تبلیغات
رایحه نجابت - سلامت خانواده و جامعه در گرو حجاب است


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    سلامت خانواده و جامعه در گرو حجاب است
    خواهر Heike «هایكی» از شهر Oldenbury«اولدنبورگ» آلمان فارغ‏التحصیل رشته اقتصاد و علوم اجتماعی از دانشگاه Oldenbury می‏باشد. در جلسه هفتگی خواهران اروپایی مسلمان در شهر برمن كه اعضای جمعیت راه اسلامی می‏باشند، با او آشنا می‏شوم و از او خواهش می‏كنم تا چگونگی مسلمان شدن خویش را برایم بازگو می‏كند و او این طور شروع می‏كند:در طول دوران دانشگاه و دوران تحصیل یك سری پروژه‏های درسی و تحقیقی در خصوص مسایل زنان و اسلام با كشور تركیه داشتیم. البته در واقع این پروژه‏ها رشته كاری من نبودند. اما از آنجایی كه یك تعداد از این پروژه‏ها به صورت گروهی انجام می‏شد، باعث ارتباط با این موضوعات شد و این اولین تجربه و آگاهی من از اسلام و مسلمین بود. البته من با این مطلب صرفا از جنبه كاری برخورد كرده و احساسم نیز نسبت به اسلام دقیقا به یك پروژه كاری ختم می‏شد. در این زمان تصویری كه از اسلام داشتم، همان تصویری بود كه اكثر اروپاییها و غربیها از اسلام دارند. تصویری كاملاً منفی از مذهبی كه خصوصا زنان در آن بسیار تحت ستم و حقیر می‏باشند و از حق انسانی برخوردار نمی‏باشند! البته ناگفته نماند كه كلاً از نظر مذهبی من نیز همانند بسیاری از غربیها بودم. یعنی غسل تعمید شده بودم و در كوچكی به كلیسا نیز می‏رفتم، اما رفته رفته كه بزرگتر شدم، احساسم نسبت به كلیسا و مذهب تغییر كرد و وقتی بزرگ شدم دیگر اصلاً به كلیسا نرفتم. البته در باطن اعتقاد به خدا داشتم آن هم به دلیل اینكه می‏ترسیدم اگر وجود او را انكار كنم و بعد ببینم كه او وجود داشته است، چه خواهد شد و به همین خاطر سعی می‏كردم اصلاً به او فكر نكنم. ضمن اینكه بایستی اقرار كنم همیشه احساس می‏كردم گمشده‏ای دارم و همین حس مرا وا می‏داشت كه به مسایل كنجكاوانه نگاه كنم و بعضا نیز نقادانه نسبت به مسایل اجتماعی و محیط اطراف خود برخورد كنم. به طور مثال پدر من یك انسانی است كه شدیدا بر ضد خارجیها است و همیشه با لحنی توهین‏آمیز و با بی‏احترامی از آنان حرف می‏زند. من همیشه از این حالت او متنفر بودم و اعتراض خود را نیز نسبت به این حالت او ابراز می‏كردم. ادب و مهربانی انسانها همیشه مرا تحت تأثیر قرار می‏داد و انسانهای مهربان و باادب را بسیار دوست می‏داشتم. بعدها كه متوجه شدم مهربانی یكی از صفات خداست مهربانی انسانها را نیز با این صفت خداوند ارتباط دادم، كه انسانهای مهربان در واقع صفتی از خداوند را در خود دارند.به هر صورت این حس جستجوگری به دنبال گمشده‏ای نامعلوم، مرا بر آن داشت تا مطالعات وسیعی را شروع كنم، هرچند كه نمی‏دانستم به دنبال چه چیز بایستی بگردم، لذا هر مطلبی كه با تفكر و عقل انسان مرتبط می‏خواندم از كتابهایی همانند «هنر دوست داشتن» اثر «اریك فرم» یا كتابهای «روش تمركز حواس Meditation» تا كتب مذاهب مختلف. از سوی دیگر علاقه من به طبیعت باعث می‏شد كه به مسایل خیلی عمیق‏تر فكر كرده و كلاً راجع به همه چیز تفكر كنم. حتی در دوران كودكی و نوجوانی نیز هرگاه مسأله‏ای مرا ناراحت می‏كرد، به جنگل و پارك پناه می‏بردم و بالای یك درخت به مسایل فكر می‏كردم و این كار آرامش عجیبی به من می‏داد. درست در همین دوران كه شدیدا به دنبال گمشده‏ام می‏گشتم و انواع و اقسام كتابها را مطالعه می‏كردم، مجبور شدم به خاطر تأمین هزینه‏های دانشگاه و زندگی‏ام مشغول به كاری نیم وقت شوم. و بدین صورت در رستوران «مك دونالد» كه بیشتر از دانشجویان استفاده می‏كند، مشغول به كار شدم. در اینجا بود كه اولین بار با همسرم آشنا شدم. او نیز دانشجو بود و در همانجا مشغول به كار بود. پس از مدتی به علت اینكه در درس انگلیسی ضعیف بود قرار شد كه برایش كلاس تقویتی بگذارم. یكی از روزها به طور اتفاقی او را سر سجاده نماز و در حال نماز خواندن دیدم. حالت او و این نماز كه برای اولین بار در زندگی می‏دیدم شدیدا مرا تحت تأثیر قرار داد و بدین ترتیب احساس كردم از او می‏توانم شبهات و سؤالهایی كه در ذهن دارم ببرم. حس عجیبی داشتم، گویی به پیدا كردن گمشده‏ام نزدیك می‏شدم. من و همسرم در مورد مسایل مختلف زیادی با هم صحبت می‏كردیم. از مسایل اجتماعی سیاسی تا مسایل مذهبی. و من خوشحال بودم از اینكه بالاخره می‏توانستم با شخصی راجع به این مسایل صحبت كنم. طبیعتا دیدن حالت همكارم در آن زمان مرا به سوی مباحث اسلامی نیز كشاند. تا آنجا كه ساعتها بحث و گفتگو می‏كردم و من برای شما باید در نظر داشته باشیدكه یك تازه مسلمانبه دنبال صحیح انجام دادنكارهایش استو بعد در این كثرت اختلافاتانسان كاملاً گیج می‏شودكه چه كسی درست می‏گویدو صحیح‏ترین عمل كدام است.صحبتی كه با او می‏كردم اول سند حرف را از او درخواست می‏كردم. من همیشه عادت داشتم كه در مورد هر مسأله‏ای كه می‏شنوم اول تحقیق كنم. سندش را بیابم و بعد آن را بپذیرم و بدین ترتیب مدتها به این نحو سپری شد كه من سؤال می‏كردم و او كه حالا همسرم است با دلیل و منطق و ارائه سند در صدد پاسخگویی برمی‏آمد. لازم به ذكر است كه نقش زن در اسلام یكی از داغترین بحثهای ما بود.من هرچه می‏گذشت احساس می‏كردم به گمشده‏ام نزدیك‏تر شدم، تا یك روز كه احساس كردم كاملاً اشباع شده‏ام و در میان تمام مطالعاتم راجع به مذاهب و گروههای مختلف عرفانی و مذهبی از هند تا آفریقای جنوبی، اسلام تنها مكتب و مذهبی بود كه با كلیه مسایل با دید بسیار منطقی برخورد كرده بود و شاید بتوان گفت برخورد علمی اسلام نسبت به یك سری از مسایل برای شخصی مثل من كه همه چیز را از بعد علوم اجتماعی نگاه می‏كرد، عاملی قوی برای مسلمان شدن بود. و بدین شكل من اسلام آوردم و وقتی خبر مسلمان شدن خود را به او دادم او بلافاصله از من خواستگاری كرد. من خیلی سریع شروع به انجام فرایض دینی از قبیل نماز و روزه كردم و از آنجایی كه هنوز در «مك دونالد» كار می‏كردم، زندگی‏ام كاملاً دستخوش تغییرات شد. وقتی شروع به نماز می‏كردم، اتاق استراحت ما فضای خدایی به خود می‏گرفت، و من كاملاً احساس رضایت و خوشحالی می‏كردم، علی‏رغم اینكه رفته رفته دوستانم را از دست می‏دادم، اگرچه هنوز نیز حجاب نداشتم، اما عدم برخوردهای سطحی و مادی با مسایل و تغییر حالت انسانهای متحول شده، خود ظاهرا فاصله‏ای را به وجود می‏آورد. من تلاش می‏كردم كه در خصوص اسلام با تمام فامیل، آشنایان و دوستانم كاملاً منطقی صحبت كنم، اما آنها نمی‏توانستند مسایل را درك كنند. شاید یكی از دلایلی كه من راحت‏تر مسایل را درك كرده و مسلمان شدم، ارتباط به رشته تحصیلی‏ام كه اقتصاد در جهان سوم بود، نیز داشته باشد. من بدین وسیله قبل از مسلمان شدنم با خیلی از مسایل و مشكلات جامعه سرمایه‏داری آشنا شده بودم و می‏دانستم نتیجه زندگی سرمایه‏داری خلاصه شدن همه چیز در پول بود. به طور كلی ارزش انسانها در پول خلاصه می‏شد و من همیشه با این تفكر مبارزه می‏كردم. پیش از این بر این باور بودم كه انسانهای تحصیلكرده، انسانهایی با خلق نیكو و پای‏بند به ارزشها هستند، اما متأسفانه به واسطه كارهای متعدد و مسافرتهای زیاد به هنگام تحصیل دریافتم كه تصوری كاملاً غلط داشته‏ام. و چه بسیار انسانهایی كه تحصیلكرده هستند، اما بویی از ارزشهای اخلاقی نبرده‏اند. و تمسك به ارزشهای اخلاقی برای من حتی پیش از مسلمان شدنم نیز بسیار اهمیت داشت و همان طوری كه گفتم مسایلی مانند مصرف‏گرایی، سرمایه‏داری، نژادپرستی و غیره شدیدا مرا ناراحت می‏كرد و من همیشه راجع به این مسایل با اطرافیانم بحث و جدل داشتم.ـ به نظر شما اشخاص تازه مسلمان با چه مشكلاتی می‏بایستی دست و پنجه نرم كنند؟ـ وقتی یك اروپایی به اسلام روی می‏آورد در واقع به اسلام پناه می‏آورد و تصویری كاملاً مثبت دارد. متأسفانه مسلمانانی كه از كشورهای دیگر می‏آیند، بیشترین آنها یا پناهنده سیاسی یا مهاجرند كه غالبا نیز اطلاعات خاصی راجع به اسلام ندارند. تعدد گروههای مختلف مذهبی و عدم اتحاد بین گروههای مسلمان در خصوص مسایل مذهبی نیز از جمله مسایلی است كه مشكلات عدیده‏ای را برای تازه مسلمانان به همراه دارد. به طور مثال عقاید مختلف راجع به نوع گرفتن وضو و یا نگرشهایی كه راجع به مسایل وجود دارد، شدیدا باعث سردرگمی و سرگردانی تازه مسلمانها می‏شود. شما باید در نظر داشته باشید كه یك تازه مسلمان به دنبال صحیح انجام دادن كارهایش است و بعد در این كثرت اختلافات، انسان كاملاً گیج می‏شود كه چه كسی درست می‏گوید و صحیح‏ترین عمل كدام است. از سوی دیگر وجود كتب مختلف در مورد اسلام كه از دیدهای مختلف مطرح شده است و یا كتبی كه از سوی تازه مسلمانها نوشته می‏شود و بعضا مسایل غلط از دین را انتقال می‏دهند نیز از جمله این مشكلات است. و از تمامی این مسایل می‏شود این نتیجه را گرفت كه عدم رهبری واحد و وجود گروههای مختلف و قرائتهای متعدد جو ناخوشایندی را به وجود آورده است و ای كاش ما از دشمنان خویش می‏آموختیم كه در یك سری از مسایل با یكدیگر متحد شویم و چقدر زیبا بود كه رهبری واحد برمی‏گزیدیم كه به نفع خودمان بود.ـ به نظر شما این رهبری واحد می‏باید چه خصوصیاتی دارا باشد و كلاً چه كسی می‏تواند نقش رهبری واحد را به عهده داشته باشد؟ـ به نظر من ما بایستی از دشمنان خود بیاموزیم. ببینید آنها ممكن است در خیلی از مسایل با یكدیگر اختلاف داشته باشند، اما در یك سری از مسایل كه به نفع آنها است اتفاق نظر دارند. تازه بایستی در نظر داشت كه الگوهای آنها چه كسانی هستند. به طور مثال شما بیایید تمامی رهبران سیاسی غرب و اروپا را در نظر بگیرید، كدام یك دارای خصوصیات اخلاقی انسانی هستند؟ كلینتون یا كهل، انسانهایی كه خود دچار هزاران مشكل اخلاقی، خانوادگی و غیره هستند و هر روز سر و صدای یك كار خلافشان بلند می‏شود. انسانهایی می‏توانند الگویی واحد برای دیگران باشند كه در درجه اول از بعد اخلاقی سالم باشند و بعد هم دانش همه چیز را داشته باشند و خود با وجود تمامی امكانات، زندگی ساده‏ای داشته و آنچه را كه می‏گویند در درجه اول خود پیاده كنند، به طور مثال بیایید زندگی امام خمینی و یا آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای را با این افراد مقایسه كنیم، خود به این نتیجه می‏رسیم كه تنها افرادی مثل امام خمینی و آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای می‏توانند این نقش را دارا باشند. این خیلی مهم است كه یك الگو به لحاظ ارزشهای اخلاقی و معنوی كامل باشد.ـ شما گفتید اوایل بدون حجاب بوده‏اید، چه شد كه قانون حجاب را نیز در اسلام پذیرفتید؟ـ همان طور كه گفتم من مطالعات زیادی داشتم. در این خصوص با مطالعات دوره‏ای به این نتیجه رسیدم كه سلامت خانواده و جامعه در گرو پیدا شدن قانون یا اصل حجاب است. ترویج مصرف‏گرایی و مسایل جنسی و سكسی و عرضه زیباییهای زن در این راستا منجر به انحراف انسان از مسیر اصلی زندگی‏اش می‏شود. در جوامع به اصطلاح آزاد كه تبلیغات مداوم، زنان را به سوی جلوه‏گری و عرضه و نمایش خویش می‏كشد و زیباییهای زن مرتب از طریق رسانه‏ها به جامعه عرضه می‏شود، در مردان كه از احساس جنسی قوی‏تر برخوردار هستند یك نوع احساس عدم رضایت نسبت به همسر خودشان به وجود می‏آورد و همسرشان نمی‏تواند آنان را ارضا كند. عرضه انواع مختلف جلوه‏های زنان، آنان را از همسران خویش سیر كرده و در نتیجه به دنبال شخص دیگری می‏روند. حجاب محدودیتی در زمینه سلامت روانی جامعه و خانواده بوجود می‏آورد. البته حجاب، هم بایستی در لباس باشد و هم در رفتار. تغییر صفات بد گذشته و یادگیری صفات اسلامی و ارزشهای اخلاقی و انسان‏دوستی، كمك به دیگران و هزاران نكته اخلاقی دیگر از این قبیل هستند.ـ ضمن تشكر در خاتمه اگر پیامی برای خوانندگان ما دارید بفرمایید.ـ به نظر من اسلام و خصوصا تشیّع مظلوم واقع شده است. ما مسلمان هستیم اما به اسلام عمل نمی‏كنیم، ما شاید بیش از دیگرانی كه نام مسلمان ندارند در قبال این مذهب بایستی پاسخگو باشیم. این نعمت مسلمان بودن و اسلام را بایستی شاكر بوده و نسبت به آن با عملكردهایی كه مخالف روح اسلام است، جفا نكنیم. ایرانیان خصوصا قدر رهبرانی چون امام خمینی و آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای را بدانند و با پای‏بندی هرچه بیشتر به انقلاب اسلامی و رهبران این انقلاب شاكر این نعمت باشند. امید ما این نظام است. از خداوند پیروزی همیشگی را برای همه مسلمانان خواستارم و با تشكر از شما.

    یكی از روزها به طور اتفاقیاو را سر سجاده نمازو در حال نماز خواندن دیدم.حالت او و این نماز كهبرای اولین باردر زندگی می‏دیدمشدیدا مرا تحت تأثیرقرار داد.شاید بتوان گفتبرخورد علمی اسلامنسبت به یك سری از مسایلبرای شخصی مثل منكه همه چیز رااز بعد علوم اجتماعینگاه می‏كردعاملی قویبرای مسلمان شدن بود.با مطالعات دوره‏ایبه این نتیجه رسیدمكه سلامت خانواده و جامعهدر گرو پیدا شدن قانونیا اصل حجاب است.



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر