تبلیغات
رایحه نجابت - حقوق زن در اسلام و غرب به روایت استاد مطهری


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها
     

    حقوق زن در اسلام و غرب به روایت استاد مطهری
    حقوق زن در اسلام و غرب به روایت استاد مطهری منبع: برگرفته از كتاب ?نظام حقوق زن در اسلام اسلام در روابط و حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد كه با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته مغایرت دارد و با آنچه در جهان امروز می گذرد نیزمطابقت ندارد.ازنظر اسلام این مسئله هرگز مطرح نیست كه آیا زن و مرد دو انسان متساوی در انسانیت هستند یا نه؟ و آیا حقوق خانوادگی آنها باید ارزش مساوی با یكدیگر داشته باشند یا نه؟ از نظر اسلام زن و مرد هردوانسانند و از حقوق انسانی متساوی بهره مندند.آنچه ازنظر اسلام مطرح است با اینكه زن و مرد به دلیل اینكه یكی زن است و دیگری مرد درجهات زیادی مشابه یكدیگر نیستند جهان برای آنها یكجور نیست خلقت و طبیعت آنها را یكنواخت نخواسته است و همین جهت ایجاب می كند كه ازلحاظ بسیاری از حقوق و تكالیف و مجازاتها وضع مشابهی نداشته باشند. در دنیای غرب اكنون سعی می شود میان زن و مرد ازلحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی به وجود آورند و تفاوتهای غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی كه میان نظر اسلام و سیستمهای غربی وجود دارد در اینجاست. علیهذا آنچه اكنون در كشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یك طرف و طرفداران پیروی از سیستمهای غربی از طرف دیگر مطرح است مسئله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها. كلمه ?تساوی حقوق? یك مارك تقلبی است كه مقلدان غرب برروی این ره آورد غربی چسبانیده اند.ابن بنده همیشه در نوشته ها و كنفرانسها و سخنرانیهای خود از اینكه این مارك تقلبی را استعمال كنم و این فرضیه را- كه جز ادعای تشابه و تماثل حقوق زن و مرد نیست- به نام تساوی حقوق یادكنم اجتناب داشته ام.من نمی گویم در هیچ جای دنیا ادعای تساوی حقوق زن و مرد معنی نداشته و ندارد و همه قوانین گذشته و حاضر جهان حقوق زن و مرد را برمبنای ارزش مساوی وضع كرده اند و فقط مشابهت را از میان برده اند.خیر چنین ادعایی ندارم. اروپای قبل از قرن بیستم بهترین شاهد است. در اروپای قبل از قرن بیستم زن قانونا و عملا فاقد حقوق انسانی بود؛ نه حقوقی مساوی با مرد داشت و نه مشابه با او. در نهضت عجولانه ای كه در كمتر از یك قرن اخیر به نام زن و برای زن در اروپا صورت گرفت زن كم و بیش حقوقی مشابه با مردپیدا كرداما باتوجه به وضع طبیعی و احتیاجات جسمی و روحی زن هرگز حقوق مساوی با مرد پیدا نكرد زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی حقوق مرد و سعادتی مساوی سعادت مرد پیدا كند راه منحصرش این است كه مشابهت حقوقی را از میان بردارد برای مرد حقوقی متناسب با مرد و برای خودش حقوقی متناسب با خودش قائل شود. تنها از این راه است كه وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن برقرار می شود و زن از سعادتی مساوی با مرد بلكه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد و مردان از روی خلوص و بدون شائبه اغفال و فریبكاری برای زنان حقوق مساوی و احیانا بیشتر از خود قائل خواهند شد.و همچنین من هرگز ادعا نمی كنم حقوقی كه عملا در اجتماع ما نصیب زن می شد ارزش مساوی با حقوق مردان داشته است. بارها گفته ام كه لازم و ضروری است به وضع زن امروز رسیدگی كامل بشود و حقوق فراوانی كه اسلام به زن اعطا كرده و در طول تاریخ عملا متروك شده به اوبازپس داده شود نه اینكه با تقلید و تبعیت كوركورانه از روش مردم غرب- كه هزاران بدبختی برای خود آنها به وجود آورده- نام قشنگی روی یك فرضیه غلط بگذاریم و بدبختیهای نوع غربی را بر بدبختیهای نوع شرقی زن بیفزاییم. ادعای ما این است كه عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی كه طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قرار داده است هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق می كند و هم سعادت خانوادگی را بهتر تأمین می نماید و هم اجتماع را بهتر به جلو می برد.ما مدعی هستیم كه لازمه عدالت و حقوق فطری و انسانی زن و مرد عدم تشابه آنها در پاره ای از حقوق است. پس این بحث صددرصد جنبه فلسفی دارد به فلسفه حقوق مربوط است به اصلی مربوط است به نام اصل ?عدل? كه یكی از اركان كلام و فقه اسلامی است. اصل عدل همان اصلی است كه قانون تطابق عقل و شرع را در اسلام به وجود آورده است؛ یعنی از نظر فقه اسلامی- ولااقل فقه شیعه- اگر ثابت شود كه عدل ایجاب می كند فلان قانون باید چنین باشد نه چنان و اگر چنان باشد ظلم است و خلاف عدالت است ناچار باید بگوییم حكم شرع هم همین است. زیرا شرع اسلام طبق اصلی كه خود تعلیم داده هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی خارج نمی شود.علمای اسلام با تبیین و توضیح اصل ?عدل? پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند گو اینكه در اثر پیشامدهای ناگوار تاریخی نتوانستند راهی را كه باز كرده بودند ادامه دهند. توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت به عنوان اموری ذاتی و تكوینی و خارج از قوانین قراردادی اولین بار به وسیله مسلمین عنوان شد؛ پایه حقوق طبیعی و عقلی را آنها بنا نهادند.اما مقدر چنین بود كه آنها كار خود را ادامه ندهند و پس از تقریبا هشت قرن دانشمندان و فیلسوفان اروپایی آن را دنبال كنند و این افتخار را به خود اختصاص دهند؛ از یك سو فلسفه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به وجود آورند و از سوی دیگر افراد و اجتماعات و ملت ها را به ارزش حیات و زندگی و حقوق انسانی آنها آشنا سازند نهضت ها و حركت ها و انقلاب ها به وجود آورند و چهره جهان را عوض كنند.به نظر من گذشته از علل تاریخی یك علت روانی و منطقه ای نیز دخالت داشت در اینكه مشرق اسلامی مسئله حقوق عقلی را كه خود پایه نهاده بود دنبال نكند. یكی از تفاوت های روحیه شرقی و غربی در این است كه شرق تمایل به اخلاق دارد و غرب به حقوق شرق شیفته اخلاق است و غرب شیفته حقوق؛ شرقی به حكم طبیعت شرقی خودش انسانیت خود را در این می شناسد كه عاطفه بورزد گذشت كند همنوعان خود را دوست بدارد جوانمردی به خرج دهد اما غربی انسانیت را در این می بیند كه حقوق خود را بشناسد و از آن دفاع كند و نگذارد دیگری به حریم حقوق او پا بگذارد.بشریت هم به اخلاق نیاز دارد و هم به حقوق. انسانیت هم به حقوق وابسته است و هم به اخلاق؛ هیچ كدام از حقوق و اخلاق به تنهایی معیار انسانیت نیست.دین مقدس اسلام این امتیاز بزرگ را دارا بوده و هست كه حقوق و اخلاق را توأما مورد عنایت قرار داده است. در اسلام همچنانكه گذشت و صمیمیت و نیكی به عنوان اموری اخلاقی ?مقدس? شمرده می شوند آشنایی با حقوق و دفاع از حقوق نیز ?مقدس? و انسانی محسوب می شود و این داستان مفصلی دارد كه اكنون وقت توضیح آن نیست.اما روحیه خاص شرقی كار خود را كرد. با آنكه در آغاز كار حقوق و اخلاق را با هم از اسلام گرفت تدریجا حقوق را رها و توجهش را به اخلاق محصور كرد.غرض این است: مسئله ای كه اكنون با آن روبرو هستیم یك مسئله حقوقی است یك مسئله فلسفی و عقلی است یك مسئله استدلالی و برهانی است مربوط است به حقیقت عدالت و طبیعت حقوق. عدالت و حقوق قبل از آن كه قانونی در دنیا وضع شود وجود داشته است. با وضع قانون نمی توان ماهیت عدالت و حقوق انسانی بشر را عوض كرد.منتسكیو می گوید:پیش از آن كه انسان قوانینی وضع كند روابط عادلانه ای براساس قوانین بین موجودات امكان پذیر بوده وجود این روابط موجب وضع قوانین شده است. حال اگر بگوییم جز قوانین واقعی و اولیه كه امر و نهی می كنند هیچ امر عادلانه یا ظالمانه دیگر وجود ندارد مثل این است كه بگوییم قبل از ترسیم دایره تمام شعاع های آن دایره مساوی نیستند.هربرت اسپنسر می گوید:عدالت غیر از احساسات با چیز دیگر آمیخته است كه عبارت از حقوق طبیعی افراد بشر است و برای آنكه عدالت وجود خارجی داشته باشد باید حقوق و امتیازات طبیعی را رعایت و احترام كنند.حكمای اروپایی كه این عقیده را داشتند و دارند فراوانند. حقوق بشر- كه اعلان ها و اعلامیه ها برای آن تنظیم شد وموادی به عنوان حقوق بشر تعیین شد- از همین فرضیه حقوق طبیعی سرچشمه گرفت؛ یعنی فرضیه حقوق طبیعی و فطری بود كه به صورت اعلامیه های حقوق بشر ظاهر شد.و باز چنانكه می دانیم آنچه منتسكیو سپنسر و غیرآنها درباره عدالت گفته اند عین آن چیزی است كه متكلمین اسلام درباره حسن و قبح عقلی و اصل عدل گفته اند. در میان علمای اسلامی افرادی بودند كه منكر حقوق ذاتی بوده وعدالت را قراردادی می دانسته اند همچنانكه در میان اروپاییان نیز این عقیده وجود داشته است. هوبز انگلیسی منكر عدالت به صورت یك امر واقعی است.اعلامیه حقوق بشر فلسفه است نه قانونمضحك این است كه می گویند متن اعلامیه حقوق بشر را مجلسین تصویب كرده اند وچون تساوی حقوق زن و مرد جزء مواد اعلامیه حقوق بشر است پس به حكم قانون مصوب مجلسین زن و مرد باید دارای حقوقی مساوی یكدیگر باشند.مگر متن اعلامیه حقوق بشر چیزی است كه در صلاحیت مجلسین باشد كه آن را تصویب یا رد كنند؟محتویات اعلامیه حقوق بشر از نوع امور قراردادی نیست كه قوای مقننه كشورها بتوانند آن راتصویب بكنند یانكنند.اعلامیه حقوق بشر حقوق ذاتی و غیرقابل سلب و غیرقابل اسقاط انسانها رامورد بحث قرار داده است؛ حقوقی را مطرح كرده است كه به ادعای این اعلامیه لازمه حیثیت انسانی انسانهاست و دست توانای خلقت و آفرینش آنها را برای انسانها قرار داده است یعنی مبدأ و قدرتی كه به انسانها عقل و اراده وشرافت انسانی داده است این حقوق را هم طبق ادعای اعلامیه حقوق بشر به انسانها داده است.انسانها نه می توانند محتویات اعلامیه حقوق بشر را برای خود وضع كنند و نه می توانند از خود سلب و اسقاط نمایند. از تصویب مجلسین وقوای مقننه گذشته یعنی چه؟!اعلامیه حقوق بشر فلسفه است نه قانون؛ باید به تصدیق فیلسوفان برسد نه به تصویب نمایندگان. مجلسین نمی توانند بااخذ رأی وقیام و قعود فلسفه و منطق برای مردم وضع كنند. اگر این چنین است پس فلسفه نسبیت اینشتاین را هم ببرند به مجلس و از تصویب نمایندگان بگذرانند فرضیه وجود حیات در كرات آسمانی را نیز به تصویب برسانند. قانون طبیعت راكه نمی شود از طریق تصویب قوانین قراردادی تأیید یا رد كرد.مثل این است كه بگوییم مجلسین تصویب كرده اند كه اگر گلابی را با سیب پیوند بزنند پیوندش می گیرد و اگر با توت پیوند بزنند نمی گیرد.وقتی كه چنین اعلامیه ای ازطرف گروهی كه خود از متفكرین وفلاسفه بوده اند صادر می شود ملتها باید آن را در اختیار فلاسفه و مجتهدین حقوق خویش قرار دهند. اگر از نظر فلاسفه ومتفكرین آن ملت مورد تأیید قرار گرفت همه افراد ملت موظفند آنها را به عنوان حقایقی فوق قانون رعایت كنند. قوه مقننه نیز موظف است قانونی برخلاف آنها تصویب نكند.ملتهای دیگر تا وقتی كه از نظر خودشان ثابت و محقق نشده كه چنین حقوقی در طبیعت به همین كیفیت وجود دارد ملزم نیستند آنها را رعایت كنند و از طرف دیگر این مسائل جزء مسائل تجربی و آزمایشی نیست كه احتیاج به وسایل ولابراتوار و غیره دارد واین وسایل برای اروپاییان فراهم است وبرای دیگران نیست؛ شكافتن اتم نیست كه رموز و وسایلش در اختیار افراد محدودی باشد فلسفه و منطق است ابزارش مغز و عقل و قوه استدلال است.اگر فرضا ملتهای دیگر مجبور باشند در فلسفه و منطق مقلد دیگران باشند و در خود شایستگی تفكر فلسفی احساس نكنند ما ایرانیان نباید اینچنین فكر كنیم. ما در گذشته شایستگی خود را به حد اعلی در بررسیهای منطقی و فلسفی نشان داده ایم. ما چرا در مسائل فلسفی مقلد دیگران باشیم؟عجبا! دانشمندان اسلامی آنجا كه پای اصل عدالت وحقوق ذاتی بشر به میان می آید آنقدر برایش اهمیت قائل می شوند كه بدون چون و چرا به موجب قاعده تطابق عقل و شرع می گویند حكم شرع هم همین استیعنی احتیاجی به تأیید شرعی نمی بینند اما امروز كار ما به آنجا كشیده كه می خواهیم با تصویب نمایندگان صحت این مسائل را تأیید نماییم.فلسفه را با كوپن نمی توان اثبات كردازاین مضحكتر این است كه آنجا كه می خواهیم حقوق انسانی زن را بررسی كنیم به آراء پسران و دختران جوان مراجعه كنیمكوپن چاپ كنیم و بخواهیم با پركردن كوپن كشف كنیم كه حقوق انسانی چیست و آیا حقوق انسانی زن و مرد یك جور است و یا دوجور؟به هر حال ما مسأله حقوق انسانی زن را به شكل علمی و فلسفی و براساس حقوقی ذاتی بشری بررسی می كنیم. می خواهیم ببینیم همان اصولی كه اقتضا می كند انسانها به طور كلی دارای یك سلسله حقوق طبیعی وخدادادی باشند آیا ایجاب می كند كه زن ومرد از لحاظ حقوق دارای وضع مشابهی بوده باشند یا نه؟ لذا از دانشمندان ومتفكران وحقوقدانان واقعی كشور كه یگانه مرجع صلاحیتدار اظهار نظر دراین گونه مسائل می باشند درخواست می كنیم به دلایل ما با دیده تحقیق و انتقاد بنگرند. موجب كمال امتنان اینجانب خواهد بود اگر مستدلا نظر خود را در تأیید یا رد این گفته ها ابرازنمایند.برای بررسی این مطلب لازم است اولا بحثی درباره اساس و ریشه حقوق انسانی انجام دهیم و سپس خصوص حقوق زن و مرد را مورد مطالعه قراردهیم.بد نیست قبلا اشاره مختصری به نهضتهای حقوقی قرون جدید كه به نظریه تساوی حقوق زن و مرد منتهی شد بنماییم.نگاهی به تاریخ حقوق زن دراروپادراروپا از قرن 17 به بعد به نام حقوق بشر زمزمه هایی آغاز شد. نویسندگان و متفكران قرن 17 و 18 افكار خود را درباره حقوق طبیعی و فطری و غیرقابل سلب بشر با پشتكار عجیبی درمیان مردم پخش كردند. ژان ژاك روسو و ولتر و منتسكیو از این دسته ازمتفكران و نویسندگان اند. اولین نتیجه عملی كه ازنشر افكار طرفداران حقوق طبیعی بشرحاصل شد این بود كه درانگلستان یك كشمكش طولانی میان هیئت حاكمه و ملت به وجود آمد. ملت موفق شد درسال 1688 میلادی پاره ای ازحقوق اجتماعی و سیاسی خود را طبق یك اعلام نامه حقوق پیشنهاد كند و مسترد دارد. 1نتیجه عملی بارز دیگر شیوع این افكار درجنگهای استقلال آمریكا علیه انگلستان ظاهر شد. سیزده مستعمره انگلستان درآمریكای شمالی در اثر فشار و تحمیلات زیادی كه برآنها وارد می شد سر به طغیان و عصیان بلند كردند و بالاخره استقلال خویش را به دست آوردند.درسال 1776 میلادی كنگره ای درفیلادلفیا تشكیل شد كه استقلال عمومی را اعلان و اعلامیه ای دراین زمینه منتشر كرد و درمقدمه آن چنین نوشت:جمیع افراد بشر درخلقت یكسانند و خالق به هر فردی حقوق ثابت و لایتغیری تفویض فرموده است مثل حق حیات و حق آزادی وعلت غایی تشكیل حكومتها حفظ حقوق مزبور است وقوه حكومت و نفوذ كلمه او منوط به رضایت ملت خواهد بود ...2اما آن كه به نام ?اعلامیه حقوق بشر? درجهان معروف شد آن چیزی است كه پس از انقلاب كبیر فرانسه به نام اعلان حقوق منتشر شد. این اعلامیه عبارت است ازیك سلسله اصول كلی كه درآغاز قانون اساسی فرانسه قید شده و جزءلاینفك قانون اساسی فرانسه محسوب می شود. این اعلامیه مشتمل است بریك مقدمه و هفده ماده.ماده اول آن این است:?افراد بشر آزاد متولد شده ومادام العمر آزاد مانده و درحقوق با یكدیگر مساویند...?درقرن 19 تحولات و افكار تازه ای درزمینه حقوق بشری درمسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رخ داد كه منتهی به ظهور سوسیالیسم و لزوم تخصیص منافع به طبقات زحمتكش و انتقال حكومت از دست سرمایه دار به دست كارگر گردید.تا اوایل قرن بیستم هرچه دراطراف حقوق بشر بحث شده است مربوط است به حقوق ملتها دربرابر دولتها و یا حقوق طبقات رنجبر و زحمتكش دربرابر كارفرمایان و اربابان.درقرن بیستم برای اولین بار مسئله ?حقوق زن? دربرابر حقوق مرد عنوان شد. انگلستان- كه قدیمی ترین كشور دموكراسی به شمار می رود- فقط دراوایل قرن بیستم برای زن و مرد حقوق مساوی قائل شد. دول متحده آمریكا با آنكه درقرن هجده ضمن اعلان استقلال به حقوق عمومی بشر اعتراف كرده بودند درسال 1920 میلادی قانون تساوی زن و مرد را درحقوق سیاسی تصویب كردند و همچنین فرانسه درقرن بیستم تسلیم این امر شد.به هرحال درقرن بیستم گروههای زیادی درهمه جهان طرفدار تحول عمیقی در روابط مرد و زن ازنظر حقوق و وظایف گردیدند. به عقیده اینها تحول و دگرگونی در روابط ملتها با دولتها و روابط زحمتكشان و رنجبران با كارفرمایان و سرمایه داران مادامی كه در روابط حقوقی مرد و زن اصلاحاتی صورت نگیرد وافی به تأمین عدالت اجتماعی نیست.از این رو برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر- كه پس از جنگ جهانی دوم درسال1948 (1327هجری شمسی) ازطرف سازمان ملل متحد منتشرشد- مقدمه آن چنین قید شد:از آنجا كه مردم ملل متحد ایمان خود را به حقوق بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق مرد و زن مجددا در منشور اعلام كرده اند... تحول و بحران ماشینی قرن نوزدهم و بیستم و به فلاكت افتادن كارگران و بخصوص زنان بیش از پیش سبب شد كه به موضوع حقوق زن رسیدگی شود. درتاریخ البرماله جلد6 صفحه 328می نویسد:تا زمانی كه دولتها به احوال كارگران و طرز رفتار كارفرمایان با آن طبقه توجه نداشتند سرمایه داران هرچه می خواستند می كردند... صاحبان كارخانه ها زنان و كودكان خردسال را با مزد بسیاركم به كار می گماشتند و چون ساعات كار ایشان زیاد بود غالبا گرفتار امراض گوناگونی می شدند و درجوانی می مردند.این بود تاریخچه مختصری از نهضت حقوق بشر در اروپا. چنانكه می دانیم همه مواد اعلامیه های حقوق بشر كه برای اروپاییان تازگی دارد درچهارده قرن پیش دراسلام پیش بینی شده و بعضی ازدانشمندان عرب و ایرانی آنها را با مقایسه به این اعلامیه ها دركتابهای خود آورده اند. البته اختلافاتی دربعضی قسمتها میان آنچه در این اعلامیه ها آمده با آنچه اسلام آورده وجوددارد و این خود بحث دلكش و شیرینی است؛ ازآن جمله است مسئله حقوق زن و مرد كه اسلام تساوی را می پذیرد اما تشابه و وحدت و یكنواحتی را در زمینه حقوق زن و مرد نمی پذیرد.پی نوشت1- ترجمه تاریخ آلبرمالهج4/ص.3662-همان ج5/ ص.234



    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر