماند كه به گوشه هائى از آن اشاره شد. و اما مسئله تعدد زوجات چون زنان همیشه بیش از مردان هستند پس آیا بهتر اینست كه قسمتى از ایشان مجرد و بدون همسر بمانند یا اینكه یك مرد بتواند با بیشتر از یكى ازدواج كند؟ و لذا چون مسیحیت در غرب تعدد زوجات را منع نموده و بى حجابى و اختلاط مرد و زن را مباح دانست زن به شقاوت و بدبختى كشیده شد و هر جوانى چند معشوقه براى خود انتخاب كرد كه فقط از آنان بطور غیر شرعى لذت ببرد و حتى خرجى آنها را هم نپردازد. حال اگر امر دایر شود بین برنامه اسلام و برنامه غرب آیا برنامه اسلام به عقل علم و تجربه نزدیكتر نخواهد بود؟     اسلام و حقوق زناسلام زن را در عقاید اخلاق آداب تكالیف واجب و محرمات غالبا مانند مرد شمرده مگر در مواقع ویژه اى آنهم به جهت یك فلسفه عقلى كه در جاى خود ذكر شده است بنا بر این عبادات نماز روزه خمس زكات حج امر به معروف نهى از منكر طهارت اعتكاف نذر قسم و عهد هم براى مرد و هم براى زن آمده و همچنین در معاملات از قبیل داد و ستد رهن اجاره تجارت مضاربه مساقات مزارعه و ما أشبه زن حقوقى مثل مرد دارد. و همینطور در حدود دیات و قصاص مگر آنكه در مواردى مرد و زن متساوى نیستند مثلا اینكه دیه زن نصف دیه مرد است چون نفقه اى بر زن نبوده و بر مرد واجب است و لذا زن اعم از (مادر دختر و همسر) به مقدار نصف مرد حق دیه دارد. همچنین زن در ازدواج طلاق و ارث غالبا حقوقى همسان با مرد دارد مثلا در ازدواج همانطورى كه رضایت مرد شرط است رضایت زن هم شرط مى باشد و در مورد طلاق هم مى تواند هنگام (عقد) شرط كند كه وكیل از طرف شوهرش اجراى صیغه طلاق را كند كه تفصیل این مسئله را فقها در باب شرط ذكر كرده اند . و اما در مورد ارث گاهى زن بیش از مرد گاهى مساوى و گاهى هم كمتر از او در موارد مختلفى ارث مى برد (كه تفصیل این مسئله هم در كتاب ارث در علم فقه بیان شده) همچنین طلب علم بر هر مسلمان مرد و زن واجب شده و زن صلاحیت امامت جماعت زنان را دارد چنانكه از پیامبر اسلام (ص) نقل شده كه زنى را به نام (ام ورقه) جهت امامت جماعت زنان تعیین نمودند. همچنین زن مى تواند در جهاد دفاعى شركت كند و لذا بانویى به نام (نسیبه) در جنگ احد با كفار جنگید و از پیامبر اسلام (ص) دفاع كرد و در متون تاریخى آمده كه زنان جهت اقامه نماز جماعت با پیغمبر اكرم (ص) به مسجد آن حضرت مى آمده اند چنانكه از داستان تحویل قبله و غیره چنین بر مى آمد و پیامبر بزرگ اسلام (ص) در سفر حج یا جهاد به جهت انجام بعضى تكالیف زنان را با خود مى برد و در كتاب حج نقل شده كه پیامبر اسلام (ص) با ام سلمه در مورد سرتراشیدن در حدیبیه مشورت كرده و به نظر آن بانو عمل نموده است.     شخصیت زن در روایاتپیرامون شخصیت زن روایات بسیارى نقل شده كه ما تعدادى از آنها را به عنوان نمونه ذكر مى كنیم: مرحوم كلینى از پیامبر اسلام (ص) نقل مى كند كه فرموده است: جز عطر و زن چیز دیگرى از دنیایتان را دوست ندارم و در كتاب مكارم الأخلاق از آن حضرت نقل شده كه فرموده است: دوستى زنان از اخلاق پیامبران است و در كتاب سفینةالبحار از رسول خدا (ص) چنین آمده: بهترین شما بهترینتان نسبت به زنان هستند و در كتاب (الوافى) از امام صادق (ع) نقل شده كه فرموده است: هرچند محبت انسان نسبت به زنان افزوده شود ایمان او افزایش مى یابد و مرحوم شیخ صدوق از حضرت امام صادق (ع) نقل مى كند كه فرمود: گمان نمى كنم كسى ایمانش زیاد گردد مگر آنكه دوستیش نسبت به زنان افزایش یابد. و در فرمایشات امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه چنین آمده: زنان را اذیت نكنید گرچه به شما فحش داده و فرمانروایان شما را دشنام دهند كه زنان از لحاظ نیروى نفس و عقل ضعیف هستند. به هر حال چند نكته اى را باید بیان كنیم: (یك) باید در حقوق مرد و زن كاملا مقید به احكام اسلام شده و هركدام را در جاى خودش قرار داد قرآن مجید مى فرماید: (براى مردان بر زنان درجه ایست) و در آیه اى دیگر مى فرماید: (زنان همانند حقوقى كه مردان بر آنان دارند خودشان هم حقوقى عادلانه دارند) و دراین باره باید به مراجع تقلید مراجعه كرد زیرا احكام اسلام و روش و چگونگى برخورد پیامبر و ائمه طاهرین علیهم السلام را با هردو صنف بهتر مى دانند. (دو) در تصمیم گیرى ها و اتخاذ قرار براى یكى از طرفین بدون ملاحظه همه جانبه مسئله آن هم به دلیل یك روایت ضعیف یا عرف و عادت و تقالید اجتماعى نباید عجله به خرج داد بلكه بعكس باید با مطالعه تمام اطراف و دقت در روایات وارده وارد عمل شویم. (سه) باید جهت مطابقت زمان با كلیه شئون اسلامى در مورد بانوان از راه عمل مطالعه و تربیت كوشیده تا زن به مقام مناسب و والاى اسلامیش دست یابد نه اینكه قربانى اختناق و فشار مفرط و یا آزادى افراطى كه شرق و غرب به وى داده بشود.    نگاهى به آزادیهاى زنآزادى زن آزادى زن موضوعى است كه بحث در باره آن بسیار شده. و غالب نویسندگان اسلامى معمولا حالت زن را قبل از اسلام و بعد از آن مورد مقایسه و بررسى قرار مى دهند. البته این مقایسه خوب است لكن سخن تا همینجا خاتمه نمى یابد ما اكنون نیاز به مقایسه زن در جامعه اسلامى و جامعه غربى داریم و نمى خواهیم دراین باره هم خیلى دقیق و عمقى بحث كنیم بلكه مقصود مان اینست كه فرازهائى از آزادى زن را در هردو جامعه بیان نموده تا ببینیم كه آیا آرامش فكرى و بدنى تندرستى فرهنگ شهرت اشباع غرائز و بالأخره پاكیزگى جامعه اى كه باید نصیب زنان بشود در پرتو اسلام و یا در پرتو كفر تحقق مى یابد؟ زندگى زن در پرتو اسلام با حقوق و تكالیفى همانند مرد مى باشد زن در همه چیز شریك مرد است جز در موارد اندكى كه استثنا شده آنهم به جهت نبودن مقتضى یا وجود موانعى. زن در نماز روزه خمس زكات و حج همسان با مرد است لیكن چون تكالیف خانه دارى به عهده اوست اضافه بر خشونت جهاد كه با ضعف بدنى و دقت و لطافت زن سازگار نیست و كثرت عواطف رقیق او لذا اسلام جز در صورت ضرورت از زنان جهاد نمى خواهد. اما در عبادات دیگر مانند امر به معروف نهى از منكر تولى اولیاى خدا و تبرى از دشمنان خدا زن شریك مرد مى باشد و در معاملات در تمام ابعاد زنان حقوقى همانند مردان دارا هستند آنان حق تجارت رهن ضمانت ودیعه مزارعه مساقات مضاربه شرات صلح عاریه اجاره وكالت وقف هبه وصیت را دارند و همچنین قانون حجر (ورشكستگى) نیز بر زنان هست. علاوه بر اینها زن از حق ازدواج طلاق اگر هنگام عقد شرط كند نذر سوگند عهد برده رها كردن مكاتبه اقرار جعاله صید ذبح حیوانات شفعه احیاى زمینهاى موات لقطه شهادت دیات قصاص و ارث برخوردار است. چنانكه در مصرف خوراك و آشامیدنى نیز هیچ فرقى با مردان ندارد. بله پاره اى از مسائل گذشته نسبت به زنان ویژگیهائى دارد: مثلا در مسئله ارث زن سهمى كمتر از مرد دارد چون نفقه او بر مرد بوده و مخارج مسكن و لباس نیز بر مرد است كه تفصیل آن گذشت و طلاق به دست زن نیست چون حق قیمومیت براى مرد مى باشد به جهت اینكه اداره منزل ناگزیر باید موكول به یك نفر گردد و شكى نیست كه صلابت و استقامت مرد بطور طبیعى بیش از زن است و لذا ریاست خانه به دو سپرده شده و در برابر این مسئولیت حق طلاق نیز اختصاص به مرد یافته به دلیل هماهنگى حقوق و مسئولیتها.     آزادى به شیوه غربىزنان در پرتو اسلام با سعادت و رفاه زندگى مى كردند حقوق و مسئولیتهائى داشتند و خلاصه كمبودى در كار نبود تا اینكه تمدن غربى آمد و زن را محروم از دو حق دید: (یك) آزادى بى قید و شرط كه زن را در همه چیز از جمله در رفت و آمد به كاباره ها سینماها استخرها و مدارس مختلط آزاد نمود همچنین حق بى بند و بارى بى حجابى حضور در مجالس فساد و آزادى در لذتهاى مبتذل را به زنان واگذاشت و از طرفى هرگونه دعوت به وقار حشمت حیاء عفت فضایل انسانى و اخلاق پسندیده را ارتجاعى و منافى با آزادى شناخت. (دو) حق دخالت در فعالیتهاى سیاسى مثل ریاست جمهورى وزارت استاندارى شهردارى و غیره... به این دلیل كه چرا زن از این مناصب محروم باشد حال آنكه هیچ فرقى با مرد ندارد؟ آیا این محرومیت ركود و بازگشت به قرون جاهلى تاریك نیست حال آنكه دوران معاصر دوران علم و پیشرفت است؟! ما مى خواهیم این باصطلاح دو حق!! را انتقاد كنیم و فعلا نمى خواهیم بگوئیم كه حق اول فساد و بدبختى است نه حق و آزادى و اینكه حق دوم دروغ و فریبكارى است چون موافق با طبیعت عاطفى زن نبوده و خود امتهائى كه دعوت به سوى آن دارند آن را تحریم مى كنند و زن را قابل این مناصب نمى دانند و لذا آیزنهاور خروشچف مكمیلان دگل روزولت چرچیل استالین و دیگر رؤسا و سردمداران این امتها هیچكدام زن نبودند. بلكه مى خواهیم یك واقعیت را بیان كنیم كه فعلا زن در پرتو قوانین غربى به كجا رسیده؟ آنهم بعد از اینكه كمال احترام و آزادى شایسته را در پرتو قوانین اسلامى داشت تا ببینیم كه در اثر قوانین و مقررات كفر چگونه زن و بدنبال او زندگى خانوادگى سقوط كرده و از هم پاشیده شد. و سپس این سؤال را از حامیان غرب مى پرسیم: كه آیا زن در پرتو قوانین خود ساخته شما رفاهیت بیشتر و سعادت و زندگى بهترى دارد یا در پرتو اسلام؟ خوشبختانه عده اى از غربیان منصفانه به مقام زن در اسلام شهادت مى دهند. مثلا آقاى (سیدیو) مى گوید: (قرآن كه قانون اساسى مسلمین است مقام زن را بجاى اینكه پائین آورد بالا برده است و (محمد) سهم دختر را در ارث معادل نیمى از سهم برادرش قرار داده با وجودى كه دختران قبل از اسلام هیچ حقى از ارث نداشته اند)(1). و آقاى (گوستاولوبون) مى گوید: (اسلام مقام اجتماعى و شخصیت زن را به جاى پائین آوردن خیلى بالا برده بخلاف ادعاى بسیارى كه خلاف این شده و قرآن بهتر از قوانین اروپائى ما حقوق ارث به زنان اختصاص داده بنا بر این اینجا مى توانیم گفته مان را تكرار كنیم كه: اسلامى كه بسیار مقام زن را بالا برده از پائین آوردن شخصیت او مبراست و نه تنها اسلام مقام زن را بالا برده بلكه اضافه بر این اسلام اولین دینى است كه چنین كرده به این دلیل كه تمامى ادیان و امتهائى كه قبل از عربها آمده اند نسبت به زن بدى كرده اند)(2).   1 براى تفصیل بیشتر به كتاب (الاسلام بین الانصاف والجحود) مراجعه شود. 2 مصدر سابق.    آمارها گزارش مى دهدو اینجا منتخبى از كتاب (حجاب) نوشته مودودى را نقل مى كنیم تا دلیلى بر این باشد كه زن در پرتو كفر و نظام به اصطلاح دمكراسى به چه بدبختیهائى رسیده است و ما فقط به نقل از آن كتاب اكتفا كرده و مصادر موثقى را كه آن كتاب نقل مى كند نقل مى كنیم: (مردمى آمدند و وسایل اجبار زنان را فراهم ساخته و حرفه فحشا را رشد دادند تا جائى كه امروزه فحشاء بعنوان یك تجارت بین المللى منظم تلقى مى شود). (امروزه كشورى نیست كه در آن مسئله كورتاژ بطور علنى صورت نگیرد مثلا انگلستان حد اقل سالانه نود هزار نوزاد در آن كورتاژ مى گردد و اقلا در حدود بیست و پنج درصد زنان شوهردار در این كشور یا خودشان نوزادانشان را به دست خود سقط كرده و یا اینكه در این عمل شنیع از افراد متخصص یارى مى طلبند و این نسبت در زنان بى شوهر افزایش مى یابد بطورى كه در برخى شهرها محلهاى مناسب و منظمى براى سقط جنین ترتیب یافته و در شهر لندن تعداد بیمارستانهائى كه اكثر بیماران آنها زنان سقط كرده هستند رو به افزایش است). و در فرانسه (یكى از فرماندهان نظامى براى سربازان واحدش بخشنامه اى به این مضمون صادر نمود: به ما گزارش شده كه واحدهاى پیاده نظام و سواره نظام از ایجاد مزاحمت تفنگداران در فاحشه خانه هاى نظامى شكایت دارند مكتب فرماندهى سعى بر این دارد كه تعداد زنان را افزایش دهد تا براى تمام سربازان كفایت كنند لیكن قبل از انجام این كار به تفنگداران سفارش مى كنیم كه داخل آن خانه ها زیاد مكث نكنند و هرچه مى خواهند در قضاى شهواتشان تعجیل نمایند). (و در فرانسه كسى كه مى خواهد به یكى از زنان براى خوشگذرانى متصل شود به (نمایندگى فحشاء) آدرس آن زن را همراه با (35 فرانك) به عنوان شروع معامله مى دهد و آن نمایندگى زن مورد نظر را از مطلب آگاه مى سازد و دفاتر این نمایندگى دلالت دارد كه هیچ طبقه اى از طبقات جامعه فرانسه نیست مگر اینكه مردمان بسیارى از آن با این نمایندگى وارد معامله شده و از خدمات آن بهره مند شده اند). (الآن وجود روابط جنسى میان خویشاوندان نسبى مثل: پدر و دختر و برادر و خواهر در برخى از شهرهاى فرانسه دیگر عجیب و نادر نیست). (تعداد زنان بدكاره پیش از جنگ بین الملل اول در فرانسه به نیم میلیون نفر مى رسید). (مسیوفردیناند دریفوس) یكى از نمایندگان مجلس ملى فرانسه صریحا اعلام داشت كه: اكنون دیگر حرفه فاحشگى عملى شخصى به حساب نمى آید بلكه به صورت یك تجارت وحرفه اى منظم در آمده و نمایندگان و دست اندركاران آن سودهاى كلانى به دست مى آورند امروزه این كار وكلایى دارد كه مواد اولیه دختران و دوشیزگان را فراهم مى سازد و تعدادى هم در شهرهاى مختلف گردش مى كنند این حرفه بازارهاى منظمى دارد كه دختران و نوجوانان به صورت كالاهاى تجارتى در آنها وارد و از آنها صادر مى شوند و بیشترین تقاضاهاى این بازارها براى دختران كمتر از ده سال است. (و چه بسا حیوانیت و درندگى قائمین به این كارها به بدترین نوع از ظلم و قساوت برسد بطور مثال یكى از شهرداران شهرهاى شرقى فرانسه براى نجات دخترى كه در یك روز پذیراى چهل و هفت مرد وارد بر او شده بود ناچار به دخالت شده و در همان لحظه هنوز عده اى درب اطاق مخصوص این دختر به نوبت نشسته بودند). (جنگ جهانى اول بدعتى جدید به نام (فاحشگى داوطلبانه) علاوه بر (فاحشگى تجارتى) به میان آورد كه در اثر آن زنان به صورت منظم به فحشاء كشیده مى شدند و تشویق و كمك به آنان هم فضیلتى اخلاقى نزد بدكاران به شمار مى آمد و روزنامه هاى بزرگ اهمیت بسیارى راجع به میل مردان نسبت به آنان مى دادند.. به طورى كه یك روزنامه در یك شماره اش (199) آگهى در این باره منتشر ساخت). آقاى پل پیورو مى گوید: (تمام زنانى كه در جامعه ما ازدواج كرده اند خائن و از وفاى لازم در معاشرت زوجى مجرد و عارى هستند). (در اثر این جرایم و جنایات بیماریهاى مخفى و مهلكى پدید آمد به طورى كه دولت فرانسه در دو سال اول از سالهاى جنگ جهانى اول تعداد هفتاد و پنج هزار نفر را به علت ابتلاى به بیماریهاى سوزاك و سفلیس از خدمت وظیفه معاف كرد و در یك روز تعداد 242 سرباز در یك عشرتكده دچار این بیماریهاى واگیردار شدند). (دكتر لیرید فرانسه اى مى گوید كه: در هر سال تعداد سى هزار انسان در اثر سفلیس و امراض مقاربتى فوت مى كنند). و به همین انگیزه بود كه مردان از ازدواج سرباز زده و در نتیجه مردان و زنان بطور مساوى شروع به انجام كارهاى منافى عفت كرده و نظام خانوادگى فاسد و از هم پاشیده شد. (امروزه معدل مردان و زنانى كه در فرانسه ازدواج رسمى مى كنند به هفت الى هشت در هزار مى رسد). و طلاق بطور مدهشى افزایش یافته (بطورى كه فقط دادگاه حقوقى شهر (سین) در یك روز 294 صیغه طلاق را اجرا نمود). و بالأخره: مشكلات و فاجعه هاى بسیارى كه دراثر دادن این (دو حق!!) به زنان بروز كرد از حد و شمارش خارج است.     نتایج این بى بند و باریهاحال مى پرسیم آیا این دو حق!! به زن یا به مرد و یا به جامعه خدمت كرد؟! هرگز! زن را گرسنه گذاشت كه غالبا جز از راه فحشاء نتواند لقمه نانى بدست آرد و اضافه بر این زحمت بكشد اهانت شود زجر ببرد و تمام شخصیت و حقوق مشروعش پایمال شود. و مرد دیگر قلب با محبت همسر مهربان و بالأخره مادر لایقى براى تربیت فرزندانش نیافت. و جامعه نه تنها پسران و دختران شایسته را از دست داد بلكه در سراسر آن بیماریهاى مهلك بدنهاى مریض و اخلاق فاسد انتشار یافت! و به همین ترتیب هر جامعه اى كه به زن (این به اصطلاح آزادى!!) را داد گرفتار پیامدهایش شد اعم از فرانسه آمریكا شوروى انگلستان سوئد آلمان و جوامع دیگر كه اسناد و آمارهاى بسیارى براى انحطاط اخلاقى آنها شهادت مى دهد.. خوشبختانه جز كشورهاى اسلامى از این مفاسد ایمن نماندند اما این ایمنى محدود بود به همان حدودى كه مسلمانان قوانین كفر را كنار زده و براى این به اصطلاح آزادیها سر تسلیم فرود نیاوردند اما برخى از كشورهاى اسلامى متأسفانه همان حالت بلاد كفر را در فساد بیماریها و سقوط اخلاقى پیدا كرده اند. حال ببینیم كه آیا زن در پرتو اسلام شخصیت بیشتر حالت بهتر آزادى شایسته ترى دارد یا در پناه كفرى كه امروزه تمام جهان را فرا گرفته است؟ و باید بگوئیم كه زن و جامعه انسانى هیچ راه نجاتى از این نابسامانیها ندارند جز با پیروى از تعالیم عالیه اسلامى.     چند تذكر مهمباید به برادران و خواهران چند تذكر بدهم: 1 اسلام از كسب دانش و اشتغال زن به كارى كه مناسب شرف و عفتش باشد جلوگیرى نكرده بلكه از اختلاط مرد و زن و بى حجابى و حضور پسران و دختران در محله هاى مشكوك منع كرده است. 2 اسلام به ازدواج زود رس براى جوانان توصیه مى كند و به همین علت ازدواج دختر ده ساله كه به سن رشد رسیده مستحب است چنانكه اگر پسر بالغ شد (غالبا سن بلوغ پسران میان13 سالگى و16 سالگى در نوسان است) ازدواج كردنش مستحب است و از مستحبات مؤكد قرار دادن مهر كم و آسان نمودن تشریفات عروسى است و حضرت رسول اكرم (ص) فرموده اند: (خیر نساء امتى اقلهن مهرا) بهترین زنان امت من كم مهرترین آنهاست. 3 مثال زن و مرد مثال یك اتومبیل كوچكى است كه براى حمل و نقل مسافرین و یك كمپرسى بزرگى است كه براى حمل و نقل سنگ و آهن آماده شده و براى هركدام كارى در نظر گرفته شده است البته هیچ كدام نقصى ندارند ولى اختلافشان براى مصلحت خود آنهاست همچنین زن كه خداوند او را با عاطفه بیشتر آفریده تا كارهاى عاطفى را انجام دهد و به مرد نیروى عقل بیشتر داده تا بتواند عواطف خود را بیش از زن كنترل نماید و نیاز جامعه به هردو است پس مساوات میان این دو خلاف تركیب آفرینش آنهاست و اگر جامعه كار مرد را به زن و كار زن را به مرد محول كند مانند آن است كه اتومبیل كوچك را سنگ و آهن و كمپرسى بزرگ را مسافر بار زند و این كار هم براى اتومبیل و هم براى مسافرین كمپرسى طاقت فرسا و خلاف است. 4 باید در هر شهرى (یك صندوق خیرى ازدواج) باشد تا پسران و دوشیزگان را بر ازدواج كمك كرده و مقدمات برپائى كانون خانوادگى را بر ایشان فراهم سازند. 5 بایستى آداب و رسوم غربى مانند: عدم ازدواج دانش آموزان پسر و دختر مگر پس از فارغ التحصیل شدن و عدم ازدواج سرباز مگر پس از انقضاى دوره سربازى ملغى شود زیرا چنین رسومى موجب پدید آمدن خانه هاى فحشاء و بروز عادتهاى مخفى جنسى براى جوانان (كه از نظر پزشكى بسیار مضر است) شده و بالأخره براى فحشاء و انحرافات جنسى به جوانان فرصت مى دهد وانگهى جوانى كه ازدواج كرده خیلى بهتر از جوان مجرد مى تواند درس بخواند و یا خدمت كند چون اگر فكر انسان مشغول امور جنسى شد او را از مطالعه و خدمت مرتب باز مى دارد. خداوند متعال مى فرماید: (و أنكحوا الأیامى منكم والصالحین من عبادكم و امائكم ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم) یعنى اینكه جوانان مجرد و بردگان و كنیزان شایسته خود را تزویج كنید اگر مستمند هم باشند خداوند از فضل و بخشش خود آنان را بى نیاز مى سازد و خدا بزرگ و داناست. و حضرت رسول اكرم (ص) مى فرمایند: (النكاح سنتى فمن رغب عن سنتى فلیس منى) یعنى: نكاح و ازدواج سنت من است و كسى كه از سنت من روى گرداند از من نیست. و امام جعفر صادق (ع) مى فرماید: (ركعتان یصلیها المتزوج أفضل من سبعین ركعة یصلیها العزب) یعنى: دو ركعت نمازى كه انسان داراى همسر بخواند بهتر از هفتاد ركعت نمازى است كه مجرد بخواند.   خاتمه در خاتمه و پس از ذكر شواهد و آمارهاى گذشته ما قضاوت را به خود بانوان وا گذار مىكنیم كه واقعا فكر كنند و به شخصیت خود پى ببرند آخر چرا زن همچون كالاى تجارتى معامله شود؟! چرا براى اشباع هوس بیگانگان خود را بیاراید؟! چرا در كارهائى كه از عهده او خارج است دخالت كند؟! خداوند متعال مى فرماید: (بهترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شماست) زنان در نظام آفرینش انسانهائى كامل و بدون هیچ عیب و نقصى هستند و اینكه عاطفه آنان بیشتر و بدنشان ظریفتر از مردانست شرط تكامل مى باشد. بنا بر این نه مرد ناقص خلق شده و نه زن اما باید قبول كرد كه هركدام براى كارى ساخته شده است زن اولین مدرسه و مهمترین پایگاه تربیت نسلهاى بشرى است این كار مهم از عهده مرد خارج است مرد با اندام خشن و نیروى بیشترى كه دارد كارهاى سخت و مشكل جامعه را به عهده مى گیرد و این از عهده زن خارج است. و بطور كلى جامعه همسان بلكه طبیعت یكسان هیچگونه لطفى ندارد عارى از زیبائیست زیبائى در اثر تنوع است اگر تمام كردهٴ زمین آب بود یا باغ بود یا گلهاى زیبا بود یا كارخانه هاى عظیم بود و یا هرچیزى متحدالشكل بود انسان به سرعت از آن خسته مى شد. و همینطور در جامعه اگر مردان و زنان مساوى بودند همگى در یك سطح از خشونت عاطفه ادراك لطافت و غیره بودند دیگر زن و مرد لذتى از هم نمى بردند و نظام اجتماعى مختل مى شد. امیدواریم كه انشاءالله با تفكر صحیح و درك مفاهیم و قوانین عادله اسلامى انسانها به عالیترین درجات كمال و رفاه و سعادت برسند. ا



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر