تبلیغات
رایحه نجابت - زن در آینه قرآن


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    زن در آینه قرآن
    بسمه تعالى«الحمد ا... رب العالمین والصلوة و السلام على سیدالمرسلین و على آله الطیبین »
    با وجودى كه همه از أهمیت كلامى مانند نهج البلاغه آگاهى دارند و مى دانند كه مادون كلام خالق و مافوق كلام مخلوق مى باشد و از أهل بیت صلوات ا... علیهم هر چه نقل شود سنت است و حجت محسوب مى شود الا اینكه گاهى انسان در برخى مطالعات این آثار مفاهیمى را مى یابد كه ظاهرا مخالف دستورات الهى و سنت و سیره پیامبر(ص) است ولى شخص محقق با در نظر گرفتن أبعاد مختلف این أثر شگفت (نهج البلاغه) و عرضه نمودن آن بر قرآن و سنت و شرایط زمانى ومكان در خواهد یافت كه چیزى جز وحى نیست و قرآن ناطق خواهد بود و این شاهد گفتار پیامبر(ص) به امام على(ع) است جایى كه مى فرماید: «أنا أقاتل على التنزیل و أنت تقاتل على التأویل» «اى على من با مشركین بر سر نزول قرآن مى جنگم اما تو بر سر تأویل (تفسیر) آن باآنان خواهى جنگید» و این نشانه أوج أختلاف نظر نیست به تأویل قرآن است به عبارت دیگر كسى منكر نبوت و نزول قرآن نخواهد بود ولى چه بسیارند كه منكر حقانیت آل على(ع) و امامت اهل بیت(ع) بودند ما اكنون در صدد بررسى این اختلاف و جنگهانیستیم هدف ما رفع تهمتهاى باطله اى كه به امام على (ع) نسبت داده شد در این تحقیق مختصر سعى شده نقطه نظرات كه در مورد زن كه به عنوان یك عنصر اجتماعى است ابراز داده شده بررسى شود در این زمینه علاوه بر دیدگاه امام على(ع) زن را در آیات قرآنى و سنت نبوى (ص) مورد بررسى قرار دادیم اگر چه دامنه این تحقیقات بسیار وسیع بوده ما تاقدر امكان رعایت اختصار نمودیم و سعى نمودیم كه دامنه سخن به درازا نكشد و در پایان از خداوند منان توفیق خدمت به اسلام و اعداى كلمه حق را نصیب مؤمنان گرداند.منا سلامت 27/3/80زن در آینه قرآن در بسیارى از آیات قرآن كریم آن آیاتى كه در مورد خلقت انسان روابط اجتماعى و وظایف او را بیان كرده مى بینم كه زنان را در ردیف مردان قرار داده همانگونه كه در خلقت زن را برابر مرد معرفى كرده جل وعلا مى فرماید:«و من آیاته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة.»(1)أزواج جمع زوج است و مراد زن و زنان است كه معادل این لفظ «همسر» است ولى آیا هدف از خلقت زن ایست كه مایه تسكین و آرامش مرد باشد و به عبارتى آیا زن براى مرد آفریده شده در قرآن كریم مى خوانیم: «هن لباس لكم و أنتم لباس لهن» كه یك معناى متقابلى مى یابیم زن لباس مرد است و مرد لباس زن است و كلا لباس آیه اى از آیات خداوند است «یا بنى آدم قد نزلنا علیكم لباسا یوارى سوءاتكم و ریشا و لباس التقوى ذلك خیر. » نه فقط در خلقت زن و مرد از یك نفس و یك منشأ آفریده شده اند بلكه آیات دیگر قرآن كریم حاكى از تقسیم عارلانه أوامر الهى و نواهى شرع مى باشد مى فرماید:«و من یعمل من الصالحات من ذكر أو أونثى و هو مؤمن فأولئك یدخلون الجنة ولا یظلمون فتیلا»(2)و در جائى دیگر وظایف زنان را با مردان تبین مى كند:«ان المسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات والقانتین والقانتات والصادقین والصادقات والصابرین والصابرات والخاشعین والخاشعات والمتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات والحافظین فروجهم والحافظات والذاكرین ا... كثیرا والذاكرات اعد ا... لهم مغفرة و اجرا عظیما»(3)خداوند جل وعلا به این موارد از ابراز نهاد انسانى زن اكتفا نكرده بلكه او را حتى لایق الگو بودن براى جامعه فاضله اسلامى نیز معرفى كرده در جایى دیگر مى فرماید: «و ضرب ا... مثلا للذین آمنوا امرأة فرعون اذ قالت رب انى لى عندك بیتا فى الجنة و نجنى من فرعون عمله و نجنى من القول الظالمین. و مریم بنت عمران التى أحصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدقت بكلمات ربها و كتبه وكانت من القانتین.» قرآن كریم این دو نمونه بزرگ الهى را نه فقط بلكه براى عامه الهیون قرار مى دهد در آخر آیه مى بینیم كه معیار ارزش دین «من القانتین» بودن است بلكه اصل كارى تصدیق باور است ایمان و عمل صالح مرد باشد خواه زن. ولى در صفحات دیگر قرآن برخى مطالب ظاهرا خلاف این مفاهیم را بیان مى كنند و اگر كسى بدون تفقه و فهم و درك این آیات را قرائت كند مفاهیم دیگرى را در مى یابد؛ در بیان مسأله شهادت دادن (گواهى) یكى از احكام الهى ایست كه شهادت دو زن برابر یك مرد مى باشد كه این مفهوم باعث تنگ نظرى برخى گردیده و به این نتیجه رسیدن كه عقل زن نصف عقل مرد است و او را موجودى ضعیف قلمداد نمودند در قرآن كریم مى خوانیم: «واستشهدوا شهیدین من رجالكم فان لم یكونا رجلین فرجل و امرأتان ممن ترمنون من الشهداء أن تضل أحداهما فتذكر احداهما الأخدى.» هر شخص دانایى كه در مسائل اجتماعى دقت نظر داشته باشد در مى یابد كه مسائل قضائى كه محتاج شاهد و گواه است همیشه ساده نیست بلكه شاید متعلق به مسائل پیچیده و بغرنج سیاسى - اقتصادى و... مى شود از جهت دیگر زن بحكم فطرت خویش أغلب اهمیتش به مسائل خانوادگى و اجتماعى مربوط به وى مى باشد و این هم یك مسأله شمولى نمى تواند باشد زیرا در ذیل آیه شریفه مى فرماید: «أن تضل احداهما» پس ضلالت یك امر تكوینى در زن نمى باشد به دلیل آیه «فتذكر احداهما الأخدى» عمل یاد آورى توسط زن دیگر صورت گرفته دیگر اینكه در آیه ضلالت را در برابر تذكر (یادآورى) ذكر كرده و بسیار واضع است كه این حالت صرفا مختص زنان نمى باشد و اگر ضلالت (گواهى) رابه زن اولى نسبت داده شده این امر دلایلى دارد منجملة: 1- عدم تمركز حواس و دقت 2- توجه به موضوعات خاص و عدم توجه به امور دیگر 3- كم تجربه بودن و عدم اختلاط بامحیط كار مردان 4- داشتن احساسات بسیار قوى لذا نمى توان گفت كه ضلالت ریشه در وجود زنان دارد بلكه محیط اجتماعى و وظایفى كه به زنان محول مى شود خود نوعى قالب بندى براى حوزه فعالیت زنان محسوب مى شود.(4)قرآن كریم در جاى دیگر به اهمیت نقش جامعه در سازندگى أفراد اشاره مى كند: «أو من ینشو فى الحلیة و هو الحضام غیر مبین» این آیه جوابى است به مشركین آنهائیكه فرشتگان الهى را دختران خدا مى خواندندو خداوند در پاسخگویى به آنان از مسلماتشان را به رخ آنان مى كشد زیرا آنها از دختران كه مایه ننگ خویش مى دانند بعنوان دختران خدا نام مى برند لذا قرآن در جواب آنان آیه فوق را ذكر مى كند «آیا كسیكه در زیورآلات رشد كند و درستیز با دشمنان قدرت اشاره گردیده اما نباید صرفا به نتایج اندیشید بلكه ملت امر را در نظر بگیریم و جو مناسبى براى رشد و شكوفایى استعدادهاى موجود در زن را آماده سازیم.» این از جمله آیاتى بود كه موقعیت زن و جایگاه او را در ساختار اجتماعى تبین نموده كه مبادا كسى ظاهر آیات را گرفته و غافل از مفاهیم آن تأویلاتى براى خویش مجسم سازد.جایگاه زن در سیره نبوى مى دانیم كه سیره پیامبراكرم (ص) نه فقط حجت و برهانى است پس از قرآن كریم به تعبیر قرآن كریم بهترین نمونه و اسوه حسنه مى باشد «لقد كان فى رسول ا... أسوة حسنه» به نحوى كه رفتار و گفتار آن حضرت در حد وحى منزل دانسته شد «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى» لذا حائز اهمیت است كه موضع پیامبر (ص) رادر قبال زنان بدانیم از ابى عبدا... (ع) منقول است كه «كان رسول ا... (ص) یسلم النساء یوردن السلام»(5)  و در اخبار متواتر است كه پیامبر اسلام (ص) احترام خاص نسبت به دخترش فاطمه (س) داشت به نحوى كه عایشه از او نقل مى كند: «ما رأیت أحدا أشبه كلاما و حدیثا من فاطمة برسول ا...(ص) و كانت اذا دخلت علیه رحب بها و قال الیها فأخذ بیدها و قلبها و اجلسها فى مجلسة.»(6)  آرى پیامبر اسلام(ص) به زن كه دخترش مى باشد احترام مى گذارد دست او را مى بوسد و او را در بهترین جایگاه مى نشاند و این یك عمل عظیم است زیرا در یك محیط جهل و ظلمانى انجام مى گیرد در محیطى كه از زنده به گور كردن دختران ابائى نمى شود.دین اسلام به گونه اى جامعه شرك آلود عرب را تربیت نمود كه زن توانست در سایه آموزشهاى آن به موفقیت و جایگاه حقیقى اش بلكه از آن هم بالاتر برسد در خبر است كه سال ششم هجرى بود و پیامبر(ص) در شرایطى بود كه مى بایست صلح كند (صلح حدیبیه) مسلمانان سخت در فشار روحى بودن زیرا آن را یك صلح تحمیلى مى دانستند پس با  اینكه ساز و برگ جنگى داشتند چرا باید تن به ذلت دهند و با مشركان صلح ده ساله كنند اما خواست خدا و رسولش این بود پیامبر(ص) مسلمانان را دستور داده بود كه خود را براى اتمام مناسك حج آماده سازند و حلق و تقسیر كنند ولى هیچ یك از آنان گوش فرا نمى داد در این هنگام پیامبر(ص) مسأله را با أم سلمه یكى از همسرانش در میان مى گذارد. كه مؤمنان حاضر نیستند موهایشان را كوتاه سازند أم سلمه پیشنهادى به وى داد و پیامبر(ص) او را نیز اجرا كرد. أم سلمه به آن حضرت گفت كه اگر اصحاب حاضر نیستند شما پیشاپیش آنان مو هایتان را كوتاه كنید و جلو بروید و آنان نیز چنین خواهند نمود و اصحاب نیز به تبع از پیامبر(ص) چنین كردند(7) ملاحظه مى شود كه شخص اول حكومت اسلامى بایك زن مشورت مى كند و صلاح را در نظر وى مى یابد و او را نیز اجرامى كند. و بالاتر از این مى بینیم كه در میان قبایل عربى امنیت دادن به یكدیگر یك رسم اجتماعى است زیرا فرد به تنهایى نمى تواند زندگى مطمئنى داشته باشد لذا مجبور است كه چند همپیمان داشته باشد افراد قبیله (مردان) مى توانستند به افراد غریبه اى كه وارد سرزمین قبیله مى شدند در خواست امان یا امان نامه بگیرند كه در نتیجه كسى معترض آنان نمى شد پس از اسلام در حكومت اسلامى و در چنین شرایطى یكى از صحابه رسول الله(ص) به نام أم هانى به دو نفر از همبستگانش امنیت مى دهد و آنان را در خانه جاى مى دهد پس از آن متوجه شخص پیامبر(ص) مى شود و موضوع را با ایشان در میان مى گذارد پیامبر(ص) نیز درخواست او را قبول مى كند و او را جواب مثبت مى دهد كه «قد أجرنا من أجرت و آمنا من أمنت یا أم هانى» ما پناه مى دهیم كسى را كه پناه دادى و وى را امان مى دهیم اى أم هانى.(8)همگى این مورد شاهد و گواه راستینى است بر موقعیت حقیقى زن در جامعه اسلامى متأسفانه برخى كوته نظران وقتى زن را مشغول فعالیت تربیتى و پرورشى آن هم در خانه مشاهده مى كنند تصور مى كنند كه كار بسیار ساده اى است و متناسب با عقلانیت ناقص وى طرح ریزى شده غافل از اینكه اشخاص چون پیامبران أولیاء صالحین و بزرگان تاریخ دردامن چنین زنان پرمایه اى تربیت یافتند و اگر شخص عظیمى كار بسیار با عظمتى انجام دهد او را به هوش و ذكاوت و تأثیرات ژنتیكى مى دهند غافل از اینكه مهمترین زمینه بروز استعدادها در مادر (زن) نهفته است به نحوى كه پیامبر (ص) مى فرماید: «السعید سعیة فى بطن أمه و الشقى شقى فى بطن أمه». زن در نهج البلاغةكسى كه متتبع سخن معصومین (ع) باشد بزرگترین مشخصه اى را كه در سخنانشان مى یابد این است كه از وحى و كلام الهى جدا نمى باشد در واقع كسى كه خواهان تفسیر كلام حق (قرآن) باشد راهى جز درك سنت أهل بیت (ع) و فهم محتواى سخنانشان نمى یابد و این مأخوذ از گفته یا به عبارتى صحیح تر وصیت پیامبر اكرم (ص) كه مى فرماید: «انى تارك فیكم الثقلین كتاب ا...و عترتى أهل بیتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلو من بعدى و انهما لن یفترقا حتى یردا على الحوض». أهل بیت (ع) و در رأسشان أمیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه الصلوات والسلام ترجمان وحى الهى است و محققا گفتار وى امتدادى است براى سنت الهى مى باشد اما گاهى در میان این گنجینه عطراگین گاهى نكوهشهاى شدیدى نسبت به گروهى به استشمام مى آید و بسیارى از افراد بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت سخنان ایشان را به هوى و هوس یا به ظاهرا من القول تعبیر كردند و نتیجه جز این نبود كه جامعه خویش را از خدمات قشر عظیمى محروم كرده و چه بسا این قشر (زنان) را از بالندگى و رشد استعداد منع ساختند. اكنون به ذكر برخى سخنان مولى علیه السلام در این باره مى پردازیم و سپس دیدگاه برخى صاحبنظران را در این زمینه بررسى مى كنیم.از امام على(ع) پس از واقعه جنگ جمل خطبه اى نقل شده كه در خدمت زنان معروف گردیده و آن: «معاشر الناس ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول: «فاما نقصان ایمانهن فقعود هن عن الصلاة والصیام فى أیام حیضهن و أما نقصان عقولهن فشهادة امرأتین كشهادة الرجل الواحدو أمانقصان حظوظهن فمواریثهن على الأنصاف من مواریث الرجل فاتقوا شرار النساء و كونو من خیارهن على خدر ولا تطیعوهن فى المعروف حتى لا یطمعن فى المنكر». در این سخن امام على (ع) مردم را از زنان بر حذر مى سازد و آنها را به خصلتهاى ناروا معرفى مى كند از جمله نقص ایمان نقص بهره (در میراث) نقص عقل و حتى مردم را بطور كلى از اطاعت زنان در معروف نهى مى كند كه مبادا جدى ء شود و مرد او را در امر ناشایست (منكر) اطاعت كند. این ظاهر سخن است اما اگر موضع سخن از نظر زمانى و مكانى بررسى شود مى بینیم كه پس از واقعه جمل در مردم بصره بیان شده است و به دقت نظر محتاج است كسى كه بر زوایایى از زبان و ادبیات عرب اطلاع دانسته باشد در مى یابد كه ال تعریف معانى دیگر از جمله تحسین واستغراق و... دارد. مثلا جایى كه خداوند سبحان مى فرماید: «ان الانسان لفى خسر»«ان الانسان لیطغى» «ان الانسان لربه لكنود» و...و آیات پس از آنها را بررسى بكند در مى یابد كه در كنار افراد طاغى مشرك خاسر افرادى مؤمن پاك متقى وجود دارد و ال در این آیات قضایاى كمى و شمولى نیست و چه بسیار مواردى مى یابیم كه به اهداف بلاغى گاهى به شخص از طریق كنایه یا نفریض از عبارات كلى استفاده مى شود مانند: «الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم...» كه كلمه ناس اولى دال بر یك فرداست و كلمه دومى بر جماعت كشیده پس «شك نیست كه سخن بالا یك قانون كلى و همگانى درباره عموم زنان نیست بلكه با توجه به اینكه: این خطبه بعد از جنگ جمل و آنهمه خون ریزیهاى كه بوسیله عایشه رخ داد از امام على(ع) صادر شده درباره دسته خاصى از زنان بزرگ و با شخصیتى همچون خدیجه (س) وبانوى اسلام فاطمه زهرا (س) و زینب كبرى(س)و... كه مردان خود را با تمام و جود در این مسیر حمایت كردند.»(9)و در جایى دیگر مى بینیم كه امام على(ع) در یكى از نامه هایش در مورد زنان چنین مى فرماید: «ایاك و مشاورة النساء فان رأیهن الى أفن و عزمهن الى وهن».(10)از مشاوره با زنان (هوسباز) بپرهیز كه نظر آنان ناقص و تصمیمشان ناپایدار است. و در جایى دیگر برخى از صفات زنان را برمى شمرد مانند: «غیرة المرأة كفر و غیرة الرجل ایمان»(11)  غیرت زن كفر و غیرت مرد ایمان است.«المرأة عقرب حلوة اللسبة»(12) زن عقربى است كه نیش زدن او شیرین است. «خیار خصال النساء شرار خصال الرجال: الزهد و الجبن و البخل فاذا كانت المرأة مزهرة لم تمكن من نفسها واذا كانت بخیلة حفظت مالها و مال بعلها و اذا كانت جبانة فرقت من كل شى ء یعرض لها.»(13) خصلتهاى نیك زنان خصلتهاى بد مردان است: تكبر ترس و بخل هر گاه زنى متكبر باشد بیگانه را بخود راه نمى هد و اگر بخیل باشد مال خود و همسرش را حفظ مى كند و زنى كه ترسو باشد از هر چیزى كه به آبروى او صدمه بزند و فاصله مى گیرد.یا وقتى كه مى فرماید: «المرأة شر كلها و شر ما فیها أنه لابد منها»(14)زن همه اش بد است و بدتر از آن اینكه وجود او لازم است. و در حال جنگ مى فرماید: «أعوذبواعن النساء ما استطعتم»(15) تا آنجائیكه مى توانید از زنان دور شوید. با وجود این روایات در جاهاى دیگر سخنان امام را در وادى دیگرى مى یابیم آن موقع كه مى فرماید «المرأة ریحأنة و لیست بقهرمانة» گل است نه قهرمان. قطعا سرى وجود دارد كه باعث گردیده امام على(ع) به این نحو در مورد زن صحبت كند زیرا اوست همسر زهرا(س) و اوست پدر حضرت زینب(س) قهرمان كربلا. ماچاره اى نداریم جز اینكه كلام آن حضرت را مانند قرآن بدانیم بدین معنى كه محتاج تأویل است و عرضه كردن بر قرآن كریم و شرایط محیطى و مقایسه باسنت پیامبر(ص). چنانچه مشاهده كردیم امام على(ع) فرزند برومندش امام حسن(ع) رااز مشورت با زنان نهى مى كند و این به دلایلى بر مى گردد مانند: 1- پیروى زن از احساسات و عواطف 2- نبود تجربه كافى و علم وافر. اگر زن به اوج احساسات برسد و بدین خصلت معرفى شود نباید حمل بر نقص و كاستى در وجودش گردد زیراتاریخ گواه آندسته از زنانى كه با تأویل و پیروى از احساسات چگونه از خانه و كاشانه خویش هجرت كردند و با پیامبر (ص) بیعت نمودند آنان در زمانى ایمان آوردند كه عاقلترین مردان در شك و شبه بسر مى بردند و با وجودیكه همسران و پدران بانفوذى داشتند جزء سبقت كنندگان این مسیر بودند و اگر عدم مشورت به تجربه كم و كمبود معلومات بستگى دارد این معضلى نیست كه قابل حل نباشد و جامعه اسلامى این نیازها را برطرف كرده و از زنان به عنوان یك عنصر فعال اجتماعى درآورده در ثانى كم تجربگى و كمبود معلومات مخصوص زنان نیست بلكه مولود جامعه نیز مى باشد و مختص به یك قشر نیست تا گروهى بدان متهم شوند. لذا مى توان نتیجه گرفت كه امام اگر از مشورت با زنان نهى كرده این به جهت آن است كه استقلال مرد را در برابر تسلیم شدن در برابر هواهاى نفسانى حفظ نماید.(16)وقتى كه امام (ع) مى فرمایند: «غیرة المرأة كفر و غیرة الرجل ایمان» در جایى دیگر به فرزندش وصیت مى كند كه «ایاك والتغایر فى غیرموضع غیرة فان ذلك یدعو الصیحة فهن الى السقم و البریئة الى الریب» به عبارتى مردان رااز غیرت بصورت كلى و در همه مواضع نهى مى كند لذا مى توان گفت كه جائیكه مى فرماید «غیرة الرجال ایمان» سخن عام و مطلق نمى باشد و الا در موارد بعدى از آن نهى نمى كرد و نتایج منفى آن را بازگو نمى نمود بله درست است كه مرد باید غیور باشد آنهم نسبت به همسر خویش اما گاهى اوقات غیرت نابجایى آثار سوئى را به همراه دارد و آن زن پاك را به بیمارى و اضطراب روحى و زن ناپاك رابه فساد و فتنه انگیزى لذا مى توان دریافت كه جمله «غیرة المرأة كفر» نیز عام و مطلق نیست زیرا چه بسا زن به حكم علاقه به همسر نسبت به او غیرتمند مى شود و او را از فعل حرام باز دارد اما جائیكه امام على (ع) مى فرماید: «خیار خصال المرأة شرار خصال الرجال...» از این جمله نكاتى استفاده مى شود: 1- این صفات (تكبر ترس بخل) از هر جهت شامل اخلاق زنان نمى شود بلكه از آن جهت كه با مردان نامحرم مرتبط مى شوند لذا تكبر او را از افتادن در دام بیماردلان محفوظ مى دارد اما صفت بخل در زن از جهت حفظ مال همسربیشتر مطرح مى شود زیرا در غیاب مرد زن است كه امانتدار خانه مى باشد و مرد بجهت كارها و مشغله هاى زیاد نمى تواند نكات ریز اقتصادى را مد نظر داشته باشد پس بخل زن در اینجا حافظ مال و خانه او خواهد بود. 2- این صفت ترس و محافظه كار بودن در جایى مطرح مى شود كه آبروى زن در خطر است اما اگر وضعیت بذل جان و ایثار باشد زن به حكم جهاد دفاعى مكلف است كه از خود و حیثیت خویش دفاع كند.(17) چنانچه صفیه همسر پیامبر (ص) در ردع یهودى شمشیر را از حسان بن ثابت انصارى شاعر معروف بر مى دارد و سر او را از تنش جدا مى كند. در حالیكه حسان از انجام این كار بدلیل ترس امتناع مى كند.در جایى دیگر امام على (ع) مى فرماید: «المرأة عقرب حلوة اللسبة» زن عقربى است كه نیش زدن شیرینى دارد. لفظ المرأة كه با ال شروع شده دال بر اطلاق نمى باشد زیرا در كلام امام مى بینیم كه دنیا را ذم نكوهش مى كند و در جایى دیگر مى فرماید: «الدنیا منجر الأولیاء» دنیا تجارتگاه (و محل پیشرفت) اولیا مى باشد. اینجا نیز اگر زن به عقرب تشبیه گردیده منظور زنان بى بندوبار و نگاههاى حرام و ارتباطات نامشروع با زنان است كه اولش بسیار شیرین و آخرش در نهایت پلیدى و زشتى مى باشد ولى دركل به المرأة اشارة شده با وجودى كه به بعض منظور گردیده آنهم در رابطه با برخى قضایاكه منجر به فساد شود.در برخى جملات وقتى چشمان به آنها بر مى خورد سخت خاطر دلازرده مى شود ولى وقتى شرایط تاریخى و به عبارتى دیگر مصداق حقیقى صحبت امام (ع)را بررسى مى كنیم درمى یابیم كه بسیار محق بوده است در موضع جنگ جمل امام(ع)مى فرماید:«المرأة شر كلما...» زن بطور كلى شر است آرى وقتى كه ایمان به خدا تقوى و شرایط مناسب تربیت نباشد سراسر وجود انسان براى خویشبن و دیگران شر مى شود. و هر صاحبنظرى با توجه به این مقوله امام منظور امام را خواهد دانست كه وى مقصودش عایشه است زیرا بدلیل حسودى و غیرت شدیدى كه نسبت به حضرت فاطمه (س)داشت سعى در انحراف خلافت از دودمان اهل بیت(ع) نمود و موفق شد با تحریكات وى خلیفه اى كشته و خلیفه اى مورد جنگ قرار گرفت و نباید فراموش نمود كه موفقیت اجتماعى خاصى كه عایشه در آن زمان نزد مسلمانان اشغال كرده بود مانع از این مى شدكه به نام او تصریح شود لذا مهمترین وسیله امام تعریض و كنایه و ذكر عام بود زیرا هدفش بیدارى مردم بود مردمى كه فریفته «عجل سامرى» شدند.و این گفته امام شاهد و گواه است در خطاب به مردم بصره مى فرماید:«كنتم جند المرأة و اتباع البهیمة» شما سربازان زن و پیرو چهارپا بودید.و این همه نكوهش بجهت اینكه اهل بصره عقل خویش را تحكیم نبستند و در برابر امام خویش ایستادند و جنگیدند و پیرو هوى و هوس شدند. بله پیرو عایشه شدند این لحن سخن و در چنین شرایطى ما را متوجه حقایقى مى سازد كه به امكان نظر شدیدا احتیاج دارد زیرا «گاهى در اثر یك سلسله وقایع تاریخى زمان آن حادثه مكان آن حادثه افراد آن حادثه شرایط و علل و اسباب آن حادثه ستایش یا نكوهش مى شوند معناى  ستایش یا نكوهش بعضى حوادث و یا امور جنبى یك حادثه این نیست كه اصل طبیعت آن شى ء قابل ستایش و یا مستحق نكوهش مى باشدبلكه آن زمینه خاص سبب این ستایش یا نكوهش شده است. گاهى از قبیله اى ثناء و ستایش به عمل مى آید و این در اثر آنست كه مردان خوبى در آن عصر از این قبیله برخاسته اند.بعد طولى نمى كشد كه وضع عوض مى شود افراد دیگرى از آن قبیله برمى خیزند كه مورد نكوهش واقع مى شوند. گاهى بالعكس در یك سرزمین افرادى مورد نكوهش قرار مى گیرند بعد طولى نمى كشد كه افراد شایان ستایشى از آن سرزمین برمى خیزند.»(18)  با توجه به مطالب فوق الذكر مى توان دریافت كه اوصاف یك جامعه و یك انسان هم مى تواند ذاتى او باشد و هم مى تواند عرض باشد. حال اگر این اوصاف را به زن نسبت داده شود اوصافى در او را مى یابیم كه مربوط به ذات و سرشت اوست مانند عفاف و حجاب و.... ولى اوصافى دیگر نیز بدو نسبت داده مى شود كه منشأ فطرى در او نداشته و وابسته به محیط تربیتى و خانوادگى او مى باشد.(19) چنانچه زن متهم به نقص عقل مى شود اینن نقص متعلق به ذات وى نمى باشد بلكه شرایط اجتماعى داعیه این بوده اگر در جو مناسبى تربیت شود چنانچه تجربه ها نیز ثابت كرده از مدافعان دین و علم خواهد بود. لذا مى توان در خصوص این روایات و احادیث گفت كه «...به درستى معنانشده است و با تأمل و دقت معنایى روشن خواهد داشت اگر در احدیث آمده زنان نقص عقل دارند این اخبار از یك أمر تكوینى و ذاتى در زنان نیست بلكه به عقل اكتسابى و تجربى نظر دارد و در آن شرایط اجتماعى تربیتى سیاسى و... كاملا دخالت دارد و این به معناى عدم قابلیت ذاتى زنان نیست. این بدان ماند كه گفته شود روستائیان داراى فرهنگ پایین ترى هستند معناى این گفته به فرض درستى جهل ذاتى روستائیان نیست بلكه با فراهم آمدن شرایط آنان نیز بسان شهرنشینان بلكه بالاتر اهل دانش و فرهنگ خواهند شد.»(20)  پس شركت در مسائل اجتماع به قدرى مهم است كه درحدیث آمده: «من ترك التجارة ذهب ثلث عقله». آنكه تجارت را كنار گذارد در سوم عقلش را از دست دهد.(21)  زن در سیره عترت بدون شك موقعیت زن را بدون مطالعه سیره معصومین و بررسى احادیث وارده از آنان بطور كامل نمى توان شناخت بطوریكه تاریخ اسلام از صحابه پیامبر(ص) از تعداد زنانى نام مى برد كه نقش برازنده اى در اهداف حكومت اسلامى داشتند مانند حضرت خدیجه وفاطمه(س). تا جائیكه برخى از این زنان محدثه و ناقل حدیث نبوى بودند و بالاتر از آن أصحاب نزد حضرت فاطمه (س) مى آمدند و از او تعلیم مى یافتند زن در دوران اسلام به جایگاهى رسیده بود كه كمتر مردانى به این جایگاه مى رسیدند على الخصوص در ایام اولیه بعثت پیامبر(ص) چنانچه مشاهده مى شود سمیه اولین شهداى اسلام بود. و گروهى از زنان در زمانى به اسلام گرایش پیدا مى كنند كه سران بهترین قبایل از آن امتناع مى ورزند براى بررسى بیشتر مى توان به سوره ممتحنه رجوع كرد كه در شأن چنین زنانى این سوره نازل شده. از جمله این زنان فاطمه بنت أسد والده امام على(ع) امام در موردش مى فرماید: «لما ماتت فاطمة بنت أسد كفنها رسول ا...(ص) فى قمیصه و كبر علیها بسمین تكبیرة و نزل فى قبرها فجعل یومى ء فى نواحى القبر كأنه یوسمه و سیوى علیها و خرج  من قبرها و عینها تزرفان و جثا فى قبرها فقال له عمر بن الخطاب: یا رسول رأیناك فعلت على هذه المرأة شیئا لم تفعلة على أحد (من الرجال و النساء) فقال له: ان هذه المرأة كانت أمى بعد أمى التى ولذتنى ان أبا طالب كان یصنع الصنیع و تكون له المأدبة و كان یجمعنا على طعامه فكانت هذه المرأة تفضل منه لكه فاعود فیه.»(22)پر واضح است كه زنى توسط رسول خدا (در حضور او) دفن شود و كفن وى جامه رسول الله باشد و بر او هفتاد مرتبه ا... اكبر بگوید و در قبرش فرود آید و بر او بگرید تا جائیكه عمربن خطاب درشگفتى بماند و از او علت این امر را بخواهد. آرى چرا پیامبر عظیم الشأن السلام اینگونه احترام و تقدیس را نسبت به زن ابراز مى دارد رسول ا... مقام مادرى را بدو نسبت مى دهد مهر و عطوفت وى را به یادمى آورد نصرت دین حق را توسطش ذكر مى كند و این همگى در حكم جهاد براى زن معرفى مى شود. و اگر وارد خانه وحى شویم مى بینم كه شخصیتى به عظمت حضرت خدیجه(س) از همان روزهاى اول بعثت یاور دین خدامى شود به نحوى كه پس از وفات آن حضرت همسرش رسول اعظم(ص) در جواب عایشه مى فرماید: «وا... ماابرلنى ا... خیرامنها قد آمنت بى از كفر الناس و صدقتنى از كذبنى الناس و وانستنى بمالها از حرمنى الناس و رزقنى ا... عزوجل منهاالولد از حرمنى من اولاد النساء.»(23) عایشه كه از ستایشهاى پیامبر(ص) نسبت به خدیجه به ستوه آمده بود روزى او را مورد انتقاد قرار مى گیرد كه چرا از همسرش اینقدر یاد مى كند در حالیكه وى پیرزن بوده و خداوند به وى زنان بهترى داده اسست! پیامبر(ص) موقعیت خدیجه رادر میان زنان و مردان تبیین نموده خدیجه اولین مؤمنان به اسلام بوده وى پیامبر ایمان آورد در روزهایى كه مردم كافر بودند و او را موقعى كه در شعب ابى طالب در محاصره بود با داراییش كمك نمود و خداوند عزوجل از وى داراى فرزندانى كردو...پس از وفات حضرت خدیجه(س) یكى از همسران پیامبر(ص) ام سلمه بود كه در خانه اش آیه تطهیر بر اهل عبا نازل شده و از مبشرات به بهشت مى باشد. وى بدلیل عشقش به پیامبر(ص) محب اهل بیت(ع) بود آنهم در زمان نیرنگ و نفاق. اهل بیت(ع) نیز به وى احترام خاصى قائل بودند به نحوى كه حضرت على ابن ابى طالب(ع) وصیت خویش به امام حسن (ع)را قبل از خروجش به بصره بدست ام سلمه مى سپارد همچنین امام حسین(ع) قبل از خروج به كربلا وصیت خویش را به فرزندش زین العابدین را به از نیز مى سپارد ام سلمه نه فقط همسر پیامبر(ص) بوده بلكه محدثه و ناقل روایات پیامبر(ص) به مسلمین بوده.(24) در زمان حكومت على بن ابى طالب علیه السلام سودة بنت مماره و زنان دیگر داراى مقامى خاص بودند بطوریكه از خطیبان و سخنرانان مهم سربازان امام على(ع) در جنگهاى صفین و نهروان محسوب مى شد وى در شجاعت به حدى جدى ء و قوى دل بود كه مسلمانان را علیه دشمنان ولایت مى شورانید امام على(ع) شهادت وى را در عدم عدالت یكى از فرمانداران را قبول مى كند و وى راعذل مى نماید .از اینجا مشخص مى شود كه اگر صحبتهاى امام على (ع) در مورد زنان مطلق بود هرگز در زمان خلافت یا امامت ایشان زن احترامى نداشت یا لااقل به چنین مراتبى نمى رسید .خلاصه مى توان گفت كه اسلام در برنامه تربیتى خاصى كه براى انسان منظم ساخته فرقى میان زن و مرد قائل نشده چنانچه در حدیث طلب علم آمده كه «طلب العلم فریضة على كل مسلم»(25)  و نیز از پیامبر(ص)منقول است كه «حبب الى من دنیاكم النساء و الطیب و قرة عینى فى الصلوة.» از امام صادق علیه السلام نقل شده كه «اكثر الخیر فى النساء.»(26)  و ده ها حدیث دیگر كه مبین عظمت دین اسلام و موقعیت انسان در نزد خدا.منابع و مآخذ 1- قرآن كریم 2- نهج البلاغه (3 جلد)3- زن در آینه جلال و جمال آیت ا... جوادى آملى مركز نشر فرهنگى رجاء چاپ دوم 1371 ه.ش 4- زن مهدى مهریزى قم نشر خدم چاپ اول 1377 ه.ش 5- المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد معهدالدراسات العربیه و الاسلامیه لندن 1999 م 1419 ه...................) Anotates (.................1) نحل / 58. 2) مجادله.3) احزاب / 36. 4) صالح الجوادگ گ نجوى المرأة فى نهج البلاغه معدالدرسات العربیه و الأسلامیه لندن 1999 م ص 110 - 108.   5) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 139. 6) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 139.  7) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 146.  8) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 146.  9) نهج البلاغه ج 1 ص 390.  10) نهج البلاغه ج 3 نامه 33 ص 86.   11) نهج البلاغه ج 3 حكمت 124 ص 256.  12) نهج البلاغه ج 3 حكمت 61   6 ص 232.  13) نهج البلاغه ج 3 حكمت 236 ص 293.  14) نهج البلاغه ج 3 حكمت 238 ص 294.  15) نهج البلاغه ج 3 حدیث 7 ص 308. 16) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 210.  17) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ج 4 ص 230.  18) زن در آینه جلال و جمال جوادى آملى مركز نشر فرهنگى رجاء چاپ دوم 1371 هجرى ص 34.  19) مصدر سابق ص 29. 20) زن مهدى مهریزى قم نشر خدم 1377 چاپ اول ص 45. 21) همان كتاب همان ص. 22) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 275.   23) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 275.  24) المرأة فى نهج البلاغه نجوى صالح الجواد ص 284. 25) زن در آینه جلال و جمال جوادى آملى ص 29. 26) همان كتاب ص 40. ا



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر