تبلیغات
رایحه نجابت - مرورى بر برخى از مسائل زنان در جهان غرب


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    مرورى بر برخى از مسائل زنان در جهان غرب
    1- ازدواج
     1-1 سن ازدواج
    در آخر قرن 19 زوجین در اروپا اكثرا موقع ازدواج بالاى 30 سال داشتند مردها به دلیل انتظار براى انتقال زمین كشاورزى به آنها به وسیله ارث یا رسیدن به یك مدرك یا مقام خاص و زنان به دلیل تكمیل جهیزیه یا ازدواج خواهر بزرگتر. در آخر پایان دهه دوم میانگین ازدواج زنان در اتریش 2/25 بود و مردها 5/27. یعنى اینكه از هر دو زن یك زن بعد از 25 سالگى تن به ازدواج مى داده است و فاصله سنى بین زوجین حدودا 5/2 سال بوده است. تا سالهاى دهه 70 سن ازدواج زنان تا 4/21 سالگى و مردها تا 4/24 سالگى كاهش یافت. از این به بعد سن ازدواج دوباره حسابى بالا رفت. اكنون ازدواج زیر 18 سال دیگر رواج ندارد و ازدواج زیر 25 سال كمیاب است. دو دلیل براى بالا رفتن سن ازدواج وجود دارد: اولا اینكه مقدار زنان جوان كه بعد از دیپلم گرفتن شروع به تحصیل مى كنند بیشتر شده كه باعث مى شد دیرتر در فكر تاسیس خانواده باشند. ثانیا ضرورت اجتماعى براى ازدواج كم شده. زنان جوان الان مى توانند مجرد راحتتر زندگى كنند نسبت به 30 سال پیش. امروز عرف چیزى شبیه ازدواج را قبول دارد. معمولا به علت اینكه یك بچه در راه است ازدواج مى كنند یا بعد از تولد بچه اول. الان تقریبا نصف بچه هاى اول از روابط نامشروع به دنیا مى آیند. تحلیل اینكه سن ازدواج در آخر قرن 19 اینقدر بالا بود به آن معنا نیست كه جوانان تا آن موقع رابطه با هم دیگر نداشتند. البته فرق آن زمان ها با امروز این است كه آن روابط در پنهان انجام مى شدند چون در دین مسیحیت هم رابطه چنین قبل از ازدواج ممنوع است ولى رابطه به صورت مطلق ممنوع نیست یعنى حد دقیقى براى آن مشخص نیست. جامعه بچه هاى نامشروع را نمى پذیرفت و این زندگى شان را سخت مى كرد. تا قبل از جنگ هاى جهانى جهیزیه براى دختر كاملا معمول و لازم بود و مقام و ارزش دختر در خانواده شوهر تعیین مى كرد. جهیزیه ناقص باعث تحقیر زن مشكلات و مشكلات فراوان و گاهى تا آخر عمرش مى شد. از جمله منافع مدرنیسم را از بین این رسم و رسوم ها مى شمارند. تازه مسلمانان در بحث با مسیحیان همیشه به عنوان مزیت بزرگ اسلام براى زنان (البته قبل از آشنائى دقیق تر با فرهنگ ایرانى) عدم وجوب جهیزیه از یك طرف و وجوب مهریه از طرف دیگر ذكر مى كنند. شاید مى شود بین رسم جهیزیه و فساد در جامعه رابطه اى را در نظر گرفت چون بدون شك براى خیلى ها جهیزیه تهیه كردن باعث عقب انداختن سن ازدواج مى شود كه خود مى تواند علت رابطه نامشروع گردد.همان طور كه آمار ثابت مى كند با از بین رفتن این رسم و رسوم سن ازدواج شدیدا كاهش یافت. ولى طرف دیگر سكه آن بود كه با از بین رفتن اهمیت دین اصلا پیوند ازدواج زیر سوال رفت و بعد سبب افزایش مجدد سن ازدواج گردید.1-2 تجرد چند در صد بدون شوهر مى مانند در سال 1991 از آنهائى كه 40 تا 45 سال داشتند 5/8 درصد مجرد بودند و از آنهائى كه 50 تا 55 سال داشتند فقط 5/7 درصد مجرد بودند. یعنى 92 درصد از این نسل بعد از سال 1950 ازدواج كردند. ولى از زنان جوانتر یك بخش در حال رشد مجرد ماندند. چنانكه یك مقایسه از سرشمارى هاى 1981 و 1991 درباره بخش مجرد بین زنان 20 تا 25 سال در سالهاى 80 از 4/59 درصد تا 3/74 درصد افزایش پیدا كرد. و بین زنان 30 تا 35 سال از 6/11 درصد تا 1/20 درصد افزایش پیدا كرد. متخصصان حدس مى زنند كه طبق رفتار فعلى زنان نسبت به ازدواج از آنهائى كه در سال 1965 متولد شدند یك ربع تا آخر عمرشان مجرد مى مانند. 1-3 دلائل اجتماعى براى عكس العمل جامعه در برابر ازدواج از یك طرف وضعیت شغلى باعث مى شود كه زنهاى تحصیل كرده از لحاظ اجتماعى و اقتصادى از همه كمتر مجبور به ازدواج مى باشند. از طرف دیگر اوقات كار و شیفتهائى كه كاملا از اوقات كارى عادى فرق مى كنند تاسیس خانواده براى زنان را سخت تر مى كند. البته این هم مربوط به این است كه خیلى از مردها براى شیفت شب یا آخر هفته زنان موافقت نمى كنند. علاوه بر این شرائط اجتماعى تغییر كردند. برعكس نصف اول قرن بیستم امروز براى اكثر زنان جوان شروع روابط جنسى دیگر وابسته به ازدواج یا نامزدى نیست. روشهاى موثر براى جلوگیرى از بچه و امكان سقط عمدى قانونى بچه (در اتریش از سال 1975) یك نتجه دارند: روابط جنسى قبل از ازدواج امروزه كمتر به یك ازدواج اجبارى منجر مى شوند. و اگر مادرهاى مجرد حاملگى هاى ناخواسته را تحمل مى كنند به این معنا نیست كه با پدر بچه هم ازدواج كنند بلكه تسامع موجود در مورد بچه هاى نامشروع بیشتر شده كه این مطلب بر رفتار مادران خیلى موثر است. 2- طلاق 2-1 آمار و دلائل طلاق تا اول قرن 20 تقریبا راه براى ازدواج مجرد نبود. حقوق ازدواج كلیسا حقوق مدنى هم بود. كسى كه در كلیساى كاتولیك ازدواج كرده بود براى او یك طلاق حقیقى متصور نبود بلكه حداكثر زن و شوهرى مى توانستند حداكثر با هم دیگر قهر باشند. طلاق رسمى فقط براى یهودى ها و پروتستانها ممكن بود. بعد از الحاق اتریش به آلمان در سال 1938 در اتریش حقوق آلمان اجرا شد. از این به بعد یك سرى از دلائل براى درخواست طلاق پذیرفته شد از قبیل زناى زوج یا زوجه فرص نازائى... این تغییر در اتریش یك موج طلاق به دنبال داشت. در پایان جنگ جهانى دوم یك موج طلاق مجدد بوجود آمد. خیلى از این زوجین بخاطر جنگ یا اسارت سالها از همدیگر جدا بودند. عواملى كه امروز براى تاخییر در تاسیس خانواده موثر هستند خود دلیلى براى طلاق و ازدواج مجدد هم مى شدند. توقعات نسبت به خوشبختى تفاهم هماهنگى ارضاى روابط جنسى در داخل یك رابطه زناشوئى افزایش پیدا كردند و ضرورت اقتصادى براى همزیستى دائم كمتر شد. درصد طلاق در سال 1965 از 4/14 به 3/26 در سال 1980 و به 7/33 درصد در سال 1992 تغییر نمود. یعنى در سال هاى 60 فقط یك هفتم ازدواج ها به طلاق مى انجامید ولى در اوائل سال هاى 80 یك چهارم ازدواج ها و در حال حاضر یك سوم ازدواج ها منجر به طلاق مى شود. در یك مقایسه بى المللى اتریش پشت سر اسكاندیناو و كشورهاى بالتیك قرار گرفته ولى همسطح فرانسه آلمان سویس اسلواكى و مجارستان است. آمار طلاق در ایتالیا سلوونى و لهستان خیلى كمتر است. از سال 1981 به بعد مى شود در اتریش بدون واسطه دادگاه هم طلاق گرفت. فرق اصلى با قبل از آن این است كه زوجین مجبور بودند یك دلیل قانونى ذكر كنند. 2-2 زمان طلاق و بچه ها و طلاق كى طلاق صورت مى گیرد و اینكه چند تا بچه در حال طلاق وجود دارند مطلبى است داراى اهمیت كه قابل توجه است. فعلا احتمال طلاق بین سال دوم و ششم ازدواج از بقیه سال ها بیشتر است. از آن به بعد احتمال طلاق هر سال كاهش پیدا مى كند. در زمان حاضر 17000 بچه و نوجوان با پدیده طلاق برخورد دارند. دو سوم از آن ها زیر 14 سال مى باشند. 20 سال پیش تعداد بچه ها 15000 در سال بود. به طور میانگین هنگام هر طلاق 06/1 بچه وجود دارد. به دلیل افزایش تعداد طلاقها تعداد بچه هائى كه بدون پدر خود یا بدون مادر خود بزرگ مى شودند بیشتر شده. بعد از طلاق معمولا از طریق مادرهایشان پرستارى مى شوند.این نمودار دو چیز نشان مى دهد: اولا اینكه تعداد طلاق ها از سال 1973 تا سال 1993 چقدر بیشتر شده و ثانیا از 1400 جفت چند تا در سال اول دوم سوم... تا سال 40 ازدواجشان طلاق مى گیرند. در كل زوجین در سال دوم ازدواجشان از همه سالهاى دیگر بیشتر طلاق مى گیرند. بعد از یك طلاق زن ها كمتر مجددا ازدواج مى كنند در مقایسه با مردها. جالب این است كه زنانى كه طلاق گرفتند احتمال براى آن ها كه مجدد ازدواج كنند بیشتر است از زنان مجرد با همان سن. ولى زنان بیوه خیلى كمتر تن به ازدواج مجدد مى دهند. وجود بچه ها احتمال ازدواج مجدد را كمتر مى كند.تحلیل نكته مهم این است كه این آمارهاى رسمى درباره طلاق واقعیت را نشان نمى دهند زیرا خیلى از جفت هاى جوان دیگر رسما ازدواج نمى كنند با اینكه عین زن و شوهر زندگى مى كنند و به این دلیل جدائى چنین جفت ها از هم دیگر ثبت نمى شود و در آمار به صورت طلاق معلوم نمى شود. یك دلیل دیگر غیر از دلائل مذكور براى آمار بالاى طلاق عدم اهمیت دین مى باشد بخصوص در میان نسل جدید. در نتیجه زوجین از سنخیت اهداف مشترك و هدایت اخلاقى و شرعى محكم برخوردار نیستند.علاوه بر این انتخاب همسر براساس اصول و روش خاص مثل خواستگارى نیست بلكه بیشتر براساس عواطف و احساسات مى باشد. بخصوص جوانان نسل امروز به والدین اقوام یا دوست هاى قابل اعتمادشان هیچ گونه حق مشورت یا دخالت نسبت به انتخاب همسر نمى دهند و این تصمیم را امرى كاملا شخصى مى دانند.3- بچه ها 3-1 روند زایمان در قرن بیستم در اوائل قرن بیستم تعداد بچه ها به اوج رسیده بود. به طور میانگین زن 1/4 بچه داشت. طبیعتا در طول جنگ هاى جهانى و بحرانهاى اقتصادى این رقم را شدیدا كاهش داد. پائین ترین رقم زائمان ها در سال 1987 با 43/1 بچه براى هر زن بود. بعد از سال 1988 این تعداد به علت مهاجرت شدید به اتریش كه زن هاى بالغ را هم شامل مى شد بیشتر شد. ولى در سال 1993 این تعداد به 48/1 در برابر هر زن رسید. 3-2 سن و وضعیت خانوادگى هنگام زائمان در اوائل سال هاى پنجاه زن ها به طور میانگین 25 تا 26 سال داشتند وقتى كه بچه اولشان به دنیا مى آمد. از سال 1974 سن متوسط تا 7/26 سال بالا رفت. ظاهرا تاخیر انداختن زائمان اول با زمان طولانى تحصیل ربط دارد. یعنى اینكه با افزایش سطح تحصیلى زنان فاصله بین نسلها زیادتر مى شود. در اوائل قرن بیستم حدودا یك ربع از همه بچه ها به صورت نامشروع به دنیا آمده بود. در سال هاى 40 این رقم اندكى كاهش یافت. در سال 1993 3/26 درصد از كل بچه ها نامشروع بودند. یك دلیل براى این روند این است كه در صورت حاملگى امروز كمتر ازدواج مى كنند. در سالهاى 70 یك سوم از زنان در هنگام عقد حامله بودند اما الان فقط یك پنجم زنان چنین هستند یعنى اینكه آن زمان نصف زن هاى مجرد كه حامله بودند ازدواج هم كردند اما امروز فقط یك ربع از زنانى كه حامله هستند ازدواج مى كنند. خیلى وقت ها والدین یك بچه نامشروع دیرتر ازدواج مى كنند. در مقایسه بین المللى روشن مى شود كه اتریش در بین كشورهاى اروپا سابقا جز آن كشورهائى بود كه داراى تعداد زیادى از زایمان هاى نامشروع بودند. رتبه اول را كشورهاى اسكندینوى (سود نروژ فنلند) با رقم هاى 50-40 درصد دارند. و در كشورهاى غربى و جنوبى رتبه بچه هاى نامشروع كمتر است. 3-3 وضعیت زنان و وضعیت خانه تنوع و میل به زندگى جدید در میان جمعیت اتریش جز عوامل آمار پائین بچه ها و آمار بالاى طلاق ازدواج دیر و آمار بالاى مجردهائى است كه تا آخر عمر در این حالت مى مانند. از این رو انسان حدس مى زند كه مردها و زنهائى جوان امروز زودتر مستقل بشوند و تنها یك بچه بزرگ كنند یك نوع همزیستى غیر از ازدواج را انتخاب كنند. ولى واقعیت چیزى دیگرى است. آنچه كه در بین جوانان به چشم مى آید گرایش به این است كه در خانه والدین بمانند. این آمار هم مربوط به زنان جوان مى باشد ولى بیشتر از آنها به مردان جوان. چشم گیرترین تغییرات در چگونگى زندگى كردن آنها تمدید دوران جوانى و تاخیر در جدائى از والدین شان محسوب مى شود. بین سال 1971 و سال 1993 خانه هائى كه در آن فقط یك نفر ساكن بود افزایش پیدا كرد. الان 14 درصد مردم به صورت یك مجرد در خانه زندگى مى كنند. 20 سال پیش این افراد فقط 12 درصد بودند. در جامعه امروز انواع همزیستى زن و مرد كمتر از خود ازدواج زیر سوال مى رود. نظر خواهى ها از جوانان نشان مى دهد كه آنان ازدواج رسمى را به عنوان یك شرط براى خوشبختى و تفاهم قبول ندارند. 4- اختلاط4-1 روند موضوع اختلاط در اتریش در سال 1975 یك قانون تصویب شد كه تفكیك زن و مرد را در مدرسه ها را منحل كرد و اختلاط را رسمى ساخت. با یك نگاه به وضعیت مدرسه ها مى شود فهمید كه اختلاط حداقل در مدارس عمومى به مرحله اجرا رسید. دبستان هاى عمومى صد در صد مختلط هستند و حتى دبیرستان ها و راهنمائى هاى عمومى تا 90 درصد مختلط هستند. ولى در مدارس فنى حرفه اى اكثرا هنوز زنها و مردها جدا هستند. بعد از تصویب این قانون اختلاط مورد پذیرش همه قرار گرفت. نظر عمومى این بود كه اختلاط پسرها و دخترها در مدارس شرط آزادى انتخاب رشته و شغل مورد علاقه دخترها است و یا اینكه رشد آنها هم مثل پسرها تضمین باشد. حتى اكثر سازمان ها و حركت هاى زنان طرفدار این نظریه بودند. ولى بعد از آن همه سال تجربه در این بعد سوالى مطرح شد كه شاید دلیل مشكلات رشد و پیدایش هویت زنان خود اختلاط باشد. بحث فعلى به علت دو آمار كه از سال 1991 و سال 1989 مى باشند شعله ور شد. از این آمارها نتیجه گرفته شد كه مدارس مختلط باعث تبعیض بین دخترها و پسرها مى شود. آنچه كه در این آمارها كه مربوط به مناطق آلمانى زبان در ارپا است به چشم مى خورد این است كه درصد بزرگى از فارغ تحصیلان زنان در رشته هاى شیمى و كامپیوتر دیپلمشان را در مدارس دخترانه گرفته بودند كه تعداد 40 درصد مى باشد. با اینكه درصد فارغ التحصیلان مدارس دخترانه نسبت به فارغ التحصیلان مدارس مختلط فقط 14 درصد بود. در خود اتریش هم یك رابطه منفى بین اختلاط و انتخاب یك رشته ریاضى - تجربى ثابت شد. پس در نتیجه دانشجویان مونث در رشته هاى ریاضى - تجربى و تكنیكى بیشتر در مدارس دخترانه تحصیل كردند تا در مدارس مختلط. آمار آلمان همین نتیجه را ثابت كرد: علاوه بر این پسرها از مدارس پسرانه علاقه بیشترى به رشته هاى ادبیات زبان رشته هاى جامعه شناسى نشان مى دهند. نتیجه ها طورى تفسیر مى شوند كه در نظام مختلط گرایش هاى قوى براى یك رفتار سنتى زن و مرد وجود دارد. در غرب سه گروه وجود دارند كه از اختلاط در حال حاضر انتقاد مى كنند. 1- گروه محافظه كاران كه بیشتر متشكل از مسیحیان متدین مى باشد. این گروه در اختلاط خطر روگردانى دخترها از وظیفه آینده شان به عنوان یك همسر و مادر را مى بینند. 2- گروه لیبرالها كه بخاطر تفاوت علاقه نسبت به رشته هاى ریاضى و تجربى و تكنیكى در بین شاگردان از مدارس مختلط نگران است. نمایندگان این گروه انتظار داشتند كه تفاوت هاى مذكور به وسیله اختلاط از بین بروند ولى توقعاتشان برآورده نشده اند.3- گروه سوم و اصلى فمینیست ها مى باشد. آنها مى گویند كه در نظام مختلط دخترها به طور مستقیم و غیر مجبور مى شدند قیود نظام پدر سالارانه را قبول كنند. آنها یاد مى گیرند كه چگونه مظلومیت و محدودیت امكانات خود و پیش داورى ها نسبت به زنان به عنوان یك حقیقت در جامعه را قبول كنند.تحلیلآمار درباره نتایج سیستم اختلاط در مدارس و دانشگاه ها از اهمیت بزرگى برخوردار مى باشند. اختلاط شرط براى رشد و پیدایش هویت خود پسران دختران مى دانستند. جالب این است كه حتى نسبت به اهدافى كه مطمئن بودند كه به وسیله اختلاط به آنها مى رسند قبل جلب علاقه به رشته هاى خاص موفق نشدند و آمارها دقیقا برعكس توقعات شان ثابت مى كند. آنچه كه اصلا ذكر نكردند این بود كه اختلاط  - خلاف انتظار - باعث نشده كه دخترها اعتماد به نفس بیشترى پیدا كنند. از نظر روحى متعادل تر بشوند و در جامعه موفق تر بشوند.علاوه بر این سطح آموزش در مدارس و دانشگاه ها در كلاس هاى مختلط به دلیل عدم تمركز نسبت به درس در سنین حساس دانش آموزان پائین تر از در كلاس هاى جدا مى باشد و بالاخره اختلاط علت فساد شاگردها در سنین خیلى كم هم مى باشد.5- حضور زنان در دانشگاه ها و مدارس در ده سال اخیر درصد آنانى براى اولین بار در دانشگاه ثبت نام مى كنند با مردها مساوى شدند و در بعضى از رشته ها حتى بیشتر شده اند. ولى در انتخاب رشته تحصیلى هنوز تفاوت هاى مشخص مربوط به جنسیت وجود دارد كه البته در سال هاى اخیر یك خورده كمتر شده است. تعداد كلى دانشجویان در سال هاى اخیر به صورت مرتب بیشتر شده مقدار زنان در سال 1992 45 درصد بود و مقدار زنان در دریافت اولین مدرك (فوق لیسانس) تقریبا همان قدر بود. (44 درصد)ولى هنوز درصد پروفسورها در میان زنان اندك هستند. در قسمت هاى دیگر مثل سیاست و مدیریت مالى در اقتصاد دانش و پژوهش مربوط به مردها است كه به زنها تا حد امكان راه داده نمى شود. با اینكه دریافت مدارك كارشناسى در بین زنان 44 درصد هست فقط 19 درصد از پست هاى استادیار در دانشگاه ها و 2 درصد از پست استادى به زنان تعلق مى گیرد. از هر ده استاد دانشگاه فقط یك نفر مربوط به زنان هست.ردیف اول این صفحه نسبت زنان و مردان در رشته هاى مختلف در دانشگاه ها نشان مى دهد. در رشته هاى حقوق علوم اجتماعى و پزشكى درصد مردان بیشتر است و در رشته هاى علوم تجربى تقریبا مساوى مى باشند. به چشم مى خورد كه درصد زنان در رشته هاى علوم انسانى دقیقا دو برابر درصد مردان مى باشد. در رشته تكنیك البته زنان در دانشگاه ها تقریبا حضور ندارند. زیرا فقط دو درصد مى باشد. ردیف دوم و سوم نسبت زنان و مردان در آموزشگاه هاى فنى و حرفه اى تخصصى و هنرستان هاى فنى و حرفه اى نشان نمى دهند. در كل حضور مردان در آموزشگاه ها تكنیكى عالى و متوسط طبیعتا خیلى بیشتر است ولى از آن طرف مردان در مدارس اقتصادى عالى و متوسط اصلا حضور ندارند. درصد زنان در مدارس كشاورزى عالى و متوسط هم خیلى بیشتر از مردان مى باشد. سطح آموزشى مدارس متوسط پائین تر است و با مدركى كه تحویل مى دهند نمى شود در دانشگاه ادامه تحصیل داد. این دو آمار نشان مى دهند كه چند درصد از مردان و زنان چه نوعى از آموزش گذرانده اند. این سرشمارى در سال 1991 انجام شده و جمعیتى كه از آن ها سوال شده در سنین مختلف از سن 20 سال تا 90 سال داشتند.بین زنان به چشم مى خورد كه درصد آنهائى كه فقط راهنمائى عمومى را گذرانده اند بین آن هائى كه حدودا 20 سال دارند خیلى كمتر است از بین آنهائى كه 50 سال به بالا دارند و در عین حال درصد آنهائى كه دیپلم گرفتند بیشتر شده. بین مردان جالب توجه این است كه درصد آنهائى كه آموزش فنى دیدند خیلى بیشتر شده در حالى كه درصد آنهائى كه دیپلم گرفتند خیلى بیشتر نشده. 6- مشكلات زنان در جامعه 6-1 استرس نتیجه هاى آمارگیرى هاى مختلف نشان مى دهند كه استرس در زندگى زنان شاغل شدیدا زیاد شده. به این پدیده هم كارگران و هم كارمندان مبتلا هستند. دلیل استرس معمولا فشار كارائى و فشار زمان كه بخاطر تكنولوژى هاى جدید ایجاد شده. به نظر مى رسد كه مهمترین فشار در شغل زنان استرس مى باشد. و این استرس شغلى به علت بار خانه شوهر و بچه ها تشدید مى شود. این آمار نشان مى دهد كه زنان و مردان در سنین مختلف چند ساعت از وقت شان براى كارخانه و پرستارى از بچه صرف مى كنند. این نمودار بین اوقات تفریح زنان و مردان در سنین مختلف مقایسه مى كنند. از روى این نمودار معلوم مى شود كه در كل اوقات تفریح زنان كمتر است از مردان و در سن 30 تا 40 سالگى در زنان 30 تا 40 سال كمى بیشتر از 3 ساعت مى باشد و در مردان با همین سن بیشتر از 4 ساعت مى باشد. 6-2 آزاد جنسى آزار جنسى در محل كار همیشه وجود داشت. ولى تا چند سال پیش یك موضوعى بود كه در جامعه مطرح نمى شد. از سال 1992 آزار جنسى قانونا تبعیض جنسى قرار گرفت و ممنوع گشت. آزار جنسى در صورتى گفته مى شود كه رفتار مربوط به مسائل جنسى طورى باشد كه عزت و ناموس شخص جریحه دار شود و براى شخص متاذى (ناخواسته) و نامطلوب بى جا و زننده باشد. پس منظور از آزار جنسى در محل كار یك لاس زدن كه هر دو طرف به آن میل دارند نیست بلكه هر تلاشى براى نزدیك شدن كه از یك طرف نامطلوب مى باشد متلك هاى بى جا و شوخى هاى نامناسب و نشان دادن عكس هاى مبتذل. در یك آمارگیرى كه مربوط به كل جامعه اتریش بود 81 درصد از زنان در محل كارشان یك بار یا بیشتر بر خلاف خواسته خودشان مورد آزار جنسى قرار گرفتند. از همه بیشتر آزار جنسى از طرف یك همكار صورت مى گیرد از طرف رئیسها كمتر پیش مى آید ولى بیشتر اثر دارد. اكثر تجربه هاى آزار جنسى تنها یكبار نیستند. (بر خلاف امید زنان) بلكه تكرار مى شوند. بخاطر آزار جنسى فشارى خیلى شدید بر زنان وارد مى آید. آثارى كه ذكر مى شوند از قبیل آسیب دیدن كارائى و احساس عصبانیت سرگردانى و تحقیر. همچنین ترس از آثار منفى شغلى در صورت عكس العمل متقابل زن نیز خود فشار شدیدى است كه بر زنان مورد بحث وارد مى شود. زنانى كه با آزار جنسى در محل كار مبارزه مى كنند باید احتمال زیاد بدهند كه اخراج مى شوند هر چند آن طرف پست و مقام بالاترى نداشته باشد و فقط یك همكار باشد. زیرا معمولا بقیه همكاران از زن متاذى حمایت نمى كنند. بدین دلیل زنان خیلى وقت تلاش مى كنند كه در یك بخش دیگر كار كنند یا كلا محل كار را ترك كنند كه در آنجا وضعیت براى آنان غیر قابل تحمل گردید.6-3 فشارهاى روى زن آمارگیرى هاى متفاوت نشان مى دهند كه زنها معمولا بیشتر از وضعیت روحیشان ناراضى هستند از وضعیت جسمیشان. فشارهائى كه از همه بیشتر به زنان آزار مى دهند از این قبیل هستند: مشكلات سلامتى مشكلات مالى تنهائى زیاد ستائى بخاطر فشار دو برابر هم از طرف خانواده و هم از طرف شغل بى خوابى و غیره. آمار اول نشان مى دهد كه چند درصد از مردان و زنان در شغلهاى مختلف احساس مى كنند كه توقعات از آنها در امور شغلى زیادى است. از همه بیشتر زنان كارگر این احساس را دارند یعنى 2/22 درصد از آنهائى كه سوال شدند و بعد از آن زنانى كه داراى شغل آزاد مى باشند (7/16 درصد) ولى در مقابل آن فقط 1/7% از مردانى كه داراى شغل آزاد مى باشند این احساس را دارند و 7/6% از مردان كارگر.به هر حال این احساس بین زنان همیشه بیشتر است از بین مردان. آمار دوم نشان مى دهد. كه براى چند درصد از مردان و زنان خانه به عنوان محل راحتى و استراحت محسوب مى شود. درصد زنان كارمند كه در خانه احساس راحتى مى كنند از قشرهاى دیگر كمتر است ولى درصد مردان كارگر و كارمند كه خانه را به عنوان محل استراحت حساب مى كنند از زنان حداقل 10 درصد بیشتر است. ولى درصد زنان و مردان كه داراى شغل آزاد مى باشند تقریبا مساوى است. 7- اعتیاد به سیگار این آمار نشان مى دهد كه درصد مردهاو زن هاى سیگارى از سال 1972 به صورت مرتب افزایش یافت است و تعداد زنهاى سیگارى از آن سال دو برابر شده است. ولى بین مردها تعداد سیگاریهاى روزانه در این فاصله زمانى حتى كمتر شده است. در سال 1979 نسبت مردان به زنان سیگارى 8/1:1 بود و در سال 1993 4/1:1 و در سال 1991 6/1:1 بود.ولى فرق اساسى بین زنان و مردان این است كه زنان روزانه كمتر سیگار مصرف مى كنند از مردان. در سال 1993 مثلا 21 درصد از زنان سیگارى كمتر از روزى 10 سیگار مصرف مى كردند و در مقابل آن 9% از مردها قرار گرفتند. ولى 17 درصد از زنان روزى 25 نخ سیگار مى كشیدند و در مقابل آن 37 درصد از مردان. درصد سیگارى هاى زدن بى 20 تا 40 سال از همه بیشتر است. درصد سیگارى هاى زنان زیر 20 سال مساوى مردها مى باشد. و هر چه سن زنان بالاتر رود كمتر نسبت به مردان سیگار مى كشند. 8- مصرف مواد مخدراز اتریشى هائى كه بین سن 15 تا 40 سالگى هستند. 1/12 درصد زن و 1/17 درصد مرد تجربه حشیش دارند و از آنهائى كه بى سن 15 سالگى تا 18 سالگى هستند درصد زنان بیشتر هست. و در سنین بالاتر در برابر سه مرد یك زن تجربه حشیش دارد. این آمار زنها و مردهائى كه به دلیل جرائم مربوط به مواد مخدر شناسائى شده اند مقایسه مى كند.



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر