تبلیغات
رایحه نجابت - روند كشف حجاب و واكنش روحانیان


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    روند كشف حجاب و واكنش روحانیان
    با آغاز سلطنت رضاشاه تبلیغ در مورد ?آزادی زنان? در مطبوعات ادامه یافت و به تدریج از صراحت بیشتری برخوردار شد. نویسندگان تجددمآب در ابتدا چنین وانمود می كردند كه تجددمآبی مانعی در مقابل دین نیست. چنین ادعایی را بعدها و حتی پس از رسمیت یافتن كشف حجاب تعدادی از نشریات تكرار می كردند. این امر ناشی از بیم حكومت از پذیرش انگ ضد اسلام و نیز واكنش مردمی به خصوص از ناحیة روحانیان بود.تبلیغات در مورد آزادی زنان به تدریج از صراحت بیشتری برخوردار گردید و در برخی از نشریات در این زمینه اشاره هایی می شد. در سال 1306 در روزنامة حبل المتین دلایلی بر وجوب رفع حجاب رفع شد. حمایت دربار از كشف حجاب موجب تشویق غربگرایان می شد.رسائل و كتابهاتبلیغات غربگرایان به سود بی حجابی موجب شد كه برخی از علما به دفاع از حكم اسلامی حجاب بپردازند. از جمله آثاری كه در سالهای اول حكومت رضاشاه نگاشته شدند باید از رسالة وسیله العفایف یا طومار عفت یاد كرد كه در ابتدای سال 1307 در رشت منتشر شد.ادامة روند حجاب زداییحكومت رضاشاه هرچند كه نتوانست پس از سالهای اولیه كشف حجاب را در جامعه رسمی سازد لیكن در جهت عادی سازی بی حجابی تلاشهای گوناگونی انجام داد. در سالهای پیش از سفر رضاشاه به تركیه موضوع حجاب زنان همچنان در راس مسائل اجتماعی بود و فشار بین المللی نیز در این زمینه وجود داشت. به نوشتة روزنامة ملیت چاپ اسلامبول در تاریخ 6 سپتامبر 1931 (4 شهریور 1310) شاه ایران نزدیك به پانصد نفر از خانمهای ایرانی را به دربار دعوت كرد و پس از نصیحت از آنها خواست تا چادرهای خود را بردارند؛ و آنان نیز فرمان شاه را با خرسندی پذیرفتند.سفر تركیه و نتایج آنبا كنار گذاشته شدن مخبرالسلطنه و آغاز نخست وزیری مجدد محمدعلی فروغی از 21 شهریور 1312 سیاستهای تجددمآبانه شدت یافت. نه ماه پس از آن سفر رضاشاه به تركیه (از 12 خرداد تا 14 تیر 1313) نقطة عطفی در قضیة كشف حجاب بود. تشدید عملیات با ??ز سال 1314 روند فعالیت دولت برای كشف حجاب به اوج رسید. در فروردین 1314 (ظاهرا 13 فروردین) مطابق طرح علی اصغر حكمت در مجلس جشنی در یكی از مدارس شیراز دختران به صف ایستاده پس از خواندن دكلمه و سرود به ورزش ژیمناستیك مشغول شدند. به طوری كه گفته شده دو تن از روحانیان شیراز محمدعلی حكیم و میرزا صدرالدین محلاتی در اعتراض به این اقدام. مجلس مذكور را ترك گفتند و پس از آن سید حسام الدین فال اسیری از روحانیان سرشناس شیراز در یك سخنرانی به این اقدام اعتراض نمود كه به دنبال آن دستگیر و تبعید شد. گسترش برنامه های بی حجابی روحانیان و توده های مردم را سخت نگران ساخت. مسلم بود كه آنان در بدو امر از تمامی جریانات و برنامه های حكومت آگاهی كامل نداشتند و احتمالا تعدادی از آنان با توجه به تظاهرات مذهبی رضاشاه در گذشته شخص شاه را بری از این اقدامات می دانستند. واكنش آیاتانعكاس اخبار بی حجابی و به ویژه اخبار شیراز در نشریات و یا به وسیلة طبقات مختلف مردم به مراجع بزرگ قم و مشهد آنان را به تكاپو واداشت. در مشهد این قصه سر دراز داشت. به رغم مذهبی بودن شهر مقدس مشهد حكومت رضاشاه سعی داشت كه برنامه های ضدمذهبی خود را از همین شهر آغاز كند. سرانجام آیت الله قمی پس از مشورت با تعدادی از رجال و روحانیان تصمیم گرفت كه برای جلوگیری از كشف حجاب و استعمال كلاه شاپو به تهران مسافرت كند و با رضاشاه گفت وگو نماید.واكنش دیگر در مخالفت با سیاستهای دولت در مورد كشف حجاب كه از اهمیت تاریخی خاصی برخوردار است تلگراف آیت الله شیخ عبدالكریم حائری زعیم و مؤسس حوزة علمیه قم بودمقاومتها و مخالفتهاسركوب قیام گوهرشاد اگرچه میزان اختناق حاكم بر جامعه را افزایش داد لیكن هنوز هم روحانیان مهم ترین گروه مخالف كشف حجاب شمرده می شدند و مانع جدی در این راه قلمداد می گردیدند.پس از رسمیت بی حجابی دولت كوشید تا عده أی از علمای سرشناس را وادار كند كه در مجالس و جشنهای بی حجابی حضور یابند یا با تایید خود آن را مجاز بدانند ولی اكثر آنان از این كار سرباز زدند. به طور مثال آیت الله كاشانی در پاسخ به چنین پیشنهادی به شدت با ماموران برخورد كرد.در این زمان بسیاری از روحانیان و واعظان تحت تعقیب قرار گرفته. زندانی یا تبعید شدند. مطابق سندی به تاریخ 26 مرداد 1315 سیدمحمد زارچی واعظ پس از اینكه در بالای منبر گفته بود ?زنها! روبندها را پایین بیندازید? مورد تعقیب قرار گرفت و از یزد به كرمان تبعید شدبا سقوط رضاشاه به دلیل ناتوانی حكومت و نیز برخی ملاحظات دیگر سختگیری در مورد حجاب نیز به بوته فراموشی سپرده شد و دولت جدید تحت فشار اعتراضات روحانیان و خواست عمومی زنان را در انتخاب حجاب آزاد گذارد.كشف حجاب كژراهه ى پهلوى اول 1 رضا عیسى نیا ایرانیان در سال هاى 1285 تا 1320 هجرى شمسى با نگاهى به دنیاى اطراف خود احساس عقب ماندگى و انحطاط كردند و دیگران را مترقى و توسعه یافته دیدند . ایرانى خود را با دیگران مقایسه كرد و فاصله اى به درازاى تاریخ دید و دانست كه ماشین پیشرفت تمدن شتابى سرسام آور به خود گرفته و با سرعتى بیش از دو هزار كیلومتر در ساعت به پیش مى رود در حالى كه ایرانى در ساعتى دو كیلومتر هم وامانده است; هواپیما تانك زیردریایى و . . . مى سازد و این در ساختن تابه اى عاجز است با خود پرسش كرد كه چه كند؟!! و همانند انسانى گیج و مبهوت به اطراف نگریست و دنبال حل مشكل خود بود چه شد كه غرب به توانمندى رسید ولى ما عقب مانده شدیم؟ در پاسخ به این سؤال نگرش ها رهیافت ها و رویكردهایى پیدا شد; (1) عده اى در مواجهه با غرب و دنیاى پیشرفته «نفى هویت » كرده و در تمام داشته هاى خود تردید كردند; بنابراین حقایق را در ماوراى مرزهاى خود جست و جو كردند و مى توان گفت این دسته به هیچ مرزى اعتقاد نداشتند و به پذیرش مطلق غرب دست یازیدند كه در این نوشتار اینان غرب زدگان نامیده مى شوند; یعنى كسانى كه به قول مرحوم علامه اقبال لاهورى نقش باطل مى پذیرند از فرنگ سرگذشت خود بگیرند از فرنگ (2) و عده اى هم رویكرد «نفى مطلق » به غرب دارند; اینان چون تمام مدنیت غرب را خطرى علیه ایران احساس مى كردند لذا بر این اساس همه ى غرب را پلید دانسته و قرآن را نفى مى كردند . و برخى هم رویكردى تركیبى از غرب دارند; یعنى درصدد این بودند كه هویت خود را از دست نداده و در ضمن از پیشرفت هاى صحیح و خوب غرب استفاده ببرند و بین هویت خودى و غرب رابطه اى دوستانه ایجاد كنند و آنچه باعث از بین رفتن انسانیت مى شود را نفى ولى آنچه كه باعث ترقى پیشرفت رفاه و آسایش انسان مى شود را مى پذیرند . اما بحث این است كه آن عده اى كه نفى هویت خویش كرده و با تمام توان به استقبال غرب رفته اند متاسفانه آن چه را كه باعث توانمندى غرب شد را به دست نیاورند . آن ها آهنگ نو كردند اما كهنه ى فرنگ را كسب نمودند . و به چیزى بیهوده و به قول «مرحوم جلال آل احمد» به قوطى بازى پرداخته و فقط به وضع ظاهرى ناصواب غرب توجه كردند و پنداشتند كه آن چه باعث توانمندى غرب شده «برهنگى زنان » غربى بوده فلذا افرادى; هم چون «میرزا حسین خان عدالت » كه از مردان آزادى خواه آذربایجان محسوب مى شد و سال ها در خارج از كشور زندگى كرده بود وقتى به ایران آمد در شماره ى 4 روزنامه ى «صحبت » كه به سال 1288 هجرى شمسى به زبان آذربایجانى در تبریز منتشر مى شد مقاله اى نوشت و در آن مقاله از رفع حجاب زنان و بهبود وضع آنان سخن گفت. (3) او فكر مى كرد با این كار مى توان به ترقى رسید . لذا بخاطر این نسخه پیچیدن هاى افراد غرب زده و بر باد دادن هویت خودى است كه «مرحوم علامه اقبال لاهورى » فریادش به آسمان بلند مى شود و در نفى و طرد كوتاه فكرى این آقایان منورالفكر و انتلكتوائل مى گوید: آنچه باعث توانمندى غرب شد توجه به عقل و علم بود نه چیز دیگر و مى سراید: قوت افرنگ از علم و فن است از همین آتش چراغش روشن است حق این است كه انسان از عقل مغربیان و عشق مشرقیان هر دو بهره مند باشد و مشرقیان باید آن چه را كه خوب و صحیح ست بگیردند و فریب ظواهر تمدن اروپایى; رقص بى دینى خط لاتین لباس كوتاه و كلاه لبه دار را نخورند و بر اساس این مبانى فكرى است كه علامه اقبال لاهورى سروده ى زیبایى مى سراید و به انسان غیرتمند و هویت دار نهیب مى زند كه اى انسان مسلمان بهوش باش كه پیشرفت غرب به واسطه ى بى حجابى و لباس غربى و . . . نیست بلكه: شرق را از خود برد تقلید غرب باید این اقوام را تقیید غرب قوت مغرب نه از چنگ و رباب نى ز رقص دختران بى حجاب نى ز سحر ساحران لاله دوست نى ز عریان ساق و نى از قطع موست محكمى او را نه از لادینى است نه فروغش از خط لاتینى است قوت افرنگ از علم و فن است از همین آتش چراغش روشن است حكمت از قطع و برید جامه نیست مانع علم و هنر عمامه نیست علم و فن را اى جوان شوخ و شنگ مغز مى باید نه ملبوس فرنگ (4) با این حال عده اى استدلال كردند; چون ویژگى هاى وضعیت زنان در عصر پهلوى عبارت بود از: تقیید سنت ها و آداب و رسوم جامعه ى مرد سالار رعایت شدید حجاب محدودیت فعالیت زنان به خانه دارى و شوهر دارى و . . . فلدا سرانجام در اواخر قرن نوزدهم این وضعیت در ارتباط با غرب به صورت افراطى شكسته شد . و روشن فكران از وضعیت تحقیرآمیز زنان و سلطه ى مردان بر آن ها انتقاد كردند. (5) و براى رهایى از این وضع تلاش هاى بى وقفه اى انجام دادند اما راه حلى كه ارائه كردند نمى توانست نسخه اى جز همان نسخه غربى باشد! در چنین فضایى رژیم دیكتاتورى رضاشاه خود را هواخواه جدى تمدن غرب جازده بود و تحت این نام بازسازى و اصلاحات مملكت را در راس همه ى كارهایش قرار داد . بنابراین; معمارى غربى به سرعت جاى پایى در ایران پیدا كرد و ابداعات اروپایى در زمینه لباس آداب و رسوم رونق یافت وبسیارى از آداب و رسوم خرافى تلقى مى شد از جمله «آداب پوشش و حجاب » كه در دست فراموشى بود . پهلوى به كمك قدرت هاى خارجى حاكم بر مردم ایران شد . او شدیدتر و بى رحمانه تر از پادشاهان قاجار هر صداى آزادى خواهانه را در گلو خفه مى كرد . شاه با كمك دولت هاى غربى اصلاح و نوسازى خود را آغاز نمود . اما قلدرى و بى عدالتى خود را نیز حفظ كرد و بر ملت ایران ظلم ها روا داشت تا جایى كه امام خمینى (ره) از بى عدالتى او چنین مى نالد: از جور رضا شاه كجا داد كنیم زین دیو كه بر ناله بنیاد كنیم آن دم كه نفس بود ره ناله ببست اكنون نفسى نیست كه فریاد كنیم رضا شاه با سه اصل: 1 . حكومت خشن نظامى و پلیسى; 2 . مبارزه همه جانبه با مذهب و روحانیت; 3 . غرب زدگى وارد زندگى سیاسى ملت ایران شد و تا آن جا كه توانست علیه اسلام و مسلمین ظلم هایى را انجام داد . ادامه دارد . . . پى نوشت ها: 1 . براى آشنایى با این رویكردها و رهیافت ها رجوع شود به تاجیك محمد رضا فرامدرنیسم و تحلیل گفتمان جنگ اندیشه تهران 1378 ص 7 به بعد و هم چنین به خاتمى محمد بیم موج سیماى جوان 1372 ص 95 . 2 . ستوده غلامرضا مجموعه مقالات كنگره جهانى بزرگداشت علامه اقبال لاهورى چاپ اول تهران 1365 ص 352 . 3 . آرین پور از نیما تا روزگار ج اول چاپ اول تهران زوار 1374 ص 5 و هم چنین رجوع شود به كتاب تاریخ مشروطه ایران احمد سروى و كتاب تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران اثر ادوارد براون . 4 . مینوى مجتبى اقبال لاهورى شاعر پارسى گوى پاكستان تهران یغما 1377 ص 22 - 29 . 5 . براى اطلاع بیشتر رجوع شود به جامعه شناسى حسین بشیر نشر نى چاپ سوم 1376 ص 291 .كشف حجاب كژراهه ى پهلوى اول 2 رضا عیسى نیا اگر چه پهلوى اول در دوران اولیه حكومتش خود را طرفدار اسلام و مسلمانان مى خواند اما پس از تحكیم و تثبیت كامل قدرت سیاسى به اصلاحاتى دست زد كه در راس آن اصلاحات غیر دینى ساختن جامعه ایران به هر طریق ممكن بود; بنابراین در چندین جبهه اصلاحات ضد دینى خود را آغاز كرد كه عبارتند از: 1. نوسازى كامل وزارت عدلیه توسط داور چنان كه حقوقدانان تحصیل كرده جدید را جایگزین قضات سنتى كرد; 2. ترجمه هاى تعدیل یافته اى از حقوق مدنى فرانسه و حقوق جزاى ایتالیا را كه برخى از آن ها با قوانین شرع متعارض بود به نظام حقوقى ایران وارد كرد; 3. ثبت و اسناد را از علما گرفت و مهم تر از این مسؤولیت تشخیص شرعى یا عرفى بودن موارد حقوقى را به قضات دولتى واگذار كرد; 4. حضور روحانیون را در مجلس بسیار كاهش داد به طورى كه شمار آنان از بیست و چهار نفر در مجلس پنجم به شش نفر در مجلس دهم رسید; 5. از صدور روادید به كسانى كه خواهان زیارت مكه مدینه نجف و كربلا بودند جلوگیرى كرد; 6. كشف حجاب را اجبارى كرد. (1) در یك كلام رضاشاه بر این پندار و خیال بود كه متمدن كردن جامعه دینى یعنى بر چیدن بساط دین و دین خواهى از عرصه اجتماع به هر طریق ممكن چه با كشف حجاب و چه با موارد دیگر. داستان كشف حجاب چه بود؟ قبل از پرداختن به چگونگى داستان كژ راهه پهلوى اول; یعنى جریان كشف حجاب تذكر این نكته لازم است كه رضا شاه مساله كشف حجاب را با هم فكرى و همكارى مستقیم و غیر مستقیم روشن فكران البته آن دسته از روشن فكرانى كه نقش مشاركت و دخالت در نظام سیاسى و امور مملكتى را در عصر رضاخان پذیرفته بودند (2) انجام داد. روشن فكران بسترها و زمینه هایى كه - قبل از به حكومت رسیدن رضا شاه - براى از بین بردن دین و ترویج فرهنگ غرب تهیه دیده بودند - از جمله این كه روشن فكران اولیه ایران كه نخستین نمایندگان اندیشه هاى نوین بویژه لیبرالیسم سكولاریسم و تجدد بودند - خواسته هاى زیر را مطرح مى كردند: 1. تجدید هویت و سنت هاى ملى ایران; 2. منع دخالت روحانیون در سیاست; 3. وضع نظام قانون اساسى جدید به شیوه اروپا; 4. تاسیس نهادهاى سیاسى جدید بر اساس حاكمیت ملى و ایجاد مبانى دولت ملى مدرن. (3) بنابر این مى توان گفت كه ماهیت این نوع خواسته ها و اصلاحات یك نوع دین زدایى بود كه به اجماع و اتفاق نخبگان ابزارى و عده اى از نخبگان فكرى در زمان رضا شاه به اوج خود رسید. داستان كشف حجاب در زمان رضا شاه برخى از روشن فكران پشتوانه فكرى لازم جهت تحولات و اصلاحات پهلوى اول را فراهم مى كردند; لذا در چند سال اول سلطنت رضا شاه تبلیغات بر ضد حجاب را به حد اعلا رساندند مثلا در روزنامه «ایران جوان » كه ارگان رسمى جمعیتى بدین نام بود و اعضاى آن را عده اى از جوانان فرنگ دیده و از اروپا برگشته تشكیل مى دادند - كه بعدها كارهاى حساس مملكت را در دست گرفتند - مبارزه پیگیر و شدیدى بر ضد حجاب تحت عنوان «نامه هاى بانوان » آغاز كردند تا این كه در بهار 1313 رضا شاه به تركیه سفر كرد و با مشاهده آزادى هایى كه به بانوان ترك داده شده بود وجوب اقدامى مشابه را در ایران حس نمود. هواداران آزادى زنان از كوشش باز نایستادند و در این زمینه تصنیف ها و ترانه ها ساختند و صفحات گرامافون از آن ها پر شد و در رهگذرها و قهوه خانه ها به گوش مردم رسید. بعد از این همه كوشش و تلاش در راه آزادى زنان و متمدن كردن جامعه زنان ایرانى نهایتا در سال 1314 زنان آموزگار و دختران دانش آموز از چادر به سركردن ممنوع شدند و افسران از راه رفتن با زنانى كه چادر به سر داشتند خوددارى مى كردند. در مهر 1314 در تهران كانون بانوان تاسیس شد و زن ها با گشاده رویى با مردان معاشرت و مجالست مى كردند و سرانجام در 17 دى ماه 1314 رضا شاه فرمان كشف حجاب را صادر كرد (4) تا با این كار ایران و ایرانى به دروازه هاى تمدن راه یابند اما ملت ایران در مقابل این فرهنگ ناصواب وارداتى سر تسلیم فرود نیاورد و با آن درگیر شد تا این كه حاصل كوشش و تلاش خود را در راه احیاى دین اسلام در انقلاب سال 57 جلوه گر دیدند. به امید روزى كه همه افراد بشر به حقوق راستین خود برسند و انسان ها اعم از مرد و زن ابزارى در دست حكومت گران قرار نگیرند و به امید روزى كه در جهان بشریت چهار شعار امام على علیه السلام تحقق عینى یابد كه فرمود: ما آمدیم به خاطر: 1. برافراشتن پرچم اسلام «لنردالمعالم من دینك »; 2. این كه اصلاح در بلاد مسلمین انجام دهیم «و نظهر الاصلاح فی بلادك »; 3. بندگان مظلوم خدا در امان و امنیت باشند «فیامن المظلومون من عبادك »; 4. و نهایتا این كه ما مى خواهیم حدود تعطیل شده الهى را زنده و برافراشته كنیم. «و تقام المعطلة من حدودك ». به امید آن روز كه جهان به این مساله معرفت پیدا بكند كه فقط در بند الله باشد و از هر چه غیر اوست رهایى یابد و به انسانیت وكرامات انسان واقعى كه اسلام بر مبناى كتاب و سنت پایه گذارى كرده است برسد. پى نوشت ها: 1) براى آشنایى با عرفى كردن جامعه دینى در ایران عصر پهلوى اول رجوع شود به كتاب هاى: 1.آبراهامیانیرواند «ایران بین دو انقلاب » ترجمه احمد گل محمدى محمد ابراهیم فتاحى چاپ دوم نشرنى 1377; 2. پیردیكار ژان هوركاد برنار «ایران در قرن بیستم » ترجمه عبدالرضا(هوشنگ) مهدوى چاپ دوم تهران نشرالبرز سال 1357. 2) برخى از صاحب نظران براى روشن فكران سه نقش قایل هستند كه عبارتند: از 1.انتقاد از نظام سیاسى; 2. مشاركت و دخالت در آن; 3. انزوا كنار گیرى از زندگى سیاسى; رجوع شود به حسین بشیریه «جامعه شناسى سیاسى » نشرنى چاپ سوم 1376 ص 256 و برخى هم دو نقش براى روشن فكران قائلند: انتقاد از نظام سیاسى یا انزوا از زندگى سیاسى. در این زمینه رجوع شود به: آراى داریوش شایگان در كتاب زیرآسمان هاى جهان ترجمه نازى عظیما 1374 ص 228. 3) بشیریه حسین جامعه شناسى سیاسى پیشین ص 257. 4) براى آشنایى با كم و كیف داستان كشف حجاب رجوع كنید به كتاب:«از نیما تا روزگار ما» یحیى آرین پور جلد اول چاپ اول زوار 1374 ص 3 تا 23كشف حجاب كژراهه ى پهلوى اول 2 رضا عیسى نیا اگر چه پهلوى اول در دوران اولیه حكومتش خود را طرفدار اسلام و مسلمانان مى خواند اما پس از تحكیم و تثبیت كامل قدرت سیاسى به اصلاحاتى دست زد كه در راس آن اصلاحات غیر دینى ساختن جامعه ایران به هر طریق ممكن بود; بنابراین در چندین جبهه اصلاحات ضد دینى خود را آغاز كرد كه عبارتند از: 1. نوسازى كامل وزارت عدلیه توسط داور چنان كه حقوقدانان تحصیل كرده جدید را جایگزین قضات سنتى كرد; 2. ترجمه هاى تعدیل یافته اى از حقوق مدنى فرانسه و حقوق جزاى ایتالیا را كه برخى از آن ها با قوانین شرع متعارض بود به نظام حقوقى ایران وارد كرد; 3. ثبت و اسناد را از علما گرفت و مهم تر از این مسؤولیت تشخیص شرعى یا عرفى بودن موارد حقوقى را به قضات دولتى واگذار كرد; 4. حضور روحانیون را در مجلس بسیار كاهش داد به طورى كه شمار آنان از بیست و چهار نفر در مجلس پنجم به شش نفر در مجلس دهم رسید; 5. از صدور روادید به كسانى كه خواهان زیارت مكه مدینه نجف و كربلا بودند جلوگیرى كرد; 6. كشف حجاب را اجبارى كرد. (1) در یك كلام رضاشاه بر این پندار و خیال بود كه متمدن كردن جامعه دینى یعنى بر چیدن بساط دین و دین خواهى از عرصه اجتماع به هر طریق ممكن چه با كشف حجاب و چه با موارد دیگر. داستان كشف حجاب چه بود؟ قبل از پرداختن به چگونگى داستان كژ راهه پهلوى اول; یعنى جریان كشف حجاب تذكر این نكته لازم است كه رضا شاه مساله كشف حجاب را با هم فكرى و همكارى مستقیم و غیر مستقیم روشن فكران البته آن دسته از روشن فكرانى كه نقش مشاركت و دخالت در نظام سیاسى و امور مملكتى را در عصر رضاخان پذیرفته بودند (2) انجام داد. روشن فكران بسترها و زمینه هایى كه - قبل از به حكومت رسیدن رضا شاه - براى از بین بردن دین و ترویج فرهنگ غرب تهیه دیده بودند - از جمله این كه روشن فكران اولیه ایران كه نخستین نمایندگان اندیشه هاى نوین بویژه لیبرالیسم سكولاریسم و تجدد بودند - خواسته هاى زیر را مطرح مى كردند: 1. تجدید هویت و سنت هاى ملى ایران; 2. منع دخالت روحانیون در سیاست; 3. وضع نظام قانون اساسى جدید به شیوه اروپا; 4. تاسیس نهادهاى سیاسى جدید بر اساس حاكمیت ملى و ایجاد مبانى دولت ملى مدرن. (3) بنابر این مى توان گفت كه ماهیت این نوع خواسته ها و اصلاحات یك نوع دین زدایى بود كه به اجماع و اتفاق نخبگان ابزارى و عده اى از نخبگان فكرى در زمان رضا شاه به اوج خود رسید. داستان كشف حجاب در زمان رضا شاه برخى از روشن فكران پشتوانه فكرى لازم جهت تحولات و اصلاحات پهلوى اول را فراهم مى كردند; لذا در چند سال اول سلطنت رضا شاه تبلیغات بر ضد حجاب را به حد اعلا رساندند مثلا در روزنامه «ایران جوان » كه ارگان رسمى جمعیتى بدین نام بود و اعضاى آن را عده اى از جوانان فرنگ دیده و از اروپا برگشته تشكیل مى دادند - كه بعدها كارهاى حساس مملكت را در دست گرفتند - مبارزه پیگیر و شدیدى بر ضد حجاب تحت عنوان «نامه هاى بانوان » آغاز كردند تا این كه در بهار 1313 رضا شاه به تركیه سفر كرد و با مشاهده آزادى هایى كه به بانوان ترك داده شده بود وجوب اقدامى مشابه را در ایران حس نمود. هواداران آزادى زنان از كوشش باز نایستادند و در این زمینه تصنیف ها و ترانه ها ساختند و صفحات گرامافون از آن ها پر شد و در رهگذرها و قهوه خانه ها به گوش مردم رسید. بعد از این همه كوشش و تلاش در راه آزادى زنان و متمدن كردن جامعه زنان ایرانى نهایتا در سال 1314 زنان آموزگار و دختران دانش آموز از چادر به سركردن ممنوع شدند و افسران از راه رفتن با زنانى كه چادر به سر داشتند خوددارى مى كردند. در مهر 1314 در تهران كانون بانوان تاسیس شد و زن ها با گشاده رویى با مردان معاشرت و مجالست مى كردند و سرانجام در 17 دى ماه 1314 رضا شاه فرمان كشف حجاب را صادر كرد (4) تا با این كار ایران و ایرانى به دروازه هاى تمدن راه یابند اما ملت ایران در مقابل این فرهنگ ناصواب وارداتى سر تسلیم فرود نیاورد و با آن درگیر شد تا این كه حاصل كوشش و تلاش خود را در راه احیاى دین اسلام در انقلاب سال 57 جلوه گر دیدند. به امید روزى كه همه افراد بشر به حقوق راستین خود برسند و انسان ها اعم از مرد و زن ابزارى در دست حكومت گران قرار نگیرند و به امید روزى كه در جهان بشریت چهار شعار امام على علیه السلام تحقق عینى یابد كه فرمود: ما آمدیم به خاطر: 1. برافراشتن پرچم اسلام «لنردالمعالم من دینك »; 2. این كه اصلاح در بلاد مسلمین انجام دهیم «و نظهر الاصلاح فی بلادك »; 3. بندگان مظلوم خدا در امان و امنیت باشند «فیامن المظلومون من عبادك »; 4. و نهایتا این كه ما مى خواهیم حدود تعطیل شده الهى را زنده و برافراشته كنیم. «و تقام المعطلة من حدودك ». به امید آن روز كه جهان به این مساله معرفت پیدا بكند كه فقط در بند الله باشد و از هر چه غیر اوست رهایى یابد و به انسانیت وكرامات انسان واقعى كه اسلام بر مبناى كتاب و سنت پایه گذارى كرده است برسد. پى نوشت ها: 1) براى آشنایى با عرفى كردن جامعه دینى در ایران عصر پهلوى اول رجوع شود به كتاب هاى: 1.آبراهامیانیرواند «ایران بین دو انقلاب » ترجمه احمد گل محمدى محمد ابراهیم فتاحى چاپ دوم نشرنى 1377; 2. پیردیكار ژان هوركاد برنار «ایران در قرن بیستم » ترجمه عبدالرضا(هوشنگ) مهدوى چاپ دوم تهران نشرالبرز سال 1357. 2) برخى از صاحب نظران براى روشن فكران سه نقش قایل هستند كه عبارتند: از 1.انتقاد از نظام سیاسى; 2. مشاركت و دخالت در آن; 3. انزوا كنار گیرى از زندگى سیاسى; رجوع شود به حسین بشیریه «جامعه شناسى سیاسى » نشرنى چاپ سوم 1376 ص 256 و برخى هم دو نقش براى روشن فكران قائلند: انتقاد از نظام سیاسى یا انزوا از زندگى سیاسى. در این زمینه رجوع شود به: آراى داریوش شایگان در كتاب زیرآسمان هاى جهان ترجمه نازى عظیما 1374 ص 228. 3) بشیریه حسین جامعه شناسى سیاسى پیشین ص 257. 4) براى آشنایى با كم و كیف داستان كشف حجاب رجوع كنید به كتاب:«از نیما تا روزگار ما» یحیى آرین پور جلد اول چاپ اول زوار 1374 ص 3 تا 23



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر