تبلیغات
رایحه نجابت - ایام بر همه مسلمین جهان تسلیت


درباره وبلاگ

در فرهنگ لغات خود، حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.



آرشیو مطالب


کتابنامه

آثار و برکات عفاف و حجاب، افتخار جمهوری اسلامی به عفاف و حجاب زنان، کشف حجاب رضا خانی چرایی تلاش غرب در مبارزه با عفاف و حجاب...



پیوند های روزانه
  • مطالب جالب در مورد پیامبران
  • منجی مهربان
  • هراطلاعاتی میخوای اینجا هست
  • حرفهای من
  • یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
  • پایگاه اطلاع رسانی سبطین علیهما السلام
  • بارون
  • شهدا شرمنده ایم
  • محب الحسین
  • انتهاےِدوستــ داشتنــ ،آنـ سوے ابدیتــ
  • صفحه شخصی محسن اسمی
  • مشکات اندیشه.
  • راحوما
  • شهیده ثناپردل
  • السلام علیک یااباصالح المهدی
  • جریان شناسی وت مسائل سیاسی
  • مشتعل عشق علی ام
  • فقط خدا
  • دنیا نیاز به نماز
  • چهارده گوهر آسمانی
  • شهدارایادکنیدحتی با ذکرصلوات
  • در مقتل گمنامی
  • عطر ماندگار
  • افلاکیان
  • اسلامیت
  • سلحشوران آریا
  • دانشجویی شاهیندژ
  • دوران نزدیک به ظهور
  • دل نوشته های من
  • راحیل
  • خدایا حلالم کن
  • اینجا به روز بمانید.
  • خلوت عباسیه
  • عشق74
  • یاد محبوب
  • داروخانه معنوی
  • رزمندگان سایبری
  • ٪باشگاه خبرنگاران٪
  • زمردی در دل کویر
  • ×بسیجیان گمنام×
  • یک پله مانده تا او
  • سبدتنهایی
  • دفتر دل
  • نور
  • بسیجی
  • عشق74
  • فانوس جزیره
  • از نـســل گــل یــاس
  • دل نوشته های طلایی
  • أَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّامَاسَعَى
  • *(بفـرمـایـیـد در خـدمـتـیـم مهم)*
  • عشــق حسـین عـلیه السـلام
  • * سربند یا زهرا(س) *
  • ولایت فقیه
  • حجاب
  • بنت الحسین
  • طلـبـه پاسخگـو
  • ** گـل نـرگــس **
  • بــی نـهایت تــــــــا خـــدا
  • پایــگاه مــذهبی چهارده معصوم(ع)


  • پیوند ها

    امام حسن (ع) در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. ایشان اولین نوزاد خانواده علی و فاطمه (علیهما السلام) بود. وقتی آن نوزاد گرامی را به پیامبر (ص) دادند، حضرت او را بوسید و زبان خویش را در دهان او گذارد و امام مجتبی زبان پیامبر را مکید، سپس پیامبر در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت، آنگاه به علی فرمود: «نامش را چه گذاشته‌اید»؟علی (ع) عرض کرد: ای رسول خدا، من در نامگذاری او از شما سبقت نمی گیرم، پیامبر نیز فرمود:«من هم از خدا سبقت نمی‌گیرم».

    پس جبرئیل نازل شد و از جانب خداوند و خودش تبریک گفت و عرض کرد: همانا علی (ع) نسبت به شما همانند هارون است به موسی، نام این نوزاد را همنام پسر هارون یعنی شَبَر که در عربی به معنای «حَسَن» است، بگذار! به این ترتیب پیامبر اکرم (ص) نام ایشان را حَسَن (نیکو) نهاد که در جاهلیت سابقه نداشت.

    لقب های او سبط، سید، زکی، مجتبی است که از همه معروفتر «مجتبی » است. پیامبر اکرم به حسن و برادرش حسین(ع) علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند و به پاس همین سخن علی(ع) به سایر فرزندان خود می فرمود: "شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند".

    امام حسن(ع) ختم کننده فتنه جنگ جمل

    امام حسن (ع)، به شهادت تاریخ، فردی بسیار شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشت. او در راه پیشرفت اسلام از هیچ گونه جانبازی دریغ نورزید و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود. امام مجتبی (ع) در جنگ جمل، در رکاب پدر خود امیرمؤمنان علی (ع) در خط مقدم جبهه می جنگید و از یاران دلاور و شجاع علی (ع) سبقت می گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می کرد.

    در واقعه جنگ جمل، با همه تلاش و کوششی که امیرالمؤمنین(ع) انجام داد تا شاید پیمان شکنان بصره دست از ماجراجویی برداشته و به راه حق بازگردند، توفیقی در این راه حاصل نشد و شیطان بر آنها چیره گشت و آنها را از یاد حق بیرون برد، و بالاخره پس از اینکه جمعی از مردم بی گناه بصره را کشتند، امیرالمؤمنین(ع) به جنگ ایشان آمد و پس از گفتگوها و اتمام حجت، جنگ آغاز شد و به فاصله کمی پیمان شکنان شکست خورده و طلحه و زبیر کشته شدند.

    در میانه جنگ مردمانی که اطراف شتر عایشه را گرفته بودند، به سختی از هودج او دفاع می کردند، و هر دسته که کشته می شد دسته دیگر جای آنها را گرفته و سرسختانه مقاومت می کرد. علی(ع) که متوجه شد تا آن شتر سر پاست، این نادانان و فریب خوردگان از مقاومت خویش دست برنمی دارند و آشوب و فتنه خاموش نمی شود، در صدد بر آمد تا هر چه زودتر آن شتر را از پای درآورد.

    امیرالمؤمنین(ع) در روز جمل پسرش «محمد حنفیه» را طلبید و نیزه خود را به او داده، فرمود: " شتر عایشه را هدف این نیزه قرار ده و آن را از پای درآور." محمد نیزه مخصوص پدر را گرفته و حمله کرد، ولی بنو ضبه(که اطراف شتر عایشه بودند و بسختی از آن حمایت می کردند) مانع پیشرفت او شده و او را از رسیدن به شتر بازداشتند، و محمد بناچار نزد پدر بازگشت. در این وقت حسن بن علی(ع) پیش رفت و نیزه را از او گرفته و به سوی شتر حمله کرد و خود را بدان رسانده و نیزه اش را به او زده، بازگشت در حالی که خون آن شتر بر نیزه بود. محمد که این منظره را دید، رنگش دگرگون شد(و خجالت کشید). امیر المؤمنین(ع)بدو فرمود: "ناراحت مشو که او فرزند پیغمبر است و تو فرزند علی هستی!"

    باری با پایداری و شجاعت فرزند رسول خدا(ص) و سبط اکبر آن حضرت، امام مجتبی(ع) و دیگر شجاعان بالاخره شتر عایشه از پای در آمد، و جنگ جمل به نفع لشکر حق به پایان رسید، و پس از آن حدود یک ماه امیر المؤمنین(ع)در بصره سکونت فرموده، و پس از آن به کوفه آمد و مقر حکومت خود را کوفه قرار داد. و در تواریخ آمده که در مدت توقف آن حضرت در بصره، مدتی مبتلا به کسالت و بیماری شد و فرزندش حسن بن علی(ع)به جای آن حضرت، امامت مردم را به عهده داشت.

    مناظرات کوبنده امام مجتبی (ع) با بنی امیه

    امام حسن(ع) هرگز در بیان حق و دفاع از حریم اسلام نرمش نشان نمی داد. او علنا از اعمال ضداسلامی معاویه انتقاد می کرد و سوابق زشت و ننگین معاویه و دودمان بنی امیه را بی پروا فاش می ساخت و همواره بر این نکته تأکید می فرمود که من برای حفظ جان مسلمانان از جنگ با تو خودداری کردم. مناظرات و احتجاجهای کوبنده حضرت مجتبی (ع) با معاویه و مزدوران و طرفداران او نظیر:عمرو عاص، عتبة بن ابی سفیان، ولید بن عقبه، مغیرة بن شعبه، و مروان حکم، شاهد این معنا است.

    حضرت مجتبی (ع) حتی پس از انعقاد پیمان صلح که قدرت معاویه افزایش یافت و موقعیتش بیش از پیش تثبیت شد، بعد از ورود معاویه به کوفه، بر فراز منبر نشست و انگیزه های صلح خود و امتیازات خاندان علی(ع) را بیان فرمود و آنگاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاویه با شدت و صراحت از روش او انتقاد کرد.

    روایت امام صادق(ع) از چگونگی شهادت سبط اکبر رسول

    امام حسن (ع) پس از چند روزی که پیمان صلح را با معاویه بست و معاویه در مسجد کوفه پیمان شکست، به سمت مدینه رهسپار شد و آن حضرت در تمام مدت امامت خود که 10 سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگی کرد و هیچگونه امنیتی نداشت، حتی در خانه نیز در آرامش نبود و سرانجام به تحریک معاویه و به دست همسر خود (جعده ) مسموم و در روز پنج‏شنبه 28 صفر سال پنجاهم هجرت در سن 48 سالگی به شهادت رسید.

    به گفته محمدبن جریر طبری « معاویه 70 مرتبه آن حضرت را مسموم کرد ولیکن اثر فوری و اساسی نگذاشت تا این که زهری را جهت مسموم نمودن آن حضرت برای جعده دختر محمد بن‏اشعث‏بن‏قیس کندی فرستاد و به همراه آن زهر، 20 هزار دینار فرستاد و 10 قطعه باغ از باغهای کوفه را به نام او کرد و همچنن وعده داد بعد از انجام ماموریت، او را به ازدواج پسرش یزید بن معاویه درآورد. پس او در فرصتی خاص آن زهر را به خورد حسن بن‏علی داد و مسمومش کرد».

    جعده دختر اشعث‏بن‏قیس از خانواده‏های فرومایه، بسیار پست و فرصت‏طلب بود. او نسبت‏ به امام مجتبی(ع) عقده داشت، شاید بدان جهت که نتوانسته بود از آن حضرت فرزندی داشته باشد. از این‏ رو وقتی زهر از سوی مروان رسید و وعده‏ها را شنید و پولها را مشاهده کرد، ارتکاب آن جرم بزرگ را پذیرفت و در روزی گرم و سوزان که امام مجتبی(ع) روزه‏دار بود، به هنگام افطار زهر را در کاسه شیر ریخت و به آن حضرت خورانید.

    ابن‏ابی‏الحدید می‏نویسد: «چون معاویه خواست‏برای پسرش یزید بیعت‏بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی(ع) کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگ‏تر و قوی‏تر از حسن‏بن‏علی(ع) نمی‏دید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.»

    در این توطئه، بیش‏ترین نقش را مروان بن‏حکم که فرماندار مدینه بود ایفا کرد. وقتی معاویه تصمیم بر این جنایت هولناک گرفت، آخرین مرتبه، طی نامه‏ای سری از مروان فرماندار خویش خواست تا در مسمومیت‏ حسن بن‏علی(ع) سرعت گیرد و آن را در اولویت قرار دهد.

    مروان جهت اجرای این توطئه مآمور شد با «جعده» دختر اشعث همسر امام مجتبی(ع) تماس برقرار کند. معاویه در نامه‏اش نوشته بود که جعده یک عنصر ناراضی و ناراحت است و از جهت روحی می‏تواند با ما همکاری داشته باشد و سفارش کرده بود که به جعده وعده دهد بعد از انجام ماموریتش او را به همسری پسرش یزید درخواهد آورد و نیز توصیه کرده بود 100 هزار درهم به او بدهد.

    امام صادق(ع) فرمود: جعده زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبی(ع) روزه داشت و روزهای بسیار گرمی بود، به هنگام افطار خواست مقداری شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این که شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام(ع) فریاد برآورد: " دشمن خدا! تو مرا کشتی، خداوند تو را نابود کند. سوگند به خدا! بعد از من بهره و سودی برای تو نخواهد بود. تو را گول زدند و مفت و رایگان در راستای اهدافشان به کار گرفتند. سوگند به خدا (معاویه) بیچاره و بدبخت نمود تو را و خود را خوار و ذلیل کرد."

    امام صادق(ع) در ادامه سخنان خود فرمودند: "امام مجتبی(ع) بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیش‏تر باقی نماند و از دنیا رفت و معاویه هم بدانچه وعده کرده بود وفا ننمود.».

    معارفی برگرفته از وصیت امام حسن(ع) در آخرین لحظات حیات

    شیخ طوسی(ره) از ابن‏عباس نقل می‏کند: در واپسین ساعتهای عمر امام مجتبی(ع) برادرش امام حسین(ع) وارد خانه آن حضرت شد، در حالی که افراد دیگری از یاران امام مجتبی(ع) در کنار بسترش بودند. امام حسین پرسید: برادر! حالت چگونه است؟ حضرت جواب داد: در آخرین روز از عمر دنیایی‏ام و اولین روز از جهان آخرت به سر می‏برم و از جهت این که بین من و شما و دیگر برادرانم جدایی می‏افتد، ناراحتم.

    سپس فرمود: از خدا طلب مغفرت و رحمت می‏کنم، چون امری دوست داشتنی، همچون ملاقات رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان و فاطمه و جعفر و حمزه(علیهم السلام) را در پیش دارم. آنگاه اسم اعظم و آنچه را از انبیای گذشته از پدرش امیرالمؤمنین(ع) به ارث داشت تسلیم امام حسین(ع) نمود. در آن لحظه فرمود بنویس: این است آنچه وصیت می کند بدان حسن بن علی به برادرش حسین بن علی: وصیت می کند که گواهی دهد معبودی جز خدای یکتا نیست که شریک ندارد، او پرستش می کند او را بدان جهت که شایسته پرستش است، شریکی در سلطنت ندارد و سرپرستی از خواری برای او نیست، و براستی که هر چیزی را او آفریده و بخوبی و به طور کامل اندازه گیری آن را مقدر فرموده، و شایسته ترین معبود، و سزاوارترین کسی است که او را ستایش کنند، هر که فرمانبرداری او کند راه رشد را یافته، و هر کس که نافرمانیش کند به گمراهی و سرگشتگی افتاده و هر کس به سوی او بازگردد راهنمایی گشته است.

    من تو را سفارش می کنم ای حسین به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذری، و از نیکوکارشان بپذیری، و برای آنها جانشینی و پدری مهربان باشی، و دیگر آنکه مرا با رسول خدا دفن کنی که من به او و خانه او شایسته تر از دیگران هستم...

    و اگر از این کار مانع شدند و جلوگیری کردند، من تو را به حق قرابت و نزدیکی که خدا برای تو قرار داده و قرابتی که با رسول خدا داری سوگندت می دهم که اجازه ندهی در این راه به خاطر من به اندازه خونی که از حجامت گرفته می شود خون ریخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص)را دیدار کنیم و شکایت خود به نزد او بریم، و آنچه از این مردم پس از وی بر سر ما رفته به او گزارش کنیم...) این را فرمود و از دنیا رفت.

    به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران


    تاریخ : یکشنبه 30 آذر 1393   ارسال توسط نسل سومی


    فهرست اصلی


    موضوعات


    مطالب اخیر


    نظر سنجی
    مهم ترین علت بدحجابی از نگاه افراد بدحجاب چیست؟










    برچسب ها


    امکانات جانبی


    حدیث موضوعی


    نوای وبلاگ



    آمار وبلاگ
  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر