تبلیغات
رایحه نجابت - گستره عفاف به گستردگی زندگی


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    گستره عفاف به گستردگی زندگی
    «اللهم انی اسئلک الهدی والتقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب وترضی»1
    خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت را به واسطه پیامبران ، هادیان وراهبران مصلح برای امتهای مختلف فرستاده است، که کاملترین آنها دردین مبین اسلام متجلی است، این دستورات براساس شناخت دقیق ابعاد گوناگون وجودی انسان، متضمن دستیابی به زندگی شایسته ونیل به کمال حقیقی وسلامت جسم وروح اوست . در آیین مقدس اسلام، برنامه تربیت براساس احیای تمامی تمایلات فطری وهدایت همه خواهش های طبیعی بشر استوار است وشناخت این تمنیات فطری وارضای صحیح ومعتدل هر یک از آنها اساسی ترین پایه تربیت انسان می باشد . چنین تربیتی هماهنگ با نظام حکیمانه خلقت وبر وفق قانون آفرینش است، انسان را به شایستگی می سازد وموجبات خوشبختی وسعادت ابدی او را فراهم می کند. «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها»2 گرایش به زیبائی از قبیل : زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر کردن وتمایلات جنسی، همه وهمه اموری است که از فطرت انسان برمی خیزد. آنچه مهم است، نگهداشتن حریم وخارج نشدن ازحد اعتدال دراین موارد می باشد، نه سرکوب کردن خواهشهاوتمایلات فطری ودرونی ونه تند روی وافراط درآنها، اساسا معنای عفت همین است. یعنی شخصی عفیف وپاکدامن است که بتواند شهوات وغرایز خودرا تحت کنترل درآورد،به طوری که از حد اعتدال خارج نگردد.پافشاری برمنزلت عفاف دردین اسلام تا جائی است که امام المتقین، امیر مؤمنان حضرت علی ابن ابیطالب (علیه السلام)، مقام وجایگاه عفیف را با مقام شهید در راه خدا مقایسه می کند. «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون ملکاً من الملائکه. پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت گناه دارد وآلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست ». 3 اما با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی آسمان وحکمفرمائی فن آوری بر مغز واراده بشر، فرشته عفت واخلاق نیز از بسیاری جوامع رخت بربست. زن که مظهر عفاف، حیا وعشق ورزی به قداست وپاکی، مام بشریت محسوب می شد وتداعی صفات فرشتگان درروی زمین وکانون گرم خانواده می نمود، به عنوان ابزاری بی مقدار در کوی وبرزن چون کالائی دردست طماعان وگردانندگان بازار هوی وهوس درآمد ودرمعرض هجوم همه جانبه جریان های سوء سیاسی وتبلیغاتی وسراشیبی سقوط  قرار گرفت وکرامت ذاتی اش زیر غباری از غفلت وفراموشی مدفون شد.ازآن پس، اساس ازدواجها درهم ریخت وهمه به دورآتش شهوت رقصیدند ونظام های دقیقی که در طول قرنها زندگی آدمیان برای اداره وبقای خانواده وضع شده بود ونیز روحانی ترین روابط انسانی میان زن ومرد، یکباره فروریخت واز ارزش واعتبار زن، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن، حریمی ملکوتی ساخته بودند، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی، گناه، عصیان، خیانت، کم ارادتی وتجاوز به زن ومقام شامخ او بود، درحق او روا داشتند. شکی نیست که حفظ سلطه اقتصادی، سیاسی ونظامی کشورهای سرمایه داری استعمارگری برسایر کشورها ومناطق عقب نگاه داشته شده استعمارزده، بدون سلطه فرهنگی وتنیده برافکار وعقاید وفرهنگ مردم این مناطق، ممکن نبوده ونخواهد بود، که استعمار برای رسیدن به این هدف شوم از کتب درسی مدارس گرفته تا مقالات علمی، برنامه های سینمائی، رادیوئی، تلویزیونی، ویدیوئی، ماهواره وغیره به صورت گوناگون بهره برداری می کند وهمواره در صدد است که مردم، به ویژه روشنفکران جوان، بخصوص امت اسلامی را از تاریخ جامعه خود جدا سازد وطرز تفکر استعماری را رواج دهد وهر چه افزونتر، از خود بیگانگی وبیگانه پرستی را توسعه بخشد. آنچه می تواند جامعه ای را از این تفکرات شوم واضمحلال وسقوط به ورطه نابودی مصون داشته وحفظ کند، ترویج فرهنگ دقیق عفاف وتبیین ابعاد مختلف آن درجامعه است. این نوشتار به همین منظور انتخاب وتنظیم یافته است.    مفهوم وتعریف عفافدرتعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز اعتدال دلالت می کند. در قران کریم «حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » آمده است . به بیان قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگهدار وبا مناعت باشد .4 این تعبیر در افراد وموارد مختلف، شرایط خاص خود را دارد . به عنوان مثال :الف) عفت در فقیر عبارت است از : قناعت ورزی وحفظ نفس از تمایلات شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود. ب) عفت در غنی عبارت است از : نگهداری وحفظ نفس از شهواتی که به واسطه وسعت مال وامکانات مالی برای توانگر حاصل می شود. «ومن کان غنیا فلیستعفف ».5 ج)عفت در افرادی که توانائی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات وحفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه . د) عفت در زنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است از آنچه نفس بدان میل می کند ، از قبیل : ظاهر کردن زینت وخودآرائی. 6 عفاف ، ریشه در فطرتفطرت امری است که خدای متعال آن را در وجود هر فرد قرار داده وانسان بدون اکتساب، به آن میل ورغبت دارد . عفاف نیز یکی ازاین باورهاست. روح عفت وپروا پیشگی از بدو خلقت آدمی تاکنون برانسان حاکم بوده است. البته ممکن است شکل، اندازه وکیفیت بروز آن دردوره های مختلف متفاوت باشد، اما این خصلت همیشه بروز وظهور داشته است. قران کریم درداستان آفرینش آدم وحوا ازاین خصلت فطری چنین یاد می کند : « فدلهما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوء تهما وطفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة »7 (شیطان) آن دورا فریفت وبه پستی افکند . چون ازآن درخت خوردند، شرمگاههایشان آشکار شد وبه پوشیدن خویش از برگهای بهشت پرداختند. درادیان الهی نیز، توصیه به عفاف وحیا فراوان شده است. دررساله پولس درعهد جدید می خوانیم : «زنان خویشتن را به لباس مزین به حیا وپرهیزکاری بیارایند، نه به زلفها وطلا ومروارید ورخت گرانبها ». 8برخی براساس مجسمه های برجامانده ، کتیبه ونقش برجسته های تاریخی چنین استنتاج کرده اند که سرما وگرما، علت اصلی اختیار پوشاک نبوده، بلکه علت آن حیا وپوشاندن شرمگاه بوده است.9 وزنان ایرانی دردوره های مختلف از مادها، هخامنشیان، اشکانیان وساسانیان نیز، دارای پوشش بوده اند. 10 «فرید وجدی» دراین باره می نویسد : حجاب زنان قدمتی طولانی دارد، آنگاه به نقل دایرة المعارف لاروس چنین ادامه می دهد، زنان یونانی دردوره های گذشته صورتها واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. سخن در مورد حجاب، درلابلای کلمات قدیمی ترین مؤلفین یونانی نیز به چشم می خورد، حتی « بنیلوب» همسر پادشاه «عولیس » نیز با حجاب بوده است وزنان شهر «تیب» نیز دارای حجاب خاصی بودند بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو سوراخ بود که مقابل دو چشمان قرار می گرفت تا بتوانند به خوبی ببینند. در «اسبرطاء » از موقع ازدواج حجاب را رعایت می کردند . نقشهائیکه برجای مانده حکایت می کند که زنان سررا پوشانده ولی صورتهایشان باز بوده است وهنگامی که به بازار می رفتند، صورت هایشان را نیز می پوشانده اند . حجاب در زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وجود داشته وزنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند .11 همه این موارد نشان می دهد که حیا وعفت، خصلتی انسانی است وآدمیان به حکم نهاد وآفرینش خویش بدان رغبت دارند. هنوز قوانین جهانی برلزوم جلوگیری از کارهای خلاف عفت تاکید دارند، اگر چه رعایت آن درهمه جا یکسان نیست ومیزان به فعلیت رسیدن آن درافراد مختلف است.  شکل گیری عفاف در سایه وراثت وتربیتدوعامل وراثت وتربیت، نقش مهم ومؤثری در پرورش سجایای اخلاقی، پاکدامنی، سعادت وخوشبختی انسان دارند. با شناخت دقیق وتوجه کافی به دو موضوع  وراثت وتربیت وبکارگیری دستورات صحیح ومناسب دراین زمینه می توان صاحب نسلی پاک، سالم وسعادتمند شد. «وراثت عبارت است از: نیروی طبیعی در موجود زنده که به وسیله آن، صفات از اصل به نسل منتقل می شود، خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه مشترک میان تمام افراد این نوع یا بخشی ازآنها باشد.»12به تعبیر دیگر : « انتقال صفات وخصوصیات جسمانی، روانی وحالات وویژگیهای اخلاقی ورفتاری از پدر ومادرویا اجداد به نسلهای بعدی». 13 این خصوصیات وویژگیها درجهت مثبت یا منفی در افراد تاثیر می گذارند، «سلامت یا بیماری والدین، اختلالات روانی وعاطفی، عفت ویا آلودگی، سطح درک وفرهنگ،ایمان واعتقاد، خوی واخلاق والدین، همه وهمه درزندگی انسان مؤثرند. علم روانشناسی ژنتیک ثابت کرده است که حتی حال وهوای زن وشوهر درحین انعقاد نطفه، درفرزندان اثر می گذارد، اضطراب وتشویش، امنیت خاطر، حتی احساس گناه وفریب، درسرنوشت کودک  مؤثر  است».14 امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام دربیان این امر مهم می فرمایند: «اذا کرم اصل الرجل کرم مغیبه ومحضره»15 وقتی اصل وریشه انسان، خوب وشریف باشد، نهان وآشکارش خوب وشریف است ودر جای دیگر می فرمایند: «حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق»16 نیکوئی اخلاق، دلیل پاکی وفضیلت ریشه خانوادگی است. چنانکه از پیامبراکرم (صلی الله علیه واله) روایت شده که فرمود: «الشقی شقی فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه » 17 براین اساس مراقبتها وخودسازی جسمی وروحی پدرومادر، تقوی، عفاف وپیراستن خود از محرمات ومعاصی نقش بسیار مؤثر ومهمی درسعادت فرزند دارد. مرحوم شیخ مرتضی انصاری (ره) پیشرفت های علمی ومعنوی خودرا نتیجه زحمات ورعایت های مادرشان می دانند ودانشمندانی همچون آیت الله مطهری وبهشتی که نقش مهمی درتبیین فرهنگ اسلام داشتند از مادرانی پاکدامن، شجاع، مومن وعفیف برخوردار بودند18 وبه همین خاطر است که درحدیث نبوی(صلی الله علیه واله) اینگونه آمده است « طوبی لمن کانت امه عفیفه» 19 محیط تربیتی کودک، یعنی محیطی که شخص درآن متولد می شود ودرآنجا رشد می یابد نیز، درسعادت وشقاوت او بسیار مؤثر است. پدران ومادرانی که محیط مساعدی برای تربیت صحیح فرزندانشان به وجود می آورند ودر معاشرت با آنان گفتاری پاک ورفتاری پسندیده دارند وقدم به قدم، برنامه های تربیتی وفضائل اخلاقی را درپرورش فرزندان خود، مد نظر قرار می دهند، می توانند جوانانی ازهر جهت شایسته تربیت کنند وازاین طریق اوامر الهی را اجرا ووظیفه خود را نسبت به فرزند وجامعه انجام دهند. بسیاری ازبدبختی های اجتماعی وآلودگیهای اخلاقی وبی عفتی جوانان ازمحیط خانواده سرچشمه گرفته ومعلول تربیتهای نادرست ویا عدم نظارت والدین بر فرزندان است. «کل مولود یولد علی الفطرة، فابواه یُهَودانه ویُنصرانه ویُمجسانه»20  هرنوزادی برفطرت الهی به دنیا می آید، پس پدرومادر اورا به دین یهود ونصرانی وزرتشتی گرایش می دهند . بنابراین وراثت وتربیت خانوادگی، اساس شخصیت فرد را تشکیل می دهد ومی تواند اورا به انسانی عفیف با اخلاق وموفق، یا انسانی فاسد،منحرف ومضر تبدیل کند. دامنه عفافبررسی ابعاد مختلف عفاف وگستره آن درشئونات فردی واجتماعی دامنه وسیعی دارد که با استفاده از قران وسنت به چند مورد از آن اشاره می کنیم:            1-   عفت درفکرگرانبهاترین سرمایه ای که خداوند به نوع بشرارزانی داشته، گوهر فروزان عقل است. همه اعمال، احساسات، رفتاروحتی توانائیهایمان براساس اندیشه وفکر حالت می گیرد. هر عمل ورفتاری چه خوب وچه بد، چه اینکه نتیجه آن خیر یا شر باشد، از فکر واندیشه سرچشمه می گیرد، به عبارت ساده تر، آنگونه که می اندیشیم ، عمل می کنیم. هرچه فکر انسان متعالی تر وبا فطرت کمال جوی او(که خالی ازهرگونه زشتی وپلیدی است) بیشتر منطبق باشد سریعتر راه تکامل را می پیماید. چنانچه، مولای متقیان، حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «من عقل عف»21 هر آنکس که عقل دارد عفت می ورزد. ودرجای دیگر می فرمایند: «عقل انسان، به میزان عفت وقناعتش سنجیده می شود»22 ازاین رو ، عقل یکی از عوامل  مؤثر  درتعدیل خواهشهای نفسانی ورام کردن غرایز بشری است. عقل براساس محاسبه صحیح، آزادی انسان را محدود می کند ودرمسیر زندگی، راه را از بیراهه وروا را ازناروا تمیز می دهد. عقل می تواند شهوات وتمایلات بشررا اندازه گیری کندوموجبات تعدیل خواهشها را فراهم آورد وهمچنین قادر است غرایز آدمی را به خیر وصلاح هدایت کند وازتند روی وطغیان باز دارد وخلاصه عقل، راهنمائی است که پیروی ازآن مایه فلاح ورستگاری بشراست. حضرت علی علیه السلام دراین باره می فرمایند: « فکرک یهدیک الی الرشاد» افکار عاقلانه ات تورا به راه صواب وهدایت واقعی راهنمائی می کند.23 انسانی با شرف است که افکار او شریف وبالعکس انسانی آلوده وگنهکار است که اندیشه وفکراو آلوده باشد . جان کلام این است ، برای رسیدن به زندگی حقیقی وسعادتمندانه محتاج اندیشه وفکری عفیف، صادق وقابل اعتماد هستیم.            2-   عفت درنگاهارزش واهمیت این موضوع ازاین بابت است که چشم، دروازه دل است . آنچه ازاین دریچه وارد وجودشخص می شود، گاهی اورا به سرمنزل سعادت وگاه به ورطه سقوط وذلت می کشاند. دل، آنچه را که ازطریق چشم می بیند وحس می کند، مورد تحلیل قرار داده وزمینه را برای انفعال دربرابرشرایط موجود ودر پی آن حرکت برای کسب وتصرف آن شرایط واقناع آن فراهم می نماید. واین سخن درستی است که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» حال فرق نمی کند که آن نگاه به صواب بوده ومجاز ویا ناصواب بوده وغیر مجاز. از آنجا که خداوند، خالق انسان است ونسبت به تمام صفات واخلاقیات او آگاهی کامل دارد ، مصلحت، خیر وصلاح اورا بهتر ازهرکسی می داند، لذا به عفت درنگاه توصیه فرموده وانسان را از نگاه های آلوده برحذر می دارد . «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم …. وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن »24 بیان صریح این آیات، حرمت نگاه کردن مردوزن نامحرم به یکدیگر است . عبارت «ذلک ازکی لهم» در این آیه، اشاره دارد که توصیه به عفاف ولزوم پرهیز از چشم چرانی ویا خود نمائی زن، به منظور پاکی جان وروان انسانها وتطهیر آنان از پلیدی، آلودگی، نابسامانیهای اخلاقی، خانوادگی واجتماعی است واین امری است که باسعادت مرد وزن ونسل انسانی مرتبط است. آری نگاه، جرقه ای است که غریزه را شعله ور می سازد . «النظره بعدالنظره تزرع فی القلب شهوة وکفی بها لصاحبها فتنه» .25 نگاه پس از نگاه، همچون تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است که چه بسا مدت آن کوتاه ولی مورث حسرت وافسوسی دراز وطولانی است . «والنظرسهم من سهام ابلیس مسموم وکم من نظره اورثت حسره طویله ».26 افراد چشم چران بیش از هر کس جان وروان خودرا به تعب می اندازند وپس آن دچار اضطراب، نگرانی وبه جوش آمدن هیجانات خود می شوند وبه دنبال آن طعمه هوس آلود، باعث رسوائی برای خود ودیگران می گردند. ازاین روست که امامان ما به انذار وتبشیر پیروان خود پرداخته واحادیثی درمدح وتشویق کسانی که در نگاه خود عفت داشته و عقاب سخت ودردناک افرادی که خود را به ورطه چشم چرانی ونگاه آلوده انداخته اند، بیان فرموده اند. امام صادق (علیه السلام) دراین باره تصریح می فرمایند: وقتی انسان نگاهش به سیمای زنی می افتد چشمش را ببندد وبه آسمان متوجه گردد خدای متعال بلا فاصله یکی از حوریه های بهشتی را به عقد او درمی آورد. 27 وحضرت رسول (صلی الله علیه واله ) می فرمایند: هر مسلمانی که یکبار به زنی بنگرد، آنگاه چشم ازاو بازدارد ، خدای متعال اورا با عبادتی انس دهد که لذت آن را درقلب خویش احساس کند28 درجای دیگر امام صادق علیه السلام می فرمایند: هرکس چشم خودرا از گناه پر کند، روز قیامت خدا چشم اورا ازآتش پرخواهد ساخت مگر، توبه وبازگشت نماید.29  3-عفت درمعاشرتواضح است که فعالیت های اجتماعی زنان وحضور آنان درعرصه های مختلف، زمینه تعادل وارتباط بین زن ومرد را بیشتر کرده است . درپرتو حضور اجتماعی، بسیاری از استعدادها وقابلیتها به فعلیت می رسد، تعلیم وتعلّم، توسعه، تکنولوژی وبالارفتن فهم سیاسی وآگاهی اززمان محقق می شود وهمچنین درسایه فعالیت اجتماعی، وظیفه امر به معروف ونهی ازمنکر عملی می گردد. ازاین رو یکی از انگیزه های دعوت به مشارکت اجتماعی زنان، بالارفتن شخصیت علمی، معنوی واجتماعی آنان است، که بدون این حضور، انجام این مهم دست یافتنی نیست ویا با دشواری ومشقت همراه است. درزمان رسول خدا(صلی الله علیه واله) زنان پرسشهای خودرا از پیامبر(صلی الله علیه واله) می پرسیدند وهیچگاه رسول خدا آنها را منع نمی کرد. آنچه مسلم است واز قران وسیره پیامبر(صلی الله علیه واله) وائمه اطهارعلیه السلام دریافت می شود، این است که زنان بارسول اکرم (صلی الله علیه واله) وامامان بزرگوار معاشرت وگفتگو داشته واین یک امر طبیعی وعادی بوده است . ازدیدگاه اسلام، مشارکت اجتماعی زنان وتعامل وارتباطاتی که دراین زمینه پیش می آید تجویز شده، اما این روابط، همواره دارای آداب وشرایطی است که آن را عفت در روابط اجتماعی نامیده ایم .     الف- پرهیز از محادثه که آن عبارت است از: گفتگوئی که هزل ولهورا به همراه داشته وبا نوعی فتنه انگیزی آمیخته است . حضرت رسول (صلی الله علیه واله) می فرمایند: « ومن فاکه امراه لا یملکها حبسه الله بکل کلمة کلمتها فی الدنیا الف عام » 30 هر کس بازن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمه ای که بااو سخن گفته، هزارسال زندانی می گردد. ب- پرهیز ازخلوت : امام موسی بن جعفر (علیه السلام )به نقل از پیامبر( صلی الله علیه واله) فرمودند : هرکس به خدا وروز قیامت ایمان دارد، هرگز درجائی که نفس زن نامحرمی را می شنود، توقف نکند. 31 همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه واله) می فرمایند: آگاه باشید هرگز مرد وزنی باهم خلوت نمی کنند مگر آنکه سومی آنان شیطان است. 32 ج- پرهیز از مصافحه: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: « ومن صافح امراه تحرم علیه فقد باء بسخط من الله عزوجل .» 33هرکس بازنی که محرم او نیست مصافحه کند غضب حق تعالی را برای خود خریده است. درجای دیگر می فرمایند: هرکس به طور حرام با زنی مصافحه کند، یعنی بااو دست بدهد، روزقیامت درغل وزنجیر بسته وبه آتش انداخته می شود.  د- پرهیز از استعمال عطر وبوی خوش : رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هرزنی که خود را خوشبو کند وازخانه خارج شود مورد لعنت قرار می گیرد تازمانی که به خانه مراجعت کند.34 درجای دیگر می فرمایند: « اذا تطیبت المراه لغیر زوجها فانما هو نار وشنار» 35 زنی که خودرا برای دیگران خوشبو کند، خود آتش است وننگ محسوب می شود.                       4-   عفت درزینت تمایل آدمی به زیبائی وجمال، یکی از خواهشهای فطری بشراست واحساس لذت از مناظر زیبا، با سرشت انسان آمیخته است. این نکته واضح است که برای شناسائی همه زیبائیها ودرک جمال طبیعی وهنری، تنها حس فطری جمال دوستی کافی نیست، بلکه باید این نیروی طبیعی، تربیت ودرپرتو پرورشهای صحیح بسط وتوسعه یابد. پرورش صحیح می تواند استعدادها را آشکار سازد وازقوه به فعلیت درآورد. به هر نسبتی که سطح دانش وفرهنگ یک کشور ترقی کند وبه هر نسبتی که عواطف مردم شکفته تر شود، زیبائیها بهتر درک واحساس می گردد. چنانچه دردنیای امروز وبین ملل واقوام پیشرفته، مسئله زیبائی مورد کمال توجه قرار گرفته وتمام طبقات مردم، به زیبائی ابراز علاقه شدید می کنند واین حس پیوسته رو به فزونی است وروزبه روز تشدید می شود. آیین مقدس اسلام نیزکه برنامه جامع سعادت وکامیابی بشراست به این موضوع توجه مخصوص دارد ودرضمن تربیت وپرورش قوه جمال دوستی، استفاده ازآن را نیز به پیروان خود توصیه می کند وبا حمایت ازاین قوه، یکی ازخواهشهای طبیعی بشررا ارضاء می نماید وحتی درکتب اسلامی، روایات بسیاری درباره ارزش زیبائی وجمال انسان آمده است. رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: «علیکم بالوجوه الملاح والحدق السود»36 برشما باد که با خوبرویان نمکین صورت ومشگین چشم معاشرت کنید. حضرت علی (علیه السلام) دراین باره فرمودند: « حسن وجه المومن حسن عنایة الله به»37  روی زیبای مردم با ایمان، عنایت نیکوی خداوند به آنان است. بدین سان جامه زیبا پوشیدن، مسواک زدن، شانه وروغن زدن به مو وگیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن، وسرانجام آراستن خویش هنگام عبادت ومعاشرت با مردم درمسجد یا محیط خانواده واجتماع، از مستحبات موکد وجزء برنامه روزانه مسلمانان است واین مطلب، ازآیات قرانی به خوبی استفاده می شود. « یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد» حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بهترین جامه های خود را درنماز می پوشیدندودرجواب کسانی که سبب این کاررا جویا شدند، فرمودند: «ان الله جمیل ویحب الجمال فا تجمل لربی» 38 خداوند زیباست وزیبائی را دوست دارد، پس خود را برای پروردگارم زیبا می سازم . همچنین «عباد بن کثیر» که فردی زاهد نما بود، به امام صادق (علیه السلام ) که لباس آراسته پوشیده بودند، اعتراض کرد وگفت : « یااباعبدالله توازخاندان نبوتی وپدرت علی (علیه السلام )همیشه کرباس می پوشید، این لباسهای فاخر چیست که به تن کرده ای ؟ چرا به لباس ساده تری اکتفا ننمودی؟ حضرت درجواب فرمودند: وای برتوعباد! این چه اعتراضی است که می کنی، خدا وقتی به بنده اش نعمتی داد، دوست دارد آن نعمت را ببیند.39 بنابراین خداوند نهی از زینت نمی کند، بلکه آنچه مذموم است ومورد نهی واقع شده، نهی از تبرج « ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی » 40 وآشکار کردن زینت در محافل اجتماعی که محل کار وتلاش زن ومرد مسلمان است، می باشد. « ولا یبدین زینتهن».41 براین اساس نه تنها استفاده اززینتها ازنظر شرع اشکال ندارد، بلکه ارضاء تمایل خودآرائی وزینت که یکی ازخواهشهای فطری است، به تکامل ذوق وهنر وشکفتن احساسات کمک می کندوانسان را به راه تعالی روحی وپیشرفتهای عاطفی سوق می دهد. اما باید توجه داشت که این کار به زیاده روی وافراط نگرایدواز حد شایسته واعتدال خود تجاوز نکند. تجمل پرستی، زیاده روی وبی عفتی درزینت وخودآرائی، عوارض نا مطلوبی دارد. اگر این غریزه از حد ومرز شرعی خود خارج شود، آدمی را می فریبد وکام اورا تلخ وزندگی را بر وی تنگ می کند واو را دردام شیطان اسیر می سازد. علامه طباطبائی دراین باره می گوید: « کمتر فسادی درعالم ظاهر می شود وکمتر جنگ خونینی است که نسلها را قطع وآبادی ها را ویران سازد ومنشا آن اسراف وافراط دراستفاده از زینتها ورزق نبوده باشد، زیرا انسان طبعاً اینطوراست که وقتی ازجاده اعتدال بیرون شد وپا از مرز خود بیرون گذاشت، مشکل می تواند خودرا کنترل کند» 42 امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند: « پیامبر(صلی الله علیه واله) زن را ازاینکه برای فرد اجنبی زینت کند، نهی فرموده واگر چنین کرد، حق است که خداوند اورا درآتش بسوزاند»  « نهی ان تتزین المرئه لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها با لنار» 43  5-   عفت درکلام گستره فعالیت های زنان درجامعه کنونی، اهمیت بحث دراین موضوع را روشن می کندواحکامی که ما از منابع اسلامی دراین باره به دست می آوریم، همه وهمه بیانگر توجه دقیق وموشکافانه اسلام نسبت به سلامت جامعه وفرد می باشد، قران به انسان دستورداده که به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان درشما طمع کنند، « فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولاً معروفا»44 جمله « فلا تخضعن بالقول » اشاره به کیفیت سخن گفتن دارد، یعنی به هنگام سخن گفتن جدی، خشک وبطور معمولی سخن بگوئید. جمله « قلن قولا ًمعروفا » اشاره به محتوای سخن گفتن دارد، یعنی باید به صورت شایسته که مورد رضای خدای متعال وپیامبر (صلی الله علیه واله) وتوام با حق وعدالت است، سخن گفت، البته (قول معروف) معنی وسیعی دارد وهرگونه گفتار باطل وبیهوده وگناه آلودومخالف حق را نفی می کند. 45 بنابراین ازنظر قران هرگونه ناز وغمزه درکلام، با ادا واطوار سخن گفتن، تغییر صدا که افراد شهوتران را به فکر گناه می افکند وهر گونه سخن باطل وغیرحقی مردود است.  6-عفت درستر (حجاب) یکی از پردامنه ترین موضوعاتی که دردنیای امروز راجع به زن وحیات اجتماعی او مطرح است، موضوع  ستر یا حجاب زنان می باشد واین مسئله ای است که بحث های موافق ومخالف بسیاری را درجوامع غرب وشرق برانگیخته است. مخالفان پوشش برای اینکه طرفداران ومبلغان مذهب را به انزوا بکشانند ودرنتیجه دست خودرا به تجاوز به حریم عفت زنان باز گذارند، وسوسه ها وشبهاتی راازقبیل : حجاب مانع آزادی، کار ونشانه عقب ماندگی و…..است را درذهن زنان القاء کرده وخواستار آن می باشند که خود زنان علیه شرایط موجود، احکام فقهی والهی دین به قیام برخیزند. مسئله پوشش وحفظ عفاف خاص دنیای اسلام وحتی دنیای ادیان نیست. براساس زمینه فطری، حتی جوامع اولیه وبه دور ازتمدن ومذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند، نوشته اند: « زنهای تاتار از لحاظ عصمت، وقار ووظیفه شناسی دربرابر شوهران نظیر ندارند. پاکدامنی وحجب وحیای آنها قابل تحسین است. بی احترامی به عفت عمومی وهتک ناموس گناهی بزرگ است، درقانون نامه پاسای مغول، هتک ناموس، زنا وازاله بکارت کیفر اعدام داشت»46 ویل دورانت می نویسد: « دربریتانیای قدیم والدین ثروتمند درمدت پنج سال بحران جوانی، دختران خودرا درکلبه ها زندانی می نمودند. زنان سالمند پاکدامنی را به زندانبانی می گماردند، دختران حق خروج ازاین کلبه ها را نداشتندوتنها اقارب ونزدیکان می توانستند آنان را ببینند. بعضی ازقبا یل جزیره برنئو نیزعمل مشابهی داشته اند.»47 داستان آدم وحوا وبهره گیری آنها از شجره ممنوعه که قبلا ذکر شد نیزدلیل همین مدعاست. بنابراین، مسئله پوشش وعفاف درهمه جوامع وملل به صورتهای گوناگون وجود داشته است، اما با آمدن اسلام این مسئله به عنوان یک حکم تکلیفی وضروری برای زنان تعیین گردید. خداوند درچند آیه قران کریم موضوع لباس وپوشش را مطرح کرده است واهمیت، ارزش، هدف وفایده آن را بیان می کند. قران کریم گاهی هدف از لباس را پوشاندن اعضا، ستر عورت وحفظ بدن وگاه آن را وسیله زینت وگاه وسیله حرمت وشخصیت زن وبازدارنده از دستبرد آزار مزاحمان وافراد فاسد معرفی می کند. « یابنی آدم ! قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم وریشا……..» 48 « جمله یواری سواتکم» وصف لباس است ودلالت دارد براینکه لباس پوشش واجب ولازمی است که کسی از آن بی نیاز نیست وآن پوشش عضوی است که برهنه بودنش، زشت ومایه رسوایی آدمی است.»49 « کلمه ریش» دراصل واژه عربی به معنی پرهای پرندگان است وچون پرهای پرندگان غالبا به رنگهای مختلف وزیباست، یک نوع مفهوم زینت درمعنی کلمه ریش نهفته است».50 بنابراین مراد ازلباس دراین آیه تنها پوشانیدن تن ومستورساختن زشتیهای آن نیست، بلکه لباس تجمل وزینت که اندام را زیباتر ازآنچه که هست نشان میدهد نیز مد نظر است. « یاایها النبی قل لازواجک وبناتک» 51 ای پیامبر! به همسران ودخترانت وزنان مومن بگو روپوش های خودرا دربرکنند این کار برای اینکه شناخته ومورد اذیت قرار نگیرند بهتر است. هنگامیکه زن پوشیده باوقار از خانه بیرون رود وجانب عفاف وپاکدامنی را رعایت کند. افرا   د      فاسد ومزاحم، جرات نخواهند کرد متعرض وی شوند وبیماردلان که دنبال شکار می گردند از آن چشم پوشیده وفکر بهره کشی ازاورا، درمخیله شان خطور نمی دهند. ازنظر اصول کلی انسانی زن ومرد یکسانند، اما زنان ازجهت خصلت طبیعی که همان جنبه خاص زنانگی، ظرافت، لطافت وجاذبیت است، با مردان، تفاوت محسوس وانکار ناپذیر دارند. درروایات آمده است: « المرئه ریحانة »52 زن همچون ریحانه یا شاخه گلی، ظریف است، اگر باغبان اورا پاس ندارد، ازدید ودست گلچین، مصون نمی ماند. قران، زنان ایده ال را که در بهشت جای دارند، به مروارید محجوب وپوشیده در صدف تشبیه می کند، « کامثال اللولوالمکنون » 53  ویا آنهارا به جواهرات اصلی مانند یاقوت ومرجان تشبیه می کند که جواهر فروشان، آنها را در پوشش مخصوص قرار می دهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی دردسترس این وآن قرار نگیرند واز قدر وارزش آنها کاسته نشود. این جوهر لطیف را از سهل الوصول بودن مصون داشته ومحدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است.   پی نوشتها: 1-صحیفه فاطمیه ،ص96، دعاؤها(علیها سلام)، فی یوم الخمیس، ازدعاهای حضرت زهرا (سلام الله علیها )2-روم ، 30                                                                                                           3-نهج البلاغه ،حکمت 474       4-لسان العرب- ج9-ص290- اقرب الموارد- ج2- ص 803- معجم الوسیط- ص 611-                                                 5-قاموس قران، ج5ص19 –18                                                 6-نساء ، 6                                                                      7-مصطفوی ، حسن، التحقیق فی کلمات القران الکریم ، ص181-180          8-اعراف ، 22                                                          9- عهد جدید، ص336                                                        10-مجله پیام زن، مقاله انسان، پوشش وریشه های تاریخی، ج19ص69             11-زن به ظن تاریخ، ص71،ص141، ص115                             12-دایرة المعارف فرید وجدی، ج3، ص336                              13- التربیه وطریق التدریس، صالح عبدالعزیز، ج1،ص124                        14-اسلام وتعلیم وتربیت، حجتی، سید محمد باقر، ج1ص79             15-خانواده وکودکان گرفتار، علی قائمی، ص 12-10                  16-غرر الحکم، ج1، ص327                                                   17-همان،ص379                                                           18-جامع الصغیر،سیوطی ،ج2، ص36                                   19-فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش10،ص46              20-المستدرک،ج14، ص159                                           21-مسند احمد بن حنبل، ج2، ص275                               22-غرر الحکم ،ج2، ص611                                          23- همان، ص863، «یستدل علی عقل الرجل بالعفه والقناعه»       24-جوان، محمد تقی فلسفی،ص365                                 25- نور، 30و31                                                      26- وسایل الشیعه ،ج7، ص139                                      27- همان ، ص138                                                  28- همان، 139، «من نظر الی امراه فرفع بصره الی السماء  اوغض بصره لم یرتد الیه بصره حتی یزوجه الله من الحورالعین»        29- نهج الفصاحه ، ص551،مامن مسلم ینظر الی المراه اول رمقه یغض بصره الا احدث الله تعالی له عباده یجد حلاوتها فی قلبه»30-وسایل الشیعه، ج7،ص142 «من ملا عینه حراما ملا الله عینه یوم القیامه من النار الا ان یتوب ویرجع»31-وسایل الشیعه، ج14،ص133           32-همان،ص134،عن موسی بن جعفر و ابائه33-کلمه الرسول،ص413،قال رسول الله(ص):  الا یخلون رجل بامراه الا کان ثالثهما الشیطان.34- وسائل الشیعه،ج14،ص142. 35- بحارالانوار،ج103،ص247،ای امراه تطیبت وخرجت...36- نهج الفصاحه،ص3637-سفینه البحار،ص54638- غررالحکم، ص37939- مجمع البیان، ج2،ص41240- وسایل الشیعه،ج3،ابواب اللابس،باب 741- احزاب، 3442- نور،3243- المیزان، ج8،ص8244- وسایل الشیعه،ج7،ص15445- احزاب،33قسمت دوم ثمرات و نتایج عفت ورزی    1- استحكام خانواده: یكی از كوچك ترین و با اهمیت ترین نهادهای اجتماعی یك جامعه، خانواده است. خانواده مركز عشق، امید و تحقق آرزوهای زیبا و شیرین دختران و پسران است. هرچه پیوند زن و شوهر صمیمی تر و قوی تر باشد، استحكام خانواده بیشتر خواهد بود. اگر عفاف و حجاب در جامعه ای كاملا رعایت گردد، روابط جنسی به محیط خانواده محدود شود، و حریم زن و مرد در محیط بیرون از منزل حفظ شود، در نتیجه جوانان به ازدواج تمایل بیشتری پیدا كرده و خانواده های تشكیل شده نیز ثبات بیشتری خواهند داشت. برعكس اگر خودنمایی، آرایش و تبرج در اجتماع رواج یابد، حریم روابط زن و مرد در اجتماع شكسته شود و آزادی های منفی و افكار انحرافی در جامعه گسترش یابد در نتیجه كانون گرم خانواده به سردی می گراید و عشق و محبت در خانواده جای خود را به تنفر می دهد و نخستین كانون تربیت، مهر و عاطفه كودكان ویران می گردد و نهایتا آمار طلاق و فحشا به فزونی می گراید. بی تردید نهاد خانواده در پرتو پاسداری از حریم حجاب و عفاف است كه درخشش و بالندگی لازم را پیدا خواهد كرد. چنانچه، چراغ وقتی نور افشانی می كند كه سیم های متصل به آن سالم باشند و اگر پوشش این سیمها از بین رفته و یا زدگی داشته باشند، نه تنها نیروی برق را به خوبی منتقل نمی كنند بلكه اتصال آنها به یكدیگر موجب حریق و آتش سوزی می گردد. زن و مرد نیز كه همانند جریان مثبت و منفی دست به دست هم داده و چراغ خانواده را روشن كرده اند، می بایست عفاف و اعتماد متقابل را ركن اصلی این پیوند قرار دهند، و الا این چراغ با آتش هوس به خاموشی خواهد گرایید.    2- آرامش روانی: عفاف بازدارنده بسیاری از التهابات و هیجانات روحی است. نبودن حریم میان زن و مرد، ترویج معاشرت های بی بند و بار و دیدن صحنه های تحریك آمیز، مستهجن و ركیك، هیجانها و التهابات جنسی را فزونی می بخشد و جاذبه جنسی و تقاضای سكس را به صورت یك عطش روحی اشباع نشدنی در می آورد، و چون ارضای این غریزه در تمامی موارد و به صورت دلخواه ممكن نیست و همیشه مقرون به نوعی احساس محرومیت است باعث بر هم خوردن تعادل روحی و اختلالات روانی فرد می شود. اسلام با تعدیل و رام كردن این التهابات از طریق محدود كردن نگاه، خضوع در كلام، پوشش و بالاخره رعایت عفاف در همه زمینه ها برای فرد، آرامش روحی و روانی به ارمغان می آورد.   3- سلامت اجتماع: حضور زنان و مردان در جامعه به صورتی كه هیچگونه تحریك و شائبه جنسی با آن همراه نباشد، آن جامعه را استوار و مستحكم می كند و عفت ورزی آنان در محیط تحصیل، كار، اداره، بازار و … زمینه ساز سلامت، پیشرفت و تعالی آن جامعه خواهد شد. لكن اگر این اصل (عفاف) مورد توجه قرار نگیرد، حریم ها حفظ نشود و فساد در جامعه رواج یابد، عامل تباهی و سقوط آن جامعه نیز فراهم می شود. به گفته منتسكیو«در حركت دموكراسی از دست رفتن عفت، بزرگترین بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جایی كه اساس حكومت را از بین می برد.»1تاریخ بشری چه در جوامع اسلامی و چه در جوامع غیر اسلامی این مطلب را به وضوح ثابت كرده است. مارشال پتن سردار نظامی فرانسه در سخنرانی خویش اعتراف كرده است كه: «بزرگترین علت شكست فرانسه در جنگ با آلمان فرو رفتن در گردابهای شهوت و ابتلا به تن پروری و عیاشی بوده است.»2و یا دكتر گوستاولوبون دانشمند معروف فرانسوی در باره شكست مسلمانان در اندلس می نویسد: «مسلمانان حدود 800 سال در اسپانیا قدرت را در دست داشتند و اسپانیا در این مدت، مهد علم و تمدن گردیده بود تا آنكه دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الكلی و بی بند و باری و بالاخره در اثر اختلاف بین زمامداران حكومت بر مسلمانان چیره شدند و مسلمانان را به زور وادار به قبول دین مسیح كردند. پس از محكمه های تفتیش عقاید، دستور سوزاندن این تازه مسیحیان را به بهانه اینكه واقعا به دین مسیح در نیامده اند، صادر كرد و بقیه را وادار به مهاجرت از آن سرزمین نمود.»3قرآن كریم سرگذشت امتهای بسیاری را كه به فساد دست زده و سرانجام هلاك و نابود گشته اند را نقل می كند. در سوره عنكبوت هلاكت قوم لوط، قوم عاد، ثمود، فرعون، سامان و قارون را بیان نموده، می فرماید: «فكلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا علیه حاصبا و منهم من اخذته الصیحة و منهم من خسفنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما كان الله لیظلمهم و لكن كانوا انفسهم یظلمون.»4 (…..و هر یك را به خاطر گناهش عذاب نمودیم. بر بعضی بادهای ریگ بار فرستادیم و عده ای را با فریاد سهمناك هلاك نمودیم و عده دیگری را به زمین فرو برده و بعضی دیگر را غرق كردیم، البته خداوند به ایشان ظلم نكرده بلكه ایشان به خود ستم روا داشتند). این است نتیجه جوامعی كه منحرف گشته و در گرداب فساد غوطه ور شدند.   4- حفظ طراوت و زیبائی: با توجه به آرامش روانی كه زنان با مراعات عفت و حجاب بدست می آورند طراوت و زیبائی آنان پایدارتر خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «حجاب المرئه انعم لحالها و جمالها »5 حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد و نفس بكارگیری انواع لوازم آرایش با توجه به عدم اطلاع از نوع، كیفیت، مواد تركیبی آن در بسیاری از موارد مضر به سلامت و شادابی پوست، مو و سایر اعضاست و مشكلات متعددی را برای زنان ایجاد می كند.   5- تمركز حواس: با رعایت عفاف و حجاب امتیازها، آراستگی ها و زیبائی های ظاهری جهتی صحیح می یابد، از انحراف فكر و ذهن که همیشه مورد وسوسه شیطان است کاسته می گردد. حواس، فکر و ذهن متوجه ارزشهای واقعی و كمال جوئی می شود. فرد راه علم، دانش، هنر، ادب و اخلاق را در پیش می گیرد، استعدادها و خلاقیت های او شكوفا می شود. انسان فراغتی می یابد تا صحیح بیندیشد و برای ساختن سرنوشت خود، خانواده و اجتماع اش تلاش کند. در نتیجه جامعه ای كه این افراد در آن زندگی می كنند، راه ترقی و پیشرفت را به سرعت می پیماید. 6- بهداشت و سلامت جسمی: عفت ورزی زمینه فساد و انحراف، كه باعث ایجاد، رشد و ترویج بسیاری از آلودگیهای جسمی است را از بین می برد و از این طریق نقش خود را در سلامت جسمی افراد جامعه ایفا می كند. انحرافات جنسی سبب ایجاد و افزایش بسیاری از بیماری های پوستی و مقاربتی از قبیل: سفلیس، سوزاك، ایدز و…..می شود. بیماری ایدز كه مهلك ترین بیماری عصر حاضر است ابتدا در سال 1981 در افراد همجنس باز شناخته شد، 13 سال بعد به عنوان یك اپیدمی جهانی كه هر لحظه رو به گسترش است اعلام شد (سازمان جهانی بهداشت در دسامبر 2000 گزارش داد كه تا پایان سال 2000 در جهان 1/36 میلیون مرد و زن و كودك حامل ویروس ایدز یا مبتلا به آن بوده اند. و تا كنون 8/21 میلیون نفر نیز بر اثر این بیماری جان خود را از دست داده اند.)6  از راه های اصلی انتقال این بیماری، فساد و روابط جنسی ناسالم است و بهترین راه كنترل این بیماری رعایت عفت جنسی و مراعات دستورات و احكام اسلام است. (و جالب آن است كه در سمینار بین المللی پزشكی تهران كه با شركت 2 هزار متخصص از 60 كشور جهان تشكیل گردید، در پاسخ یكی از حضار كه پرسیده بود: برای مصون ماندن از بیماری مقاربتی چه باید كرد؟ خانم دكتر m.o d-uncan  در حالیكه منقلب گردیده بود، فریاد زد در یك جمله «اطاعت از قوانین اسلام».)7    7- پاكی رحم ها و نسل انسانی: حفظ عفاف باعث می شود رحمها پاك و نسلها شناخته شده باشند. كودك باید احساس كند دارای سرپرست، پشتیبان، عزت و شخصیت است، نه موجودی وانهاده و بی صاحب كه از عشقی آلوده و لحظه ای بوجود آمده است. در فرهنگ غنی اسلام مسئله پاكی رحم و نقش آن در سلامت فرد، خانواده و جامعه بسیار مهم قلمداد شده به گونه ای كه «اصلاب پاك و ارحام مطهر» عاملی اساسی برای مسیر هدایت انسان و اجتماع معرفی گردیده و ارزشمندترین انسانها كسانی بوده اند كه در دامنهای عفیف رشد كرده اند. به وجود آمدن نسل از طریق نامشروع مفاسد زیادی را در بردارد كه یكی از مهمترین آنها عدم پذیرش مسئولیت در مقابل تربیت فرزند به وجود آمده است، و بر فرض پذیرش، احساس طبیعی تعلق آن فرزند به خود را ندارد. به عبارت دیگر، حب ذات در انسان سبب می شود كه او به متعلقات و مسائل مربوط به ذات خود علاقه بیشتری نشان دهد و چنانچه مشخص باشد كه مثلا این كودك، فرزند اوست، به صورت كاملا طبیعی احساس علاقه و عاطفه او بسوی آن فرزند برانگیخته می شود و پدر را در جهت حفظ و تربیت او مصمم و استوار می گرداند. اما چنانچه تولید از طرق نامشروع باشد، با عدم پذیرش احساس مسئولیت، عشق، علاقه و عاطفه در قبال فرزند مواجه خواهیم بود، و این امر باعث ناهنجاریها و مفاسد اجتماعی بسیار خواهد شد.      به جز موارد ذكر شده فواید و ثمرات دیگری است كه در سایه عفت ورزی برای انسان حاصل می شود. از قبیل: حفظ امنیت، جلوگیری از استثمار زن، حفظ رشد عزت نفس، بالارفتن كرامت و شخصیت زن، حفظ حریمها، رشد و پیشرفت در كارها و… .علل كم توجهی به عفاف و حجاب در جامعه اسلامی ارزش آثار و نتایج عفاف و حجاب را زمانی به خوبی می توان دریافت كه با فقدان آن در جامعه ای مواجه باشیم. برای آگاهی از عوارض بی عفتی و بی حجابی باید به جوامعی مراجعه كرد كه در این زمینه پیشگام بوده اند. در چنین صورتی خواهیم دید كه به اسم تمدن و آزادی چه بسیاری عوارض فرهنگی، بهداشتی، روانی، اخلاقی، اقتصادی و سیاسی گریبانگیر آن جامعه شده است. كم اهمیت دادن به عفاف، حجاب و اجرای آن در جامعه خود زمینه های انحطاط و آثار زیانبار فردی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. شناخت عوامل موثر در سیر نزولی توجه به عفاف و حجاب می تواند ما را در تبیین هرچه بهتر راهكارهای اجرایی عفاف و حجاب یاری دهد. آنچه در ادامه از آن سخن به میان می آید، اشاره به این عوامل می باشد:   1- تبیین نشدن شایسته فرهنگ اسلام: پس از انقلاب شكوهمند اسلامی ایران گرایش به دین و دیانت و انجام دستورات دینی در جامعه به نحو خوبی رشد و بالندگی داشته است. سیاستمداران كشور وضعیت اجتماعی را پاك و سالم دانسته و به تصور اینكه این روند و این فضا ادامه خواهد داشت، از برنامه ریزی برای تبیین و استمرار فرهنگ دینی كه حجاب و عفاف نیز جزو آن است، غافل شدند و به مسائل دیگری كه گمان می كردند از اهمیت بیشتری برخوردار است، پرداختند.  2- بحران سازیهای متعدد دشمن: این بحرانها سیاستمداران حكومت دینی را به خود مشغول كرده  و فرصت برنامه ریزی صحیح را از آنها سلب كرده است. بحرانهایی از قبیل جنگ، بحرانهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و تنش های اجتماعی كه همه ما مصادیق بسیاری را از اول انقلاب تا حال، شاهد بوده ایم.   3- سیاست های فرهنگی :عرصه های فرهنگی به افراد خوش ذوق، متعهد، متدین و متخصص نیازمند است كه به صورت دقیق و عمیق بتواند مسائل اسلامی را از منابع غنی اسلامی فهمیده و به شیوه صحیح ارائه دهند. با كمال تاسف، سالهای متمادی است كه تحولی در كتابهای معارف اسلامی دبیرستانها و دانشگاهها صورت نگرفته و مطالب نیز از ذوق مناسب و جذابیت برخوردار نیست و با طبع جوان امروزی تناسب كافی ندارد. به همین علت مطالب این كتابها جوانان را جذب و اغنا نمی كند.   4- ترویج تساهل و تسامح: افرادی كه حجاب را قید و بندی برای خود احساس كرده و مراعات آن را با آزادی مادی و جسمی خود سازگار نمی دانند و به دنبال راحتی و آسان بودن زندگی می باشند، خیلی زود به افكار وعقاید دشمن كه در این زمینه القاء می شود، گرایش پیدا می كنند.   5- خلا الگوهای مناسب فرهنگی: دشمن از این خلا فرهنگی سود جسته و با ترویج الگوهای مصرفی، بی بند و باری در میان جوانان و نوجوانان كوشیده است، قبح بسیاری از مسائل غیر اخلاقی را از بین ببرد.  6- بالا رفتن سن ازدواج: بالا رفتن سن ازدواج، رعایت حجاب و عفاف را مشكل می كند. مشكلاتی از قبیل: بالا رفتن خواسته های خانواده طرفین، نبودن درآمد، شغل و مسكن مناسب، سبب شده است كه جوانان از ازدواج دوری گزیده و با هزینه های كمتری به ارضای غریزه خود بپردازند. از طرف دیگر طبع زن كه طبیعتی جلوه گر و خود نما در برابر جنس مخالف است، اگر از راههای خدادادی و مشروع ارضا نشود طبیعتا سراغ راههای دیگر و ناصحیح می رود و این مسلم است كه بالا رفتن سن ازدواج بر پایین آمدن سطح حجاب و عفاف و برعكس، بی بند و باری و بی عفتی بر بالارفتن سن ازدواج اثر متقابل می گذارد.  7-عقب نشینی نیروهای مذهبی به دلیل عدم بكارگیری روش صحیح در اجرای احكام: افراط و تفریط هایی كه به دلیل عدم بكارگیری روشهای صحیح و منطقی در اجرای احكام و عمل به امر به معروف و نهی از منكر انجام گرفت، دستاویزی برای دشمن علیه نیروهای متدین شده و باعث گردیده است كه آنها را نیروهای خشونت طلب معرفی كنند، این امر باعث عقب نشینی نیروهای متدین گردید. 8- وجود مسائل و مشكلات درونی و تصویر غلطی كه زنان جامعه از خود دارند: تصویری كه زنان در جامعه از خود دارند، تصویر صحیحی نیست و از آن ناراضی اند. متاسفانه زن به عنوان جنس ضعیف، موجودی انفعالی و عامل ارضای غرایز جنسی، ناكارآمد و حاشیه ای معرفی می شود و این خلاف تصویری است كه مذهب و دین از او ترسیم می كند. زن از 9 سالگی به عنوان عضو رسمی جامعه وارد نظام عقیدتی می شود و به بلوغ می رسد ولی از آنجا كه تربیت ما با اخلاق الهی فاصله دارد، تصویری كه از زن ارائه می كنیم و آن را به دختران خود القا می نمائیم، تصویر ضعیفی است. همچنین گاه شخصیتهای فرهنگی نگرش صحیحی نسبت به زنان ندارند. كسی كه به زن نگاه ابزاری داشته باشد نمی تواند برای تعالی او برنامه ریزی كند. با این دیدگاه اشتغال زنان اصل می شود و گویا همه نیازهای زن به نیازهای مادی منحصر می گردد.)8 9- تلاش برای جدائی جوانان خصوصا دختران از كانون خانواده:زیرا با جدائی آنان از خانواده ارضای عاطفی صورت نمی گیرد و آسیب پذیری و آمادگی برای القائات بیگانه دو چندان می شود.  10- بیگانگان با اتخاذ راهكارهائی برای عدم كارآئی فرهنگ دینی و با شعارهای فریبنده و سست كردن اعتقادات مردم به دین زدائی پرداخته اند. حجاب و عفاف را سدی در برابر آزادی زن معرفی كرده و اظهار می دارند كه اسلام مانع آزادیهای خدادادی زن است یا مانع رسیدن به مدارج عالیه تحصیلی و فعالیتهای اجتماعی است. سهمگین ترین بخشی كه دشمن ابزارش را قوی تر كرده، وارد شدن به تحلیل فكری جوانان و والدین است. بسیاری از تحلیل های افراد با ارزشهای دینی همخوان نیست. و این نشان دهنده آن است كه بسیاری از حساسیتها و ارزشها و اعتقادات دینی در سایه تبلیغات گسترده بیگانه، سست و كمرنگ شده و گاهی هم ارزشها به ضد ارزشها تبدیل شده است. و والدین نیز نسبت به تربیت دینی فرزندانشان حساسیت لازم و كافی را ندارند. شكل گیری انواع گروههای ضد اخلاقی و وارد شدن جوانان به گروههائی از قبیل: رپ، هوی متال و… آرایش كردن دختران به انواع طرحها و مدلهای زننده، شاهد مثالهائی بر این مدعاست. راهكارهای اجرائی عفافهرچه بر میزان پیشرفت و توسعه علمی بشر امروز افزوده می گردد، نیاز او به اخلاق، معنویت و ارزشهای انسانی بیشتر می شود. علت اینكه چرا هر روز گرایشهای دینی در سطح جهان بیشتر خود نمائی می كند، آیا جز این است كه پیشرفت و توسعه تكنولوژی بدون لحاظ نیاز های حقیقی انسان به امور دیگر، هرگز نتوانسته پاسخگوی خواستهای درونی انسانها باشد؟ حال چه باید كرد؟ چگونه می توان برای بهبود وضعیت انسانها و به ویژه قشر جوان كه نقش بیشتری در آینده سازی فردای جامعه دارند راهبرد عملی ارائه داد؟ آنچه در ذیل آمده است بخشی از راهكارهائی است كه با سرمایه گذاری در جهت اجرای آنها می توان شاهد جامعه ای با هویت و بالنده بود.   1- تقویت ایمان: یكی از راههای مبارزه با فساد و گناه (بلكه مهم ترین آنها)، تقویت ایمان است. تلاش برای بیداری وجدانها، توجه دادن به خدا و حسابرسی روز جزا، مسئله عمل و عكس العمل در نظام جهان، سبب تقویت ایمان در انسان است. ایمان بازدارنده از گناه، موجب روشن بینی، یافتن راه صحیح، حفظ و حراست وجود و مایه تقوا است. باید این باور و یقین در انسان بوجود آید كه جهان بی حساب و بیهوده آفریده نشده، آدمی كیفر و پاداش عمل خود را می بیند. كسانیكه معتقد به خدای متعال نیستند و تقوا و ایمان در دلشان استقرار ندارد، دست به هر عمل خلافی می زنند به گفته داستایوسكی : «به هنگامی كه خدا نباشد، همه كارها جایز است.»2- دادن آگاهی های فرهنگی و اجتماعی: تلاش برای هوشیار كردن بی خبران در مورد زندگی، ضرورتهای آن، بیان مفاسد و بی بند و باریها، عواقب بد امور، عوارض بی عفتی و بی حجابی در جامعه از راههای اصلاح جامعه است. باید افراد آگاهی یابند كه ترویج بی عفـتی و بی حجابی در جامعه از توطئه ها و دسیسه های اجانب و استعمارگران است. «مستر همفر»، جاسوس انگلیسی در ممالك اسلامی، در خاطرات خود می نویسد: «در مسئله بی حجابی زنان باید كوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها كردن چادر مشتاق شوند، پس از آنكه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت وظیفه ماموران ما آن است كه جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق كنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیر مسلمان كاملا بدون حجاب ظاهر شوند، تا زنان مسلمان از آنها تقلید كنند.»9و یا «فرانتس فانون» در كتاب «انقلاب الجزایر» می نویسد: «اگر بخواهیم به تار و پود جامعه الجزایری، هجوم بریم و استعداد مقاومت آنان را از میان برداریم، در ابتدا زنها را تحت سلطه قرار دهیم.» آنها با صراحت می گفتند: «زنها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آنها خواهد آمد.» «فرانتس فانون» می گوید: «هر چادری كه دور انداخته شود، افق جدیدی را كه بر استعمارگر ممنوع بود، در برابر او می گشاید، و بدن الجزایری را كه عریان شده است، تماما به او نشان می دهد. و پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن اشغالگر، ده برابر می شود. هر چادری كه می افتد و هر چهره ای كه به نگاه جسور و ناآرام اشغالگر عرضه می گردد، برگردان این معنی است كه الجزایر، به انكار وجود خویشتن آغاز كرده و هتك ناموس را از جانب اشغالگر پذیرفته است.»10خداوند متعال در قران در باره توطئه و برنامه ریزی منافقان در زمینه نفی عفت عمومی، می فرماید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخرة و...»11یعنی منافقان كسانی هستند كه به اشاعه فساد و فتنه گری تمایل دارند و مرحله اول كارشان گسترش وسوسه و هوس است، سعی می كنند به هیجانات عاطفی جوانها دامن بزنند تا فساد در بین ایمان آورندگان علنی شود.           3- بهبود بخشیدن وضع معیشتی مردم و رفع مشكلات اقتصادی: علامه طباطبائی (ره) در این باره می نویسد: «قطعا مهم ترین چیزی كه جامعه انسانی را براساس خود قوام می بخشد و پایدار می سازد، امور اقتصادی جامعه است كه خداوند آن را مایه قوام و برپایی اجتماع قرار داده است و اگر گناهان، جرائم، جنایات، تعدیات و مظالم، مورد بررسی و آمارگیری قرار گیرد، در تحلیل نهایی به این نتیجه می رسیم كه علت بروز آنها یا فقر مفرطی است كه انسان را به اختلاس اموال مردم از راه سرقت، راهزنی، آدم كشی، گرانفروشی، كم فروشی، غصب و سایر تعدیات مالی وادار می كند، و یا ثروت بی حساب است كه انسان را به اتراف و اسراف در خوراك و پوشاك و ازدواج و تهیه سكنی و بی بند و باری در شهوات و هتك حرمتها و گسترش تعدی و تجاوز به مال و ناموس و جان مردم وا می دارد.»12اگر در مقابل این فقر و غنای مذموم، قناعت را پیشه خود كنیم، آسایش و راحتی فراهم می شود. در چنین وضعی عفت ورزی معنا می یابد و راه تعالی گشوده می شود. «من اقتنع بالكفاف اداه الی العفاف»13 هر كه به كفاف قناعت كند به پاكدامنی كشانده می شود. بنابراین این كوشش در وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و تقسیم عادلانه ثروت در جامعه می تواند عاملی برای رسیدن جامعه به سعادت و صلاح (حیات طیبه) باشد… .  4- معرفی الگوی مناسب برای جوانان: جوانان كه آینده ساز فردای جامعه اند، نیازمند مدل و الگو می باشند. فرزندان ما در مدت كوتاهی رشد كرده و وارد جامعه می شوند. ازدواج كرده و در نقش مادری و یا پدری به انجام وظیفه می پردازند. طبعا باید موضوعی را در زندگی انتخاب و به اتخاذ راه و روشی بپردازند. این برایشان مهم است كه بدانند براساس چه الگو و چه روشی باید به پیش روند و چه كسانی حق دارند پیشوا و قائدشان در جریان زندگی باشند. جستجوی الگو و مدل برای زندگیشان یك اصل و یك قائده است و طبیعی است كه هر قدر مدلها كامل تر و سالم تر و جامع تر باشند امكان رشد و موفقیت برایشان بیشتر است. وجود زمینه تقلید در انسان و میل به قهرمان جوئی سبب می شود كه بسیاری از افراد ناخودآگاه به دنبال الگوئی روان شوند. و همه حركات و روشها و پوششها و آرایشهای خود را بر آن اساس استوار سازند. در نظام تربیتی اسلام به ارائه مدل توجه بسیاری شده است. خداوند در قران به معرفی انسانهای نمونه اعم از زن و مرد پرداخته و مومنان را به انتخاب راه و روش آنها رهنمون می دارد. در نقش كلی و اساسی تربیتی، پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مردم اسوه است. «لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنه»14 و به دنبال ایشان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اسوه است كه سیده نساء عالمین، پیشوای عظیم الشان زنان و پاسدار حریم عفاف است. حضرت یوسف (علیه السلام) حضرت مریم(سلام الله علیها) كه دو مظهر عفافند، اسوه اند. «اگر انسانی وارسته شد، الگوی دیگر انسانها است، اگر مرد است، الگوی مردم است نه مردان و اگر زن است، الگوی مردم است نه زنان.» 15 بنابراین سیاستمداران حكومت دینی باید به این اصل توجه بیشتری كرده و با معرفی و تبلیغ الگوهای مناسب و موفق این خلا را در جامعه پر كنند تا جوانان راه را به اشتباه نرفته و فلان خواننده و هنرپیشه و یا بازیگر غربی را مدل خود قرار ندهند. 5- تسهیل در امر ازدواج و ارائه آگاهیهای لازم در این خصوص: ازدواج یكی از مراحل معقول زندگی هر انسانی به شمار می رود و اجتناب از آن مسلما صدمات جبران ناپذیری را به حیات انسانی وارد می سازد. از اهم وظایف برنامه ریزان، مسئولین، خانواده ها و… این است كه باید زمینه ازدواج جوانان را فراهم و ساده تر نموده و آنها را به این امر مهم تشویق نموده و سعی نمایند موانع و مشكلاتی از قبیل: شغل، مسكن و نداشتن استقلال اقتصادی كه جوانان بر سر راه ازدواج خود احساس می كنند را مرتفع سازند. وسائل ارتباط جمعی در جهت نزدیك كردن ملاكهای متضاد والدین و جوانان كه در واقع ناشی از اختلاف نگرش و دیدگاه دو نسل متفاوت است بكوشند، و تلاش نمایند تا فرزندان جوان بتوانند از تجربیات والدین خویش بیشتر استفاده نمایند و والدین نیز در الگوهای همسر گزینی به نگرش و عقیده جوانان اهمیت بیشتری دهند. و برای آگاهی بهتر جوانان در خصوص ازدواج به ایجاد مراكز مشاوره ازدواج، مراكز آگاهی بخش در خصوص انتخاب همسر، برگزاری سمینارهائی با موضوع ازدواج پرداخته شود. تا بدین وسیله زمینه ازدواجهای موفق فراهم شود و زمینه بروز انحرافات، هرچه بیشتر از بین برود.  6- اتخاذ سیاست هائی به منظور ایجاد محیط های امن برای بانوان: اگر محیط های شغلی زنان امن باشد و تماس آنها در محیط كار با نامحرم كمترشود، فشاری كه از ناحیه حفظ حجاب برای عده ای ممكن است ایجاد شود، كاهش می یابد.  7- ایجاد مراكز تفریحی، ورزشی و هنری: این مکانها ضمن ایجاد محیطی سالم برای اوقات فراغت جوانان باید از جاذبه های خوبی نیز برخوردار باشد.  8- نظارت و كنترل بر واردات محصولات فرهنگی.  9- شناسایی، تعزیر، تهدید و برخورد با مفاسد اجتماعی توسط دستگاه قضائی و نیروهای انتظامی. حمیده عامری كارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق   فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان        


      پی نوشتها:1-روح القوانین، منتسکیو، ص 107.2-چرا فرانسه شکست خورد، آندره موروا.3-تمدن اسلام و عرب، ص 335-333.4-عنکبوت،40.5-المستدرک،باب نکاح، ج5، ص69.6-روزنامه آفتاب، شماره 404، مورخه7/4/80.7-روزنامه جمهوری اسلامی،شماره 2063،مورخه21/4/80.8-اقتباس از کتاب فرهنگ حجاب بیم ها و امیدها،ص49-46.9-خاطرات همفر، ترجمه دکتر محسن مویدی، ص84.10 -انقلاب الجزایر، فرانتس فانون، ص14.11-نور،19.12-تفسیر المیزان، ج9، ص248.13-شرح غررالحکم، ج5، ص 257.14-احزاب،21.15- زن در آیینه جلال و جمال، آیت الله جوادی آملی،ص 153.



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر